رعایت حقوق قومی، در میثاق‌های بین‌المللی و حقوق بشری

عباس دلجو
روند جهانی شدن و رشد روزافزون فن‌آوری و گسترش ارتباطات، خودآگاهی سیاسی گروه‌های مختلف قومی را در پی داشته و در نهایت، با رشد جنبش‌های قومی در جهان، ضریب اهمیت هويت‌هاي قومي، نژادي و زباني قوس صعودی و ابعاد وسيع و روز افزوني پيداکرده و بخش مهمی از مباحث و چالش‌هاي سياسي و امنيتي را در جهان به خود اختصاص داده است. درست به همین دلیل در دنیای جدید و مناسبات انسانی، گراف حق‌خواهی و بیداری ملیت‌های محروم و تحت ستم سیر صعودی داشته و نهضت هویت‌خواهی و بازیابی شخصیت قومی، در کشورهای کثیر الاقوام، چالش بزرگی محسوب می‌گردد. پژوهشگرانی چون گابريل اي. آلموند، جيمز اس.كلمن و لويس دبليو پاي، در پيشگفتار مشترك خود بر كتاب «منازعه قومي و توسعه سياسي»: ” رشد فزاينده هويت‌هاي قومي را در حال حاضر عليرغم قوام و دوام دولت‌هاي توسعه يافته صنعتي، واقعيت جهان معاصر مي‏‌دانند.”
{ Enloe Cynthia H., Ethnic Conflicl And Political Development, U.S.A, University Press of America , 1986 , p Viii.}
در دنيای ديجيتالی و به هم پيوسته کنونی، گسترش ارتباطات و تسریع فرآیندهای جهانی، در خلقِ هويت‌خواهى و آگاهي جمعي در ميان مليت‌ها و اقوام جهان، کمک درخوری کرده و منتج به رشد گرافِ شعور و بینش سیاسی اقوام گردیده است. این یک واقعیت غیرقابل انکار است که رشد و گسترش نهضت‌های حق‌طلبانه اقوام در عصر جهانی شدن، بستر منازعات قومی را از قلمرو جغرافیایی به قلمرو ارتباطات جهانی جابجا کرده است. زیرا جهانی شدن روز افزون مدرنیته و رشد سریع روند جهانی و انقلاب در نظام ارتباطات و اطلاعات، باعث رشد اگاهی ملیت‌های محروم جهان گردیده و نخبگان قومی را در راستای تامین مطالبات دموکراتیک شان یاری می‌رسانند.
به همین لحاظ در کشورهای دموکراتیک، نهضت هويت‌خواهى و حق‌طلبی در بين اقوام و اقلیت‌ها از سال 1960 میلادی به این‌سو، رو به گسترش و همگانى شدن می‌باشد. درست به همین دلیل ماده 27 ميثاق بين‌المللي سال 1966م در باره تامین حقوق مدني و سياسي اقليت‌هاي قومي، مذهبي و زباني چنین صراحت دارد: ” در كشورهایي كه اقليت‌هاي نژادي، مذهبي و زباني زندگي مي‌كنند حقوق افرادی متعلق به اين گروه‌ها نبايد نا ديده گرفته شود. در جاهایي كه افراد اين گروه ها زندگي مي‌كنند، بايد بتوانند از فرهنگ خود بهره گيرند، مذهب خود را نيايش كنند و به زبان خود سخن بگويند.”
ناگفته نباید گذاشت که برای جلوگیری از تبعیض و تحقیر اقوام به خاطر وابستگی نژادی، مذهبی و فرهنگی شان، ماده 53 کنوانسیون 1969م عهدنامه‌ها و بند 3 ماده 1 منشور سازمان ملل متحد و ماده 1 و 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر، صریحا طرف‌داران نژادپرستی را مخالفان صلح و امنیت جهانی دانسته و مشخصا این حق قانونی را به اقوام محرومی که در اثر تبعیض نژادی از حقوق اولیه انسانی شان محروم گردیده و نه تنها از حلقه حاکمیت که حتا از حاشیه اجتماع نیز به بیرون پرت گردیده اند، داده اند تا برای احقاق حقوق انسانی شان با تبعیض نژادی مبارزه کنند.
در زمان کنونی نیز پرداختن به حقوق اقوام و توجه به مطالبات دموکراتیک آنان، یکی از ضروریات عمده جهان آزاد محسوب می‌گردد. شاید به همین دلیل بوده است که بعضی از صاحب‌نظران، سده بیست و یکم را “سده اقلیت‌ها ” نامیده‌اند. در این مورد آقای « Gaspar Biro»، چنین گفته است: ” در قرن بیست و یکم نیز این روند وجود دارد و حوادث و بحران‌های ناشی از خواست اقلیت‌ها و گروه‌های قومی چنان رواج یافته است که می‌توان پیشبینی کرد که سده بیست و یکم، سده رستاخیز اقوام باشد. …”
{Biro, Gaspar, 1993, Auto determination. Liberties Individualism. Liberates Nationally, IUHEL, Genève, P. 172. }
اصلا یکی از اساسي‌ترين مشخصه جوامع و کشورهای دموکراتیک، به رسمیت شناختن حق مشارکتِ اقوام و اقلیت‌ها در تعيين سرنوشت شان بوده و این حق در دنیای دموکراتیک کنونی یک نورم پذیرفته شده‌ی بين‌المللي به شمار می‌رود. به همین دلیل برای اینکه اقوام، قادر به تعین سرنوشت سیاسی خویش بوده و از حق مشارکت سیاسی برخوردار باشند، در ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواد 20، 24، 31، 34 و 38 اعلامیه امریکایی حقوق بشر، بندهای «الف، ب، ج» ماده 25 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 3 پروتکل اول کنوانسیون اروپایی حقوق و … صریحا درین مورد اشاره کرده است.
همچنان در ارتباط مطالبات دموکراتیک اقوام، در ملحقه هجده دسامبر 1992 اعلامیه جهانی حقوق بشر، مشخصا چنین به صراحت آمده است: ” افراد اقوام قانونا حق مطالبه و فعالیت برای کسب منافع گروه اتنیکی خود را دارند و در بند سوم همان ملحقه به صراحت می‌گوید که این حق، نه فقط یک حق فردی که حق جمعی نیز می‌باشد. حق جمعی افراد یک قوم، حق قوم است، زیرا قوم جمع افراد قوم است.”{ترنبري پاتريك، حقوق بين‌الملل و حقوق اقليت‌ها، ص 62، ترجمه: آزيتا شمشادي و علي اكبر آقايي، پژوهشكده مطالعات راهبردي، تهران، 1379}
خوشبختانه موفقیت جنبش‌های استقلال طلب قومی در جهان آزاد، خود باعث گردیده است تا جنبش‌های قومی در اقصی نقاط عالم از آن جمله افغانستان، با هم‌آهنگی و تعامل با سایر جنبش‌های قومی و با طرح خواسته‌های انسانی و مطالبات دموکراتیک شان به مثابه عامل بازدارندهِ حاکمیت توتالیتر و تمامیت‌خواه عمل کرده و رژیم‌های استبدادی را با چالش مواجه کرده‌اند. اکنون موج‌های آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی نهضت‌های قومی، در سراسر جهان به حرکت درآمده و به یقین ذهنیت‌های استبدادی، انحصاری و فسیل شده قرون وسطایی را به تدریج یکی پس از دیگری در زباله دان تاریخ خواهد افگند.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 8
  • دلو
  • 1398
  • 28
  • January
  • 2020
  • 2
  • جُمادى الآخرة
  • 1441

عضویت در کانون