نقد نامه ی به سخنان حلیم تنویر

محمد رفیق رجا

نکته های برای آغاز کلام:

اول.«پرندگان که در قفس به دنیا آمده اند،فکرمی کنند که پرواز، نوع بیماری است.» از: جودوروسکی.اگر می خواهید مغز ومعنی سخنرانی تنویر را بدانید همین نقل قول کافی است.اگر حوصله دارید که سخنرانی او وتفکرزمام داران قومی در افغانستان را بدانید تفصیل ان را، در این جا بخوانید.

دوم. پیش از سخنرانی حلیم تنویر در مراسم یاد بود” محمد گل خان مومند” در کولن المان ،که به کوشش “اکادمی علوم افغانستان”  برگزار شده بود ؛ پیام اشرف غنی خوانده شده وهئیت از طرف سفارت افغانستان در المان، به این محفل شرکت ورزیده بودند.مخاطب تنویر درین سخنرانی چنانچه خود او نام می برد، پشتون های افغانستان است.آکادمی علوم واشرف غنی درین باره باید مسئولیت پذیر باشند.

سوم. سخنرانی تنویر، سراسر دشنام وآشکارا عقده گشای است.هیچ چیزی تازه ومهم برای یک نقد جدی ندارد.این گونه سخنان قبلا ازاسمعیل یون ، جرئت، طالبان، یونس خالص، اصولی ودها ادم های مثل تنویر؛ دررسانه ها نشر شده وپاسخ گرفته اند.

چهارم. آنچه که جای بسی تامل است این است که برای تجدید “حاکمیت قومی افغان” از تاجیک ها به عنوان مانع ویا رقیب هر گزنام نمی برد.اما برعکس تنویر برای ایجاد تساوی اقوام به قول او، از هزاره ها وازبک ها به عنوان موانع اصلی نام می برد.؟

تنویر با برهنه ترین زبان، برای برابری وتساوی اقوام؛  پشتون هارا تحریک می نماید که شریعت داعشی را برای تقسیم واجباردختران هزاره به مردان پشتون تبارتطبیق وعملی نمایند. این سخن او کاملا یک امرجرمی وقابل تعقیب عدلی است.هم در اروپا وهم درافغانستان.

پنجم.درین نوشته کوشش می شود توضیحات ونقدی مختصری به گفته های تنویرکه نشر شده است، ارائه خواهد شد. واقعیت این است که به همان اندازه که اقوام وملیت های افغانستان ازستم حاکمان پشتون رنج وفقر کشیده است؛ اکثریت طبقه محروم پشتون، قربانی رهبران سیاسی وحاکمان فاشیست پشتونها درافغانستان است.به همین خاطر،مخاطب این نوشته طبقه فقیربرادران پشتون وبرخی روشنفکران این تبار نیست. بلکه بطورکامل مخاطب این قلم حاکمان پشتون تباراست که مردم وافغانستان را ملک وطلق خود دانسته وجز خرابی وویرانی هیچ دست اورد در تاریخ این کشور نداشته است.

ششم.افغانستان کنونی را، تا سرحد ویران وناتوان نموده است که نمی تواند این کشور، روی پای خود ایستاد شود.مردم افغانستان با التماس ازنظامیان امریکا ی می خواهند که افغانستان را ترک نه نمایند. آقای تنویر! باعث چنین بد بختی وفلاکت ملی، هزاره ها است یا شما وطالبان؟.طالبان کیست؟. اما وحالا. کسی مگر شک دارد که مسئول مستقیم ویرانی فرهنگی وخرابی اقتصادافغانستان کسانی است که اختیارات مطلق درین کشور داشته است.300 سال فرصت کمی نیست. زمام داران پشتون تبارباید پاسخ بدهند. فرصت این دو ده اخیر را که تمام جهان با صدها میلیارد دالربه کمک افغانستان امدند، زمام داران پشتون تبار وطالبان مسئولیت اش را باید بپذیرند. همه می دانند که پس ازسال 2001 اقوام افغانستان برای بازسازی ولب خند زندگی کمر بستند وسلاح را بر زمین گذاشتند. اما برعکس بار دیگر،طالبان ، کرزی واشرف غنی تمام این فرصت هارا سوختاندند.

این مسئولیت تاریخی را با متهم نمودن چند قومامندان، از تبار دیگر، نمی شود از آن رفع مسدولیت نمود. این قوماندانان نیز محصول سیاست تعصب وپلان خصمانه ای قومی زمام داران افغان است.خلیل زاد، کرزی واشرف غنی این هارا خریدند وبزرگ کردند تا از رشد جریان “روشنفکر ملی” وازادی خواه جلو گیری نمایند.

هفتم.این سخنرانی در مراسم بزرگداشت از”محمد گل خان مومند “ایراد شده است ونه درمجلس تصمیم گری، برای احیاء”نظام نامه ناقلین” چنانچه برخی ان را نوشته اند. “نظام نامه ناقلین” بیش از یک دهه است به جریان افتاده است.این کشف تازه نیست.  پلان انتقال پشتون تبار ها، به شمال در اخیر زمام داری دوره اول اقای کرزی در کابل با مشورت خلیل زاد وحلقه قومی در ارگ، باز خوانی شده ودرچندین عرصه شروع به کار نمودند.یکم. تغیرات در پست های امنیتی ونظامی در تمام صفحات شمال برای زمینه سازی تطبیق پلان “نظام نامه ناقلین “ایجاد نمودند.دوم.به دلیل کمبود نفوذ پشتون ها در شمال، صدها خوانواده را از جنوب به شمال برای اسکان در مناطق پشتون نشین واطراف ان نواحی، منتقل نمودند.همه به یاد دارند که در برخی ولایات فریاد دادخواهی مردم بر امدند. حتی کرزی برای رد گم کردن پلان، امریکایی ها را متهم کرد که هیلوکوپترهای انها در برخی مناطق سمت شمال، داعیشی هارا جا بجا می نماید.منظور این است که این پلان بیش از یک دهه است که آغازشده وبا برنامه منظم در ابعاد مختلف درحال توسعه است.

هشتم. درین نوشته نکات مهم سخنرانی اورا، به دلیل اینکه پراکنده وغیر تحلیلی است برای نقد وپاسخ ؛ قلمی وبرجسته می نمایم :

  1. تنویرمی گوید: «آنها از روی عقده های شخصی مارا فاشیست می خوانند.» اینجا معلوم نیست مخاطب او کیها است به احتمال قطعی اکثریت نویسندگان وفرهنگیان افغانستان است.

توضیح: واقعیت این است که فاشیست در ادبیات سیاسی چند سال اخیر در افغانستان “حاکمان فاشیست افغان” منظور است.انهای که با زور،تحکم وبا تکیه بر نیروی بیگانه در برابرآزادی،برابری ،عدالت وحق تعیین سرنوشت ملیتها، به هر گونه سیاست ضد ملی توسل نمودند.فاشیست افغانی با فاشیست های مثلا ایرانی والمانی تفاوت فاحش دارند.فاشیست های افغانی برعلاوه معنی عمومی آن، چند خصوصیت منحصربه فرد به خود را نیزدارند: تنبل، بی استعداد، بی رحم ومتخلق به فرهنگ خاص قبیلوی که پسر چشم پدررا برای امارت از حدقه با دستان اش دراورده واینگونه اورا به قتل رسانده است.شاگرد استاد اش را توسط بالشت خفه کرده وبه قتل رسانده است.

در طی 300 سال اخیردرافغانستان، اگرچند ماه وسال نهایت مقطعی وکوتا ه را ؛ استثنا کنیم و به قول اسمعیل یون :زمان « بچه سقاواول وسقاودوم» را در نظر نگریم؛ هیچ گاهی حکومت های افغانستان بدست غیر پشتونها نبوده است. فقر، جنگ، مصیبت به نام طالبان در قرن 21 وفقدان استقلال کشور؛ این ها همه اسناد اینکار ناپذیر است ازتنبلی، بی سوادی وبی رحمی امیران وحاکمان افغان که سرنوشت ملیون ها انسان را درین کشور به گروگان جنگ وفقر گرفته است.

او می گوید« انها مارا فاشیست می خوانند تا بتوانند خود را مطرح نمایند».توضیح: این واقعیت دارد. ملیت ها حق دارند خود را مطرح نمایند.حق دارند برای حق تعیین سرنوشت انسانی خود مقاومت نمایند.

  1. تنویر با اشاره به محمد گل خان مومند می گوید:«اگر او برای پشتون ها جای داده در آنجا(شمال) که کوچی هاسرگردان بودند بعد از حمله چنگیزحق داشت. بعد از این من هم انجام می دهم و تمام پشتو ن ها را در تمام سرزمین های افغانستان که حق حکومت است جای می دهم.»

توضیح:فرمان جنگ، غارت ،تاراج واشغال سرزمین های شمال بدون هیچ مدرک جز اینکه ما افغان استیم وحق داریم از سوی تنویرداده می شود.او به صراحت می گوید که من هم این کار را می کنم.اشغال سرزمین اقوام وملیت های دیگرحق پشتون ها است.

او سوال اش را خود جواب می دهد که : «فاشیست در افغانستان کی ها هستند؟ آنهای هستند که عقده های گذشته داشتند» با کمی دقت، او اعتراف می کند که ملیت های افغانستان عقده ی تاریخی دارند.اما نمی گوید این عقده از کجا امده است. با فرض اینکه ملیت های افغانستان عقده تاریخی دارند این عقده شخصی که نیست. این عقده نتیجه اشغال زمین، کشتار ، اسارات وباعث عقب ماندگی ، فقر جنگ وطالبانیزه شدن افغانستان در قرن 21 است.آیا 3 قرن اسارت در فقر ودرماندگی وجنگ؛ عقده نمی اورد. شما می خواهید زمام داران افغانستان را از ته جهنم زندگی به نام افغانستان، تحسین نماییم.

  1. گذشته از اینها واقعا اگر سر در گریبان کنی، فاشیست ها در افغانستان کی ها است؟

تاریخ افغانستان را یک بار ورق بزنید.تاریخ افغانستان جز جنگ وکشتار مردم افغانستان، برای تاج وتخت امیران افغان، هیچ سخن از سازندگی ، توسعه و ترحم انسانی برای نجات از فقروفلاکت وجود ندارد.شاهان افغان را با حاکمان جهان نه؛ با همین همسایه گان که شما در خیال خود انهارا رقیب می دانید مقاسیه کنید.همین دیروزسند را از صدراعظم ایران دیدم که ظاهرشاه دررم، برای گدای چند هزار دالر، پیش شاه ایران داماد اش را روان نموده بودند. فیسبوک” اکبر کنجی”

  1. تنویرمی گوید: « پشتون ها نام و ننگ افغانستان را نگه داشته اند» توضیح: بگذارید اول میان این توضیح وخلق ستم کشیده پشتون ، دیوار بکشم. شما از کدام نام وننگ سخن می گویید؟ ایا چیزی را بنام حیا وشرم می شناسید؟

– مردم افغانستان برای استقلال کشورش می جنگید اما امیران افغان با انگلیس ها از راه معامله، مزد سالانه دریافت می کردند.

– در فروش وامتیاز دهی به روسها واینگلیس ها امضاء غیر امیران افغان را کسی دیده وشنیده اند.

-از گذشته ها که گمان نکم این همه اسناد ومدرک را ندیده باشید بگذریم. همین اکنون، رهبران موثرسیاسی افغان تبار، طالبان، گلبدین وهرچه هرچه دارید، آیا تا خر خره غرق نوازش های بادارانه پول ومواد انفجاری از پاکستان نیستند.؟

– ترویج وقاچاق مواد مخدر،فدایی شدن برای چند عرب نادان ،انفجارو انتحاردر مکتب ها، دانشگاها،مراکز صحی ودرمیان جمعیت اطفال معصوم،انفجار پل وسرک ها، بریدن بینی زنان، فروش زنان  ودختران در بازار عرب وعجم ودربرخی مناطق مشخص که مشهورشده است. ایا این ها حفظ نام وننگ افغان است؟ چرا اکنون هیچ انسان روشنی در اروپا وافغانستان، خود را “افغان” نمی گویند. می گویند ما افغانستانی هستیم؟ ایا این نفرت را جوالی هزاره، سقاوتاجیک وازبک به قول شما کله خام مسول است؟

این پاراگراف را با کلام از ابوالولید مصری درکتاب” غوغایی بر بام جهان “ختم می کنم.اودر سالهای اول ورود به افغانستان، در زمان حضورروسها درین کشور، عاشق سینه چاک قبایل بوده است.به این دلیل که به قول خودش زندگی وفرهنگ قبایل ، شباهت های زیاد با اعراب بدوی دارند.این شخص بیش از بیست سال در میان قبایل افغان، زندگی کرده واز یاران نزدیک اسامه بن لادن است وسرانجام به این نتیجه می رسد و می نویسد:«به وسیله پول می توان افغان هارا (البته به استثناء شمار اندکی)در خدمت سلب مفاهیم واقعی دین وناموس وحتی قبیله در اورد، به خصوص اینکه قبیله دیگرغیراز قبیله خودش باشد.»ص111 جلد اول.

  1. جناب تنویرازمشکل بنام عدم تساوی اقوام سخن می زند.دریغ از فهم اندکی از مشکلات کنونی میان اقوام افغانستان. او تمام مشکلات قومی در کشور را، به نبود علف چر برای کوچی ها تنزیل می دهد. اودرین باره مثال می زند که بامیان علف چرکوچی ها است.او ازکشتارفجیع مناطق مسکونی که هر سال توسط کوچی ها غارت می شود هنوزهم شکایت دارد که دولت ومامورین دولتی مثل سباوون با گرفتن رشوت، هر سال حق چپاول کوچی هارا به رسمیت نمی شناسد.به نظر تنویرکشتن اقوام دیگر، غارت سرزمین انها حق کوچی ها است که در سالهای جنگ در افغانستان ضایع شده است.

 

  1. اودرباره تساوی اقوام به سخن سرای ادامه می دهد ومی گویدکه: «من اگر به قدرت بیایم اختلاط اقوام را به وجود می آورم.دختر هزاره را برای بچه پشتون می گیرم.ختمش می کنم.من شاگرد محمد گل خان مهمند هستم.نمی گذارم دیگراقوام سر بلند کند.»

توضیح: این گونه راه حل برای “حل مسئله ملی “زبان اصلی زمام داران افغان است.هیچ چیزی تازه ی را تنویر بر زبان نه رانده است. روستا ترکی تئوریسن طالبان، دربرنامه به عبارت دیگر بی بی سی چند سال پیش دقیقا چنین می گوید :«تغلب وتسلط کامل به وسیله زوربر اقوام دیگر راه حل کم هزینه وموفق است» وی مثال می زند که در برخی از کشور های چند ملیتی در جهان ؛ این راه حل با محو فزیکی اقوام دیگرنتیجه داده است. من تا هنوزهیچ راه حل زمامداران افغان رابرای “حل مسئله ملی “غیر از انچه تنویروروستا ترکی، بر زبان اورده است ندیدم ونه شنیدم.

7- تنویربه دلیل اینکه قبلا در همین مراسم یاد بود “محمد گل خان مومند” کسانی دیگر، کارکرد تمام زمام داران افغان را نقد عالمانه کرده باشد، او در عکس العمل بی سابقه ای ،یک سره از همه امیران افغان به دفاع برمی خیزد.همه را تبرئه نموده ومخالفین زمامداران افغان را که چنین ارزیابی می نماید بر عکس، نادان می خواند.

8-بر اساس ارزیابی سخنان تنویر، اونه تنها داکتر نیست که از سواد ابتدایی بی بهره اند. اودرمصداق عینی کلمات چون فاشیست، فئودالیست وکاپیتالیست کاملا بی هوده سخن می گوید.برا ی کسانی که اندک از تاریخ افغانستان اطلاع دارند می دانند که زمام داران افغان هیچ گاهی وهیچ کدامی آنها پلان عبور ازفئودالزیم ، قصد وفهم برهم زدن مناسبات فئودالی را نداشته است.آقای تنویرچند جوان فیلم سازرا که مطابق میل او نبوده کاپیتالیست های جدید می خواند. آنهای را که ازستم وتبعیض قومی، دادخواهی می نمایند فاشیست خوانده ونسبت به مناسبات فئودالی وخصوصیات زندگی غیر فئودالی کاملا برداشت های طالبانی وغیر علمی دارند.

او برای پاک نمودن عرق شرم تاریخی خود می گوید زمام داران افغان همه ضد فئودالیزم بودند:« این فئودال ها بودند که نگذاشتند اصلاحات به وجود بیاید.» حتما منظور تان از ضدیت امیران افغان با فئودالزیم این است که انها همه انقلابی یا خصوصیات شهری داشتند.کدام یکی از این امیران سواد داشتند. کدام یکی از انها خصوصیات شهری داشتند.کدام یکی از انها ، خدمه ،کنیزو برده نداشتند. از کدام یکی از انها  حد اقل پلان در روی کاغذ، برای مدرنیزه شدن افغانستان وتلاش برای ترقی کشوربه تاریخ مانده است.

او بدون توانای ارزیابی علمی، سیاسی، اقتصادی وجامعه شناسانه افغانستان کنونی؛ تمام خرابی های این ملک وزمانه را به گردن چند قوماندان زمان جهاد، مثل محقق ودوستم انداخته وخطاب به پشتون ها فرمان انقلاب، مثل انقلاب کبیرفرانسه را صادر می نماید.

او اصلا از بیخ نمی داند که انقلاب چیست.او چنان به نادانی از انقلاب فرانسه سخن می گوید که در هیچ عقلی انسان امروزی نمی گنجد که کسی در اروپا زندگی کند وانقلاب فرانسه را سرچپه بخواند.

اقای تنویردرد ما این نیست که پشتون ها در افغانستان حکومت می کند.درد ما این است که فرهنگ قبیلوی وکوچی گری ، استعداد وعقل انسانی  را زایل ودر نتیجه انسان را ازانسانیت تهی می سازد.

انسان تهی از خصوصیات انسانی؛ تهی ازعاطفه ، محبت وترحم انسانی نیز است.طالبان در مدارس اطفال معصوم را توسط انتحار،برای منافع پاکستان تکه تکه می کند وشما با شرارت کلام وخشونت سخن، این بی عاطفگی وبی مهری را نسبت به انسان های بی دفاع، دختران وزنان هزاره نشان می دهی. شما بدون هیچ لکنتی زبان وهیچ ترحم انسانی ،به بردگی کشیدن دختران وزنان هزاره ر نقد نامه ی به سخنان حلیم تنویر

ا انقلاب فرانسه، معنی می کنید. شما نمی دانید که انقلاب فرانسه نقطفه عطف تحول و پایان نظام بردگی در اروپا، به سمت ازادی، عدالت ،برابری ،قانونیت وتغییر برای انسانی ساختن فرهنگ وزندگی بود.

اگر انقلاب فرانسه را با اسناد وانصاف دراوضاع افغانستان معنی کنیم معنی آن چنین است : پایان بردگی اقوام وملیت های زحمتکش افغانستان.ختم فروش دختران وپایان ازدواج اجباری وفروش زنان وختم فرهنگ بریدن بینی زنان.پایان تحمیل زندگی وفرهنگ کوچی گری بر زندگی وفرهنگ شهری ومدرن.پایان گروگان گیری، زورگوی، انتحار ،انفجارمدنیت، مکتب وکتاب.ختم قیمومیت سرنوشت افغانستان ، بدست طالبان وگروه از ترجمانان امریکایی. پایان معاملات افغانستان به انگلیس ، امریکا وپاکستان.پایان حکومت های قبیلوی ،امارتی وطالبانی. استقلال، ازادی وبه رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملیت ها وایجاد حاکمیت ملی ومدرن ومتمدن در افغانستان معنی اصلی انقلاب فرانسه در اوضاع افغانستان است.

9- اقای تنویر برای اینکه طرح فرهنگی برای پشتون ها داده باشد می گوید:«وزیر تحصیلات عالی را باید به لنگ آویزان کنیم» به دلیل اینکه چند سال پیش 6 نفر از لوی پکتیا در کانکور قبول شده است. اقای تنویربا بر افروختگی از “اکادمی علوم افغانستان” سوال می کند که شما درین سالها چه کارکرده اید.

توضیح: منظوراقای تنویراین است که چرا برای زمام داران “نالایق افغان “تاریخ دروغ نساخته اید. اقای تنویر این سوال را کمی عمومیت بدهید و ان را به زمام داران افغان حواله دهید که در طی این 3 قرن که زمان کمی نیست،  شما با وجود اینکه بر تمام امکانات وسرنوشت این ملک بطورمطلق مسلط بوده اید، چه کاری برای این مردم انجام داده اید؟

از اینکه برخی اقوام افغانستان تا آخیردوره ظاهر شاه عملا اکثریت دروازه های علمی ودانشگاهی به روی آنها بسته بود؛ چیزی نمی گویم.اما از یازدهم سپتامبر2001 به بعد حساب می کنیم. پس ازسال 2002 بارها تظاهرات ضد تبعیض در دانشگاها ثبت تاریخ افغانستان شده است.در دوران اشرف غنی سرانجام ورود به دانشگاها سهمیه بندی شد.این گونه تپ وتلاش های راسیستی، یقینا محصول حسادت وتبعیض گروهای قومی مثل شما است.

برعلاوه بسیاری مناطق افغانستان که تحت فرمان طالبان است؛ مکتب ودانشگاه را چندین بارتخریب کرده وبیش ازدها برابرمصارف بودجه کل معارف وتحصیلات افغانستان مصرف بازسازی آنها وانجا، گردیده است.شما به جای انقلاب در فرهنگ ضد مکتب وکتاب در جامعه خود؛ همیشه تلاش ورزیده اید که برای تحصیل فرزندان معصوم اقوام دیگر، محدودیت ایجاد نمایید.عشق وعطش، تحصیل وفرهنگ فرزندان مردم در مناطق غیراز طالبان، ایا جرم است.آیا جذب وجلب فرزندان معصوم مناطق تحت تسلط طالبان، برای داعش وسربازگیری برای طالبان پاکستانی، جرم فرزندان معصوم عاشق تحصیل در مناطق غیر طالبان است.با کدام وجدان شمایان واشرف غنی برای ایجاد محدودیت تحصیل نسل جوان وطن، ورود به دانشگاها را بر اساس نژاد وقوم سهمیه بندی نموده اید؟

 

10- اقای تنویر! تا زمان که برای ویرانی فرهنگ قبیلوی، طالبانی وکوچیگری انقلاب وتحول اساسی نشده است اوضاع زندگی وسرنوشت کسانی که برای پیش رفت انها، فرمان تاراج زنان هزاره رامی دهید هیچ تغییر رخ نخواهند داد. تغییر وتحول درانسان ها ریشه های علمی دارد.شما خود برای مطالعه چنین مفاهیم یک مضمون واقعی برای مطالعه هستید. بیش از 30 سال زندگی در اروپاهیچ تغییروتحول درشما رخ نداده است.این قابل تحقیق ومطالعه اکادمیک است.شما از نظرانسانی وفکری با طالبان که اطفال را سر می برند والله اکبرمی گوید چه فرق دارید؟

دراخیرسخنرانی، اقای تنویرنتیجه گیری می نماید وخطاب به پشتون هامی گوید تا زمان که ما تاریخ،زبان، روان جامعه وجامعه خود را نشناسیم،  نمی توانیم در افغانستان رهبری و حکومت نماییم.

توضیح: درد شما درهمین نکته  نهفته است که توانایی وشایستگی رهبری ومدیریت را از نظراستعداد فرهنگی ، سیاسی وتاریخی از دست داده اید.شما حق دارید این درد کمی نیست.

شناخت از موضوعات را که برشمرده اید بی هیچ شکی خوب است.اما پیش از ان باید با علم باور داشته وآن را تحصیل نماییم.درپروسه تحصیل انسان تغییر وتحول می یابد.ادمی با علم وآگاهی به جوهر انسانیت دست می یابد. علم نگاه ومغز ادمی را برای دریافت حقیقت ومعرفت اماده ساخته وتوانای عبوراز خصوصیات عقب مانده، حیوانی و غیر انسانی را به ادم هدیه می نماید.بدون علم وآگاهی ادم ها تغییر نمی یابد. درجه هویت وانسانیت ، دقیقا به درجه کسب علم وآگاهی تعلق دارد.به تعبیر دیگر بدون تحول ومعرفت انسانی؛ صرف دانستن تاریخ امیران افغان ، خشونت ، تعصب وفاجعه را تکثیرمی نماید.بدون معرفت انسانی از انقلاب برای ازادی انسان؛  اسارت وتجاوزبر زنان وحرمت انسان هارا می فهمییم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 12
  • سرطان
  • 1399
  • 2
  • July
  • 2020
  • 11
  • ذو القعدة
  • 1441

عضویت در کانون