تجربه ی “جمهوری اسلامی” در ایران

محمد رفیق رجاء

نزدیک به یک هفته است که “جمهوری اسلامی ایران” در آتش خشم مردم گرفتار امده است. اینکه این خشم به ارامی وموقتی فرو می کاهد یا دولت موجود را می سوزاند؛ نشانه ی روشنی از فروپاشی حکومت اسلامی به چشم دیده نمی شود.اقتدارحکومت اسلامی به، سپاه پاسداران،ارتش ونیروی انتظامی خلاصه نمی شود.حکومت موجود حمایت مساجد در هرکوچه ،محله و قریه پایگاهای میلونها بسیجی را پشت سر دارد که با اعتقادات مذهبی از این حکومت به میدان خواهند امد. به همین دلیل گفته شد که نشانه ی سقوط حکومت اسلامی در ایران همین اکنون وجود ندارد.اما نارضایتی ملیون ها ایرانی وسیاست نظامی واقتصادی حکومت موجود، می تواند؛ راه را برای سقوط رژیم موجود هموار سازد.

مهم ومفید برای افغانستانیها، بحث برسر تجربه ی حکومت اسلام شیعه در ایران است.حد اقل از این لحاظ که سالها است؛افغانستان در آتش جنگ احزاب اسلامی ویا به نام اسلام وحکومت دینی می سوزد. بیش از چند دهه است که محافل اندک فکری وفرهنگی در افغانستان، در بحث جمهوری اسلامی،حکومت اسلامی، اقتصاد اسلامی، مدیریت اسلامی، اخلاق اسلامی ودر کل تجربه اسلام سیاسی ؛گیر مانده اند. چگونگی تاثیر گذاری ایران در افغانستان بحث مفصل است که این نوشته ظرفیت بیان آن را ندارد.اما درینجا فقط، اشاره واعتراف برنوع تاثیر گذاری ایران مثل پاکستان بر افغانستان است که بدون هیچ حد ومرزی ، جاری بوده واست.  سپس بطور مختصر، تجربیات نظام سیاسی اسلامی در ایران را، ازچند لحاظ بطورمختصروکلی، توضیح خواهم داد.

هرگونه تحولات در کشورهای همسایه در”افغانستان بی ثبات وفقیر” نقش مستقیم داشته و دارد. به خصوص اینکه افغانستان تحت تسلط حکومت های قبیلوی، از هر لحاظ، به کشورهای همسایه وابسته مانده است. ازنظر مذهبی؛ کتاب مذهبی وملای افغانی یا از پاکستان وعربستان می ایند ویا از ایران. فرهنگ، اقتصاد وسیاست پاکستان وایران که تقریبا مستقیم وبی کدام تعدیل و”افغانیزه شدگی” بر حیات فرهنگی وزندگی مردم افغانستان موثر است.

جریان های ایدئولوژیک چپی ویا مذهبی بلا استثناء وابستگی فرهنگی به کشور های همسایه داشته ودارند. مثلن. جریان حزب دموکراتیک خلق افغانستان از ادبیات گرفته تا مسایل تئوریک، شاگردحزب توده ای ایران بود.هم چنین جریان های مذهبی چه سنی وچه شیعه، هیچ گاهی مرکزیت ملی افغانی نداشته است هرچه بوده واست ازنظرفکری وفرهنگی وابسته ی کامل کشورهای اسلامی بوده واست. درهیچ کجای دنیا چنین کشورفلاکت زده ای وجود ندارد که هیچ استثنای از هر جهت، در وابستگی ودرماندگی، متاسفانه نداشته باشد. واقعیت این است که افغانستان ازهر جهت؛ قلمروی ملک فرهنگی وسیاسی کشورهای همسایه است.

تاثیرتحولات کشورهمسایه یک امر طبیعی است. اما تاثیر تحولات واراده کشورهای همسایه در افغانستان مستقیم وغیر عادی است.مثلن: “گلاسنوست وپروستریکا” در شوروی باعث شد که حکومت نجیب سقوط نماید.مجاهدین در کابل وارد شوند. مداخله پاکستان، طالبان را اورد.ادامه مداخله آن کشور، باعث شد که صدها کشورجهان نتوانند امنیت وزندگی را در افغانستان بر گردانند.

ایران ازلحاظ فرهنگی وتمدنی یکی از بزرگترین کشورهای همسایه افغانستان است.نقش ایران در سیاست وامنیت منطقه ای ما قابل توجه است. هم در ارامی وهم درنا امنی. یکی از”عنصرامنیتی” در دنیای امروز؛ وسیله ی به نام “دین،سیاست وفرهنگ” است که ایران به خوبی ازآنها برای تاثیر گذاری استفاده نموده است.تاثیر سیاسی وفرهنگی ایران در افغانستان نیزغیر قابل اینکار است.

ایجاد نوع نظام اسلامی درایران، به تناسب توان وظرفیت فکری خود، در مناطق خاص ازکشورهای جهان تاثیرات مهم گذاشته است.طبیعی است این توان وظرفیت فکری در برابرتحولات پیوسته فرهنگی، علمی وتمدنی در حوزه ی اندیشه ای انسانی؛ موقتی ومقطعی است.

در نیم قرن اخیر؛ دوجریان فکری با شباهت های زیادی عقیدتی،فرهنگی، سیاسی وایدئولوژی؛ اسلام سیاسی را بنیاد گذاشتند.اخوان المسلمین واسلام سیاسی شیعه ایرنی. اخوان المسلمین بنا بر دلایل نتوانستند در کشور های اهل سنت حکومت اسلامی را ایجاد نماید.هر چند توانست تفکر را احیاء نماید که بر اساس آن ؛ احزاب اسلامی برای ایجاد حکومت اسلامی در برخی کشور های اسلامی از جمله در افغانستان، شکل بگیرند.

اما اسلام سیاسی شیعه در ایران، توانست برای چندین دهه حکومت را بر اساس تفکر دینی ومذهبی تجربه نماید.تاثیر بنیان گذاران اسلام سیاسی شیعه، مثل مرحوم شریعتی ،بازرگان، مطهری،خمینی ودیگران براحزاب اسلامی شیعه وسنی در افغانستان به دلیل زبان مشترک وفرهنگ مشترک؛از هر لحاظ نا محدود است.در نتیجه می توان گفت که اسلام سیاسی درایران، برای ایجاد تشکل احزاب اسلامی،حضورآنها در میدان سیاست واطمینان به نفس مبارزه؛ برای ایجاد حکومت اسلامی در افغانستان موثربوده است. اما اینکه این تاثیرتا چه حد بوده وتا کجا ادامه خواهد یافت معطوف به این است که اساسن اسلام سیاسی در ایران، چگونه تجربه حکومتی ودست اوردهای موفق در ایران داشته که برای حکومت داری ،مدیریت واسلامی شدن فرهنگ وسیاست در افغانستان آموزنده وقابل تامل باشد.

تجربه ودست اورد حکومت اسلام شیعه در ایران:

یک. تجربه حقوقی:از لحاظ حقوق مدنی وحقوق اساسی هنوزهم نظام سیاسی اسلام شیعه ، به تناسب زمان وتحولات علمی حقوقی در مناسبات انسانی وحکومتی به سمت تغییر وباز نگری اساسی قرار دارد. هرچند تمام علوم بشری به تناسب زمان، تحول پذیر است.اما هرگونه تحول از این دست؛ درعلوم بشری ممکن است؛ نه در نوع فهم دین که نظام حقوقی آن تکلیفی وتعبدی است. یک باردر زمان مرگ اقای خمینی اصلاحات مهم ،در قانون اساسی اوردند. درقوانین مدنی وفقهی از آغازجمهوری اسلامی تا هنوزتغییرات زیاد براساس اجتهاد ومصلحت اجتماعی وحکومتی امده است. با وجود این، اکنون تامین حقوق اساسی مردم ایران،مثل حقوق زنان،حقوق مدنی، ازادی های سیاسی واجتماعی؛ با حکومت “ولایت مطلقه فقیه” در تقابل مطلق قرارگرفته است.تقابل که با اصلاحات اندک، امکان حل آن وجود ندارد. به طور مثال، تقابل و تضاد بنیادی میان حکم حکومتی ولایت فقیه با رای وانتخاب مردم وجود دارد. از طرف دیگردر اجرای سیاست های کلان ملی که مهم وسرنوشت ساز است، حکم حکومتی “ولایت مطلقه فقیه”؛ برانتخاب مردم وریس جمهورانتخابی، مقدم است.

اگر تاثیرات نظام های حقوقی معاصرغیر اسلامی و به خصوص (حقوق رومن- ژرمن) را؛ ازنظام حقوقی و سیاسی اسلام شیعه در ایران بر داریم؛ چیزی برای الگو پذیری ازحقوق اسلامی، چه دربعد حکومت داری وچه از لحاظ حقوق مدنی ، وجود ندارد.

دوم. تجربه نظام اقتصادی: چنانچه رهبران فکری جمهوری اسلامی ادعا می کردند؛ اصل نظام اقتصاد اسلامی همان نظام مختلط دولتی وخصوصی است. اما در تجربه چندین دهه حکومت داری اسلام شیعه ، هیچ تئوری روشن برای این نظریه ، ارائه نشده است.درین عرصه نیز بیشترینه ازتجارب، قوانین و تعاملات اقتصاد خصوصی ودولتی؛ وتجربه کشورهای غیر دینی وبه خصوص غربی، استفاده ،شده است.

سوم.تجربه فرهنگی: یکی از دست اورد های مهم تاثیرات فرهنگی؛انسان دوستی،معنویت، اخلاق ومدنیت در روابط انسانی است.شاید هرگز، معنویت،اخلاق انسانی ومدنیت جامعه ای ایران اسلامی ومدیران حکومت اسلامی آن؛ با اخلاق ومدنیت انسانی ، مردم ،جامعه وحکومت های غیر اسلامی ومدرن در دنیای امروز؛ مثلا اروپایان قابل مقایسه نباشد. مدارا، مدنیت واخلاق انسانی درروابط اجتماعی خود ایرانیان، درایران به کنار؛ تقریبا هیچ مهاجر، بیگانه وخارجی نباشد که با چشم گریان، از تحقیرایرانیان مسلمان،از ایران خارج نشده باشد.

چهارم. تجربه سیاسی: ازلحاظ تامین ازادی های سیاسی احزاب دیگراندیش وازادی فعالیت های سیاسی افراد،حکومت اسلامی در ایران، ازاکثریت کشور های اسلامی دموکرات تر است. امادر مجموع ظرفیت حکومت اسلامی در ایران از این جهت ؛ نسبت به کشورهای مدرن ومعیارهای امروزین حقوق بشری؛ بی نهایت ضعیف ومستعد تحول اساسی به نفع ازادی های انسانی ودموکراتیک نیست.

مهم ترین وجه سیاست در حوزه کلان سیاسی وملی “استقلال سیاسی” است. استقلال سیاسی زمان ممکن است که از لحاظ اقتصادی یک کشور مستقل وبی نیاز باشد.ایران از نظر اقتصادی به دلیل نفت ، کشورثروت مند منطقه است. اما روابط وتعامل زندگی جهان معاصر؛ بگونه ای درهم تنیده که هیچ کشورنمی تواند بدون ارتباط وتعامل با جهان ادامه حیات بدهد.ایران اکنون از نظرتصمیم گیری های ملی مستقل ،قابل تقدیر وستایش است. اما سیاست های ایران بگونه ای است که اکنون در انزوای ، روابط ومعاملات اقتصادی در جهان، با مرگ ، دست وپنجه می زند.

اروپا، روسیه ،چین ،ترکیه ، اندونزیا ودها کشوردیگر در جهان، مستقل است و بیشتر ازایران،منافع امریکا را تهدید می کنند. اما ایران بدون اینکه وسیله قوی در روابط بین الملل داشته باشد به جنگ امریکا رفته است.تحریم اقتصادی در روابط کنونی جهان،خود؛ جنگ آشکار برای سرنگونی یک حکومت است. جنگ که امریکا برای سرنگونی حکومت مستقل ایران به راه انداخته است. البته که امریکا ماهیتن مداخله گر وبرای حمایت ازمنافع خود به هیچ قوانین انسانی وبین المللی پابندی ندارد. اما سیاست های حکومت موجود ایران، این کشور را در موقعیت قرار داده است که با امریکا؛ در واقع دو لبه ی یک قیچی است که زندگی مردم وارامش ، منطقه ای وسیع از کشور های اسلامی را،اسیر نموده اند.

نتیجه گیری: جمهوری اسلامی در ایران چه بماند وچه برود؛ تجربه مهم بود، برای کشورهای اسلامی درطی نیم قرن اخیر، که اسلام سیاسی نه شیعه ونه سنی؛ ظرفیت وتوان فکری برای ایجاد جمهوری با پسوند اسلامی را ندارند.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 18
  • قوس
  • 1398
  • 9
  • December
  • 2019
  • 11
  • ربیع الثانی
  • 1441

عضویت در کانون