عوامل اصلی سلامت انتخابات وچالشهای “انتخابات در افغانستان”

محمد رفیق رجا.

انتخابات یکی از شیوهای تعیین مدیران یک دولت ملی ودموکراتیک است. مردم در چارچوب قوانین ملی برای شکوفایی وتحول ، برای جلوگیری ازهرگونه بحران داخلی ،ملی وبرا ی جلوگیری از فساد واستبداد ؛ برای مدت معین، ریس حکومت ویا نمایندگان پارلمان را انتخاب می نمایند. پدیده انتخابات در جهان وتاریخ خود ؛ پروسه و شیوه حل منازعات قدرت ومدیریت در یک کشور است. اما چرا درافغانستان انتخابات، خود به عنوان بزرگترین مشکل تبدیل گردیده است.البته این بحث ، بی نهایت دراز دامن است. اما این قلم درین نوشته بشکل مختصر، برخی از مسایل مهم این پدیده را برای اغازبحث های بیشتر پیرامون این پدیده تازه وجدید در افغانستان مطرح می نماید.


با توجه به اصل “انتخاب” وتعیین سرنوشت حکومت وپارلمان توسط مردم، مهم ترین “مسئله” دریک انتخابات ، سلامت انتخابات وجلو گیری از تقلب توسط مجریان انتخابات است. عوامل که می تواند سلامت انتخابات را تضمین نماید درین نوشته، فهرست می نمایم وبا توجه به این عوامل، نگاه کلی به پدیده انتخابات در افغانستان خواهم داشت.هرانتخابات که نتواند شرایط اجرایی ، لازم را داشته باشد، بطور طبیعی ، به جای حل مشکل مدیریت ملی دریک کشور،خود بحران ساز وبهانه ی، برای فساد وتقلب می گردد. چنانچه اگربزرگترین وپر مصرف ترین مشکل ملی در افغانستان، پس از طالبان را نام ببریم، بی شک “انتخابات” درین کشور است.
اول: عوامل اساسی تضمین “سلامت انتخابات”
وجودعمده ترین عوامل ذیل تاثیر مستقیم بر سلامت انتخابات دارد.اگر هر کدام ازاین عوامل در پروسه انتخابات از آغاز تا پایان ، بگونه سالم وموثر وجود نداشته باشد، سلامت انتخابات به خطرمی افتد. شرایط بی شمار دیگرنیز می تواند بر سلامت انتخابات تاثیر بگذارند. اما انتخابات عملیات اجرای است که توسط عوامل ذیل انجام وسلامت می یابد:
یکم. آگاهی های لازم مدنی وعمومی برای انتخابات.
دوم. دولت و حکومت ملی، مسول وقابل اعتماد.
سوم. قوانین ومقرارات که بتواند راه هرگونه فساد وتقلب را بگیرد.
چهارم. مجریان مسول ، متعهد وکارشناسان انتخابات.
اول. آگاهی عمومی از حق وانجام “انتخاب”
انتخابات شیوه ای برای تعیین تکلیف مدیریت یک ساختار دموکرایتک است.ساختاردموکراتیک محصول آگاهی های ملی وتوافق جمعی ومدنی مردم است که با گذراز مراحل دشوار سیاسی وتاریخی، به توافق جمعی برای ایجاد حکومت دموکراتیک ، بطور طبیعی،در یک مرحله ای زندگی تاریخی خودرسیده است.جوهر اصلی یک حکومت دموکراتیک ، نقش مردم وتاثیراحزاب سیاسی است که از طریق پروسه “انتخابات” عینیت می یابد.انتخاب که بدون اگاهی وتشخیص مردم سلامت واقعی ندارد.
“انتخابات ” درافغانستان مثل دیگر کمک های جهانی ؛ برای جامعه ای پسا طالبان ومجاهدین در افغانستان، تحفه کاملا غیر طبیعی وجدید بود واست. افغانستان بطور طبیعی با پای خود، به یمن اگاهی های عمومی ومدنی به بلوغ سیاسی که لازمه انتخابات است، نه رسیده است.نه احزاب سیاسی ظرفیت برای ورود به انتخابات را داشتند ونه مردم آگاهی های عمومی ولازم برای انتخابات را دارند. اولین مسئله در انتخابات؛ احزاب سیاسی مدنی وملی است که از هر لحاظ برای جذب مردم به رقابت هم می روند.حل مشکلات اقتصادی، سیاسی ،امنیتی ، رفاه عمومی وایجاد تحول در زندگی مردم هم در گفتار وهم در عمل، در شرایط پیروزی ؛محور های اصلی است که مورد رقابت احزاب سیاسی قرار می گیرند.
اما در افغانستان به دلیل اینکه عمده ترین شرایط یک انتخابات طبیعی، وجود ندارد “انتخابات ” خود به پر مصرف ترین ومشکل ساز ترین پدیده ملی تبدیل گردیده است.احزاب سیاسی موثر، همه بدون استثناء؛ قومی وغیر مدنی است. احزاب سیاسی قومی بر علاوه که به هیچ قومی وهیچ هدف ملی صادق نیستند، همیشه برای تاثیر بر انتخابات از هروسیله داخلی وخارجی استفاده نموده است.برای خارجیان موثر در سیاست افغانستان، استفاده ازتاثیر احزاب سیاسی دلچسپ ومفید است. تضادها وطمع تاثیر گذاری احزاب قومی؛ راه را برای مدیریت انتخابات، توسط خارجیان آسان می سازد.خارجی ها به راحتی، بر اساس پلان مهندسی خود، محوررا برای گرفتن رای توسط احزاب به میدان می اورند.احزاب سیاسی قومی ویا خوانوادگی را با وعده های مناسب بر محور های تعیین شده برای انتخابات آرایش وصف بندی می نمایند.
به همین دلیل تشخیص مردم مهم نیست. “کاندیدا توری” مورد نظر،بر علاوه که تشخیص مستقیم مردم نیست ؛ هیچ ضمانت برای خدمت ویا خیانت آن در عمل وجود ندارد.ملاک اصلی تشخیص ورای دهی ، ساخت وساز رهبران ودلالان سیاسی است که بطورمشخص با محوروکاندید مطرح شده(مثلاع یاغ) ویا حامی خارجی ان انجام داده است.به همین دلیل وعده های حل مشکلات اساسی جامعه ، بلافاصله پس از انتخابات فراموش می گردد وهیچ کسی خودرا، مسول ومتعهد به عملی نمودن شعار ها ووعدهای انتخاباتی نمی داند.
دوم. حکومت ملی مسول و مورد اعتماد:
حکومت های قومی که در واقع بر اثرمعاملات خارجی وداخلی ودر یک نمایش انتخاباتی در کشور، پدید می اید؛ بنا بر شرایط خاص افغانستان، بر علاوه که از اختیارات کامل حکومتی، مستقل وملی بر خوردار نیست ؛همیشه درگیرتضاد های داخلی است، این تضاد وکشماکش ها بر سر تصاحب قدرت وامکانات دولتی ، حکومت را از ایجاد نظم ،توانایی وارائه خدمات ملی ، در اعمال قوانین وایجاد شفافیت محروم می سازد.تمام عملکرد های دوران مدیریت این حکومت ها ، مطابق تمایلات سیاست های موثر خارجی وبرای رضایت جریان های نیرومند خارج ازساختارحکومت ودولت ؛جریان می یابد.بدین ترتیب کمیسون انتخابات ویا ارگان های که انتخابات را برگزار می نماید؛ جدا ازمجموع سیستم وادارات دولتی نیست، که تحت شرایط غیر طبیعی وبا سازوکارسیاسی وبده وبستان های مافیایی شکل گرفته است.
در نتیجه ارگان های برگزار کننده انتخابات در افغانستان، مسئول تطبیق قوانین، ایجاد شفافیت وگرفتن نتیجه اصلی وواقعی رای مردم نیستند.این ارگان ها متاثراز دها عوامل داخلی وخارجی وبه قیمت دها بده وبستان ها برای اعلام نتیجه انتخابات کار می کنند.به همین دلیل انتخابات در کشور که یک عملیات اجرایی، دارای تجارب علمی وعملی است در جهان امروز؛ عملا وحساب شده در کام غوغا وبحران انداخته می شود ، تا نتیجه دلخواه جریان های موثر داخلی وخارجی پیروز انتخابات اعلام گردد.
سوم.قوانین ومقررات:
انتخابات که مطابق قوانین اساسی وعادی دریک کشوربرگزار می گردد،با تجربه جهانی انواع انتخابات که امروزدر جهان وجود دارد، یک عمیلات اجرایی ساده است که حتی تطبیق نسبی آن؛ سلامت انتخابات را تضمین می نماید.این پروسه با وسایل وامکانات موجود وارزان، قابل کنترول وحساب دهی است. بحران که درپی انتخابات افغانستان به وجود می اید، بر اثر فقدان قوانین وتجارب نیست ، بلکه محصول عملی نکردن قوانین موجود ودور زدن قوانین اساسی وعادی در کشوراست. ارگان های برگزارکننده انتخابات بیش از انکه به فکر تطبیق قوانین وشفافیت باشد وبرای گرفتن نتیجه واقعی ارای مردم خود را مسئول بداند، برای تطبیق پلان وموفقیت مهندسی معینی، تلاش می ورزد.به همین دلیل درتمام انتخابات ریاست جمهوری افغانستان واکثریت انتخابات پارلمانی ؛ نتیجه واقعی رای مردم با توجه به مصلحت های قومی وسیاسی به کام بحران انداخته شده ونتیجه انتخابات بر اساس فیصله های سیاسی خارجی وداخلی اعلام می گردد.بی هیچ شکی نتیجه همین انتخابات نیز، بیشتربه دلیل ادامه ساخت وباخت عوامل خارج از ارگان های انتخاباتی معطل مانده است.
چهارم.مجریان مسئول وکارشناسان مسایل انتخاباتی:
مهم ترین عنصردرشفافیت وسلامت انتخابات، مجریان “پروسه انتخابات” است. هر گز امکان ندارد دولت وحکومت غرق در فساد ومصروف تضاد های داخلی، مهم ترین ارگان زمینه سازآمدن مدیران جدید آن؛ عاری از فسادباشد.این ارگان مثل دیگر نهاد های حکومتی توسط عملیات پیچیده ی مهندسی جریان های سیاسی داخلی وخارجی به وجود می اید.هر چند مجریان عمده انتخابات کنونی با شرکت احزاب سیاسی برگزار شد.اما در فضای سیاسی وشرایط کنونی افغانستان با وجود رای احزاب سیاسی قومی، به مجریان انتخابات ، هیچ تعهد برای هیچ مجری قوانین در کشور مهم ومعتبر نیست.تقریبا اکثریت ماموران حکومتی درین کشور،برای تطبیق وشفافیت قانون وادای حق مردم وانجام مسئولیت، تلاش نمی ورزد.کار که “سلامت انتخابات” را تضمین می نماید.
نتیجه گیری
فقدان عوامل “سلامت انتخابات” در انتخابات افغانستان ،چنانچه مختصرا توضیح گردید، همیشه انتخابات را باچالش های مواجه می سازد که برای حل آن توانایی ملی وجود ندارد وباید به کمک خارجیان “انتخاب” مردم نتیجه گیری شود. کشور های خارجی موثر در افغانستان خود را محق می دانند که انتخابات را مهندسی نموده ونتیجه ی را که می خواهند پیروز انتخابت باشند.به همین دلیل هر سال که از انتخابات افغانستان می گذرد مردم به انتخابات بی علاقه گردیده وهیچ کسی ،هیچ اعتماد بربرگزاری انتخابات ندارند.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 22
  • عقرب
  • 1398
  • 13
  • November
  • 2019
  • 15
  • ربیع الاول
  • 1441

عضویت در کانون