تولد “افغانستان بن” دیگر، در مسکو!

محمد رفیق رجا

امریکا می رود وطالبان می آید.قطع نامه،مصاحبه ها، روحیات وگفتمان تمام جوانب درنشست مسکو ادامه “افغانستان بن” است.امااین بار”مزاکره”برای اوردن طالبان وتوافق برای چگونگی تسلیم افغانستان بدست طالبان است.این تمام گپ نشست مسکو است. اما دلایل این سخن را کسانی که مشکوک اند وهنوزدر خواب وخلسه ی هدیه دموکراسی امریکای است در ذیل بخوانند.

اول. طالبان هیچ نرمشی نداشتند.نه درقبول قانون اساسی ونه در ساختارحکومتی ، هیچ انعطاف نداشتند.مصاحبه های هرکدام از نمایندگان طالبان وبیانیه ی استانکزی حرف اصلی طالبان است: قانون اساسی وحکومت کنونی محصول اشغال افغانستان است وبا پایان یافتن اشغال افغانستان ؛ تمام چیز های که به خارجیان تعلق دارد از افغانستان بیرون شوند. قطع نامه “نشست مسکو” حرف طالبان نیست.طالبان به صراحت درمصاحبه هایش گفتند که با امریکا برای خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان به توافق رسیده است.حتی از مصاحبه طالبان مفهوم شد که انها برای تسلیمی ضرورت ندارد سخت گیری کند.تا با سخت گیری انها؛ نیروهای را که برای تسلیم شدن ونزدیک شدن با طالبان سر ودست می شکند؛ مایوس نمایند وانها را مجبور نمایند متحد شوند.

دوم.اکثریت وعمده ترین شخصیت های طرف مزاکره با طالبان صاف وساده دستان شان را بالا بردند وبه طالبان تسلیم شدند.کرزی،قانونی، محقق،عطا محمد نور،اسمعیل خان… جزخوش امد گویی، هیچ حرفی برای گفتن نداشتند. حرف های جامعه مدنی وافغانستان امروز را که داکتر داود نجفی ولطیف پدرام بیان کردند، در هیاهوی صدای بلند تسلیمیان گم شد.فضای مسلط؛ نزدیکی با طالبان ، رسمیت دادند انها واعتبار بخشیدن به جریان طالبان بود.هیچ سخن جدی غیر از آن؛ از این نشست شنیده نشد.

سوم. در این گونه مزاکره واساسا در مزاکره سیاسی نوع افغانی آن؛ چندحالت قابل تصوراست.اول: اطراف مزاکره حرف های همدیگر را بشنوند وراهای قابل قبول  برای دو طرف را انتخاب نمایند.دوم: طالبان حاضر شوند در قدرت سهم گرفته ودرساختارحکومت موجودبرای گرفتن سهمی با حکومت کابل مثل گلبدین، وارد مزاکره شوند.سوم: طالبان هیچ گاهی وهیچ نشانه ای ودر هیچ شرایط، حتی در شرایط حضورمسلط ناتو ؛ تا هنوزپس از صدها هزارکشته ، خون وخرابی ؛ مزاکرات نوع اول ودوم را نه پذیرفته است.حرف اصلی طالبان روشن است حکومت را که ازما امریکای ها در سال 2001گرفته بود برای ما پس داده است.به همین دلیل با دولت مزاکره نمی نماید.مزاکرات طالبان با مخالفین دولت کنونی است که از طریق انها نگذارند حلقات شکل گرفته وچند روزی  در راه ورود طالبان مزاحمت ایجاد نمایند.

چهارم.اگرنیروهای سیاسی موجود،حکومت کنونی ونیروهای امنیتی؛ امدن طالبان را جدی نگیرند ومتحد نشوند وبرای بقاء خود وحفظ دست اورد های پس از یازده سپتامبر؛ برای مقاومت بسیج نشوند، طالبان می آید. شاید این بارهمان طالبان نباشد که برای گذاشتن ریش کسی را، لت وکوب کند اما اساسا همان طالبان است که با حقوق اساسی مردم، اقوام وملیت ها سر ستیز دارند وبرای بقاء خود؛ اگاهانه با دانش ،مکتب وازادی های مدنی مخالفت خواهند کرد.

پنجم.تباهی وفساد روحی شخصیت های سیاسی، بزرگترین فاجعه کنونی برای مقاومت ملی وبرای دفاع ازازادی،عدالت و منافع ملی در افغانستان کنونی است.درمیدان سیاست امروز افغانستان با تاسف که جریان وشخصیت جدی مقاومت به چشم نمی خورد.نسل کنونی بدون تشکل سیاسی ووسیله مقاومت برای ازادی، سرگردان وهنوزمنتظرمعامله تاجران سیاسی؛ به نام رهبران قومی وجهادی نشسته است.

نتیجه: اگرازدل اوضاع کنونی جریان مقاومت شکل نگیرند، به حکم زمان ونیازمندی های اقوام وملیت های افغانستان، این جریان ممکن در اثرشلاق وتازیانه طالبان شکل گرفته وسرانجام «افغانستان های دیگر»، از دل تجارب تاریخ و زندگی با طالبان متولد گردد.

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 4
  • ثور
  • 1398
  • 24
  • April
  • 2019
  • 18
  • شعبان
  • 1440

عضویت در کانون