گمشده در ترجمه

نوید آخوند زاده

با شروع درسهایش در مقطع جدید کارش را تعطیل کرده بود. بعد از مدتی پس انداز ناچیزی که داشت تمام شد و او ناچارا در پی کاری پاره وقت که بتواند در کنار درسهایش انجام دهد میگشت.
بعد از مدتی پرس و جو کاری را که پیدا کرده بود مترجمی بود. به ظاهر کاری مناسب بود. چرا که میتوانست در کنار درسهایش انجام دهد. از آنجاییکه هر کاری مستلزم تواناییهای خاصی است و هر فردی برای انجام کاری به بهترین نحو آن باید که علاوه بر دارا بودن شرایط اولیه تواناییهای خاص لازمه برای هر کار را در خود تقویت کند که این تواناییها هر روز با افزایش تجربه صیقل یافته و بهتر میشوند. او نیز تلاش میکرد که با پیمودن پستی و بلندیهای کار روزبهروز خود را بهتر بشناسد و ازاین طریق مهارتها و تواناییهای خود را افزایش دهد.

اما همانطور که در حال تجربه اندوزی در کار جدیدش بود متوجه میشد که براستی ترجمه کردن خود بسی دنیای بیکران و عظیم دارد چرا که در ترجمه کردن چندین عنصر دخالت دارد که هر کدام به نحوی مهم میباشد.  در امر ترجمه علاوه بر مهارت بر زبان مبدا و مقصد باید که ساختارهای فرهنگ مبدا و مقصد را هم در نظر گرفت.

در ترجمه کردن بسیار به  این شرایط برخورده ایم که انتظار میرود که مثلا یک جمله طولانی و یا یک عبارت را میشود خیلی خلاصه کرده و برای فرد بیان کرد و یا بالعکس چرا که مقصود غایی انتقال معنا است. یا که در ترجمه متنی هم بسیار شنیده ایم که گفته میشود که پیام اصلی نویسنده باید که حفظ شود.

کوچکتر که بود با خود فکر میکرد که چرا زبانهای متفاوت وجود دارد و آیا زبانهای متفاوت که وجود دارد در آنها تمام مفاهیم و معانی به نحو یکسانی بیان میشود. این انتقال مفاهیم و معانی به خصوص وقتی مهم میشود که زبانها و فرهنگها مخصوصا در دنیای دیجیتال امروزی با هم تقابل و تعامل می کنند. چرا که بعضی مفاهیم و معانی مختص فرهنگ خاصی هستند که این به نوبه به پیشینه اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی آن بستگی دارد.
آیا این امکان وجود دارد که در با کمک بعضی از زبانها بتوان مفاهیم و معانی را بهتر بیان کرد و یا اینکه در کل انتقال کلی معنا زیاده خواهی بیش نیست و در حقیقت پذیرفتن این کامل نبودن ترجمه را امکانپذیر میسازد.

علاوه بر در نظرگرفتن تمام موارد مربوط به ترجمه از قبیل زبان و فرهنگ و تاریخ نباید دخالت خود مترجم را هم فراموش کرد.
در اولین مصاحبه که برای کار ترجمه رفته بود به او گفته بودند که در هنگام ترجمه مترجم به مانند صدایی است که در محیط حضور فیزیکی ندارد و فقط بعنوان مبدل عمل میکند. چیزی که در حالت تئوری گفتن آن آسان است ولی در حالت عملی بسا که غیر ممکن است.

در این رابطه بحثی را به یاد داشت که یکی از فلاسفه ی پرجنجال بیان میکرد که بی ربط به بحث ترجمه و بیان و انتقال معنا نیست.
در این رابطه وحی و نزول قرآن را بررسی میکردند که چگونه قرآن بر پیامبر اکرم نازل میشده و سپس قرآن امروزی ما از زبان خود پیامبر بیان میشده است. آن فیلسوف حتی ادعا میکرد که در این بین تجربیات و تحصیلات خود پیامبر در انتقال مفاهیم قرآنی بدون دخالت نبوده و از این رو بحث خود را قرآن محمد گذاشته بود.

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 27
  • دلو
  • 1397
  • 16
  • February
  • 2019
  • 10
  • جُمادى الآخرة
  • 1440

عضویت در کانون