«دانشنامه هزاره»یا، کتمان هویت ملی.

محمد رفیق رجا

دانشنامه هزاره» با ورود صدها مدخل مذهبی وسیاسی از اهداف ومحتوای اصلی خود منحرف گردیده است. قصد ما؛ ارزیابی ونگاهی اجمالی وبی طرفانه به «دانشنامه هزاره» است برای اصلاح وتکمیل این پروژه. با توجه به معیارهای علمی دانشنامه ها وتعریف خود دانشنامه هزاره ازخود؛ این دانشنامه حد اقل ترین معیارعلمی واکادمیک را مراعات ننموده است.دلایل ما برای اثبات این واقعیت؛ مستندات است از متن این دانشنامه ، با مقایسه به واقعیت ها ودانستنی های از تاریخ، داشتنی های علمی وهنری جامعه هزاره. دانشنامه هزاره در بیش از 900 صفحه تدوین گردیده است. پرداختن به تمام مطالب آن، از حوصله  یک مقاله  خارج است.تلاش می نمایم به طورروشن وهم مختصر،به نمونه های به پردازم که ستون های اصلی وپایه ای، این کتاب را تشکیل می دهند.بدون هیچ اتهام  وبدون هیچ وابستگی به جریان خاص سیاسی وایدئولوژیک؛ طرح خودرا برای اصلاح وبازگشت پروسه تدوین دانشنامه هزاره، در مسیرعلمی واکادمیک برای مردم که با حمایت مادی ومعنوی خود، بنیاد دانشنامه  را بر پا داشتند ، ارائه می نمایم. این نوشته به سه موضوع اصلی می پردازد.در اخر پشنهادات وراه حل چگونگی جبران اشتباهات خواهد امد.اول.توضیح وتحلیل مجموعه ی مطالب، بنام دانشنامه هزاره.دوم. نمونه های ازصدها مدخل ومتن برای اثبات کتمان هویت ملی هزاره .سوم: نمونه های از صدها وهزاران مدخل ومتن که می توانستند “دانشنامه هزره” را تالیف نمایند.

اول:مد خل ومتن«دانشنامه هزاره»

فقدان اطلاعات دقیق وعلمی از فرهنگ، اقوام  ومردم افغانستان درمراکزاکادمیک وعلمی جهان، بی نهایت ناقص ومحدود است. درین میان اطلاعات دقیق ازجغرافیا،حیات فرهنگی وتبارمردم هزاره در مراکز تحقیقی جهان، بشکل علمی وبی طرفانه بکلی وجود ندارد.نشر”دانشنامه هزاره” اگر علمی تدوین می شد؛ می توانست بزرگترین گام ارزشمند باشد، برای شناساسی ومعرفی مردم که عمدا واگاهانه حکومت های استبدادی آن را کتمان نموده است.هزاره ها تنها از لحاظ  موجودیت ،تبار ونژاد مورد کتمان نبوده؛  بلکه به همان تناسب؛ از لحاظ فرهنگ وتمام حیات زیست وزندگی درمحرومیت مضاعف نسبت به دیگر اقوام ومردم افغانستان قراردارند.کتمان این مردم از دایرتالمعارف اریانا گرفته تا عصر« اطلس اتنوگرافی اقوام ساکن درافغانستان» امتداد یافته است. با نشر جلد اول”دانشنامه هزاره” خوش بینی ها وامید های زیاد را خلق کرد. پس ازآنکه این دانشنامه برای خواندن  ورق خورد ؛ درست اب سردی بود که بر احساسات ومغزمجروح نسل ما ومردم ما بسان پتک مرگ اوری فرود امد ووجدان بیدار مردم ما را، تکان داد.

دانشنامه ها معمولا، با اهداف ومحتواهای متفاوت تاهنوزدر جهان تنظیم گردیده وتالیف می گردد. دانشنامه هزاره خود را چنین تعریف کرده است: «اطلاعات در باره فرهنگ، طوایف، تاریخ،جغرافیا،جمعیت،اداب،وروسوم، میراث فرهنگی،شخصیت ها،رویدادها ووقایع مرتبط به قوم هزاره.ص6» .دانشنامه ها مجموعه اطلاعات علمی است که با حمایت دولت ها به انجا م می رسند.به همین دلیل دولت ها به تناسب ظرفیت علمی ومیزان پابندی  دولتیان به معیار های علمی؛ فارغ از تاثیر گزاری ایدئولوژی ویا عقاید نژادی، دست دانشمندان را برای تدوین دانشنامه باز می گذارند ویا انهارا ماموراجرای تالیف دالرتالمعارف برتری نژاد ی ویا دینی می نمایند. محتوای اصلی یک دانشنامه علمی که خارج از تاثیر گزاری سیاسی تالیف گردد؛ شامل این نوع اطلاعات می باشد: جغرافیا، نژاد وطوایف ، تولیدات، اختراعات،شخصیت های علمی، فرهنگی ، مذهبی ، هنرمندان، سیاسی، احزاب سیاسی با تمام گرایشات،اداب ورسومات مذهبی ویا قومی وتمام رویداد های هنری، فرهنگی ، علمی وسیاسی.

«دانشنامه هزاره» متاثر از جریان خاص مذهبی سیاسی وبا محتوای کاملا مذهبی تالیف گردیده است. دانشنامه را به تناسب محتوای آن؛ می توان “دانشنامه روحانیون” واخوند های هزاره دانست.به دلیل اینکه مسایل دیگربه عنوان رنگ امیزی ودرحاشیه ای متن استفاده گردیده است.متن و محتوای اصلی  دانشنامه را، به شکل کامل معرفی جریان های سیاسی روحانیون وسادات وشخصیت های مذهبی که در جامعه هزاره وجود داشته است ، شامل می گردد. واقعیت دیگر که درست در روز های اول نشردانشنامه افشاء شد این است که اکثریت دانشمندان که نام انها، درگروه مشاورین وشورای علمی امده پیش از انتشار، از محتوای اصلی دانشنامه بی خبر بوده است. اما واکنون برخی از انها دم فرو بسته وبر خی دیگررسما از محتوای آن؛ انتقاد نموده است.

دو نوع اطلاعات؛ محتوای اصلی این کتاب را تشکیل می دهند.یکی، مناطق وجغرافیای هزاره ها ودومی معرفی شخصیت های سیاسی و مذهبی در جامعه هزاره.درحال که در جامعه هزاره نسبت به تعداد جمعیت آن؛ کم تر از دیگراقوام افغانستان جنبش های علمی ، سیاسی وفرهنگی غیر از روحانیون وجود نداشته است وندارند.روحانیون فقط در زمان جنگ با روسها وشرایط خاص سیاسی واسلامی در منطقه ؛ در جامعه هزاره به دلایل سیاسی، نظامی ومذهبی بر فضای زندگی وسیاسی هزاره ها تسلط یافتند. درمدخل دانشنامه، جای ونشانی از داشته های علمی وفرهنگی جامعه هزاره، شخصیت های متخصص ومولد درکاروسازندگی ،محافل علمی، سیاسی وفرهنگی ؛ در سازمانهای سیاسی و ملی افغانستان  خالی است. در دانشنامه هزاره ؛ جای شخصیت های مهم وتاریخ ساز هزاره ،به خصوص در جنبش های چپ افغانستان، که ؛ نقش درخشان،موثر وتعیین کننده داشته است خالی است.”دانشنامه هزاره” با کمال تاسف که تهی از بیشترین داشته های علمی، سیاسی وفرهنگی غیرروحانیون وغیر مذهبی جامعه هزاره می باشند.دها انجنیر، داکتر ومتخصصین غیر سیاسی که در معدن ها، سرک سازی ها وایجاد شبکه های نسبی برق از این مردم بوده اند در”دانشنامه هزاره” نام از انها نیامده است.

متن ومحتوای دانشنامه هزاره، چنان فربه ازمعرفی سادات منقبت خوان ،اخوندها وملاهای ناشناخته گریده است که حتی نقش بزرگترین شخصیت روحانی و ملی هزاره “شهید مزاری” که تقریبا، تاریخ واکثریت هزارها، موجودیت خودرا مدیون او می دانند؛ مغشوش وشورشی معرفی گردیده است.اما بر عکس، کتاب”اسطوره شکسته” که هیچ کسی تا هنوز مسئولیت نوشتن آن را نه گرفته است، پررنگ ودرچندین صفحه امده است.دانشنامه هزاره دقیقا مثل دانشنامه های حکومت های تبار گرای قومی در افغانستان ، با استفاده از مجموعه ی مواد خام ودر ظاهر بی ضرر واطلاعات مذهبی ؛ اما درواقع با هدف خاص سیاسی مذهبی؛حیات اصلی، داشته های علمی ، چهره های درخشان روشنگری وفرهنگی هزاره ها را، کتمان نموده و به جای آن باهوشیاری یا نادانی  تمامیت جامعه هزاره را تعریف مذهبی نموده وگرایش خاص سیاسی  ومذهبی را بر حیات فرهنگی وعلمی هزاره ها تحمیل نموده است.

دوم: مدخل ومتن «دانشنامه هزاره» فقط باتمرکزبر حروف آ.ا.ب(بت)

1.معرفی جغرافیا ، زیست وزندگی مردم هزاره: با توجه به مقدمه “دانشنامه هزاره “جغرافیا، تبار وحیات علمی وفرهنگی هزاره هارا در هر کجا بامراعات کردن (آ.ا.ب.بت)در اول نام کلمه شامل می گردد. اما درمدخل و متن دانشنامه بدون هیچ دلیلی مشخص؛ نام منطقه ونام شخصیت های علمی، سیاسی وهنری هزاره ها ، در کویطه پاکستان وبرخی دیگرکشورهای همسایه اصلا نیامده است.بطور نمونه:« انجمن فلاح وبهبودی» بعنوان یک مرکزیت مهم علمی وفرهنگی هزاره های کویطه پاکستان در زمان خودش مطرح بوده اما در دانشنامه هزاره نیامده است. شخصیت های مهم مثل فقیر حسین برادر برگیدیر خادم حسین جنرال مهم ارتش پاکستان،امیر محمد شاعرمعروف ان دیار وپروفیسورناظر حسین استاد دانشکاه در پاکستان، مدیریت می نمودند در دانشنامه نیامده است.در حالکه در (ص657) انجمن طلاب حرکت اسلامی بشکل مفصل معرفی گردیده است.

  1. در مدخل دانشنامه، تمرکز خاص برای معرفی جریان های سیاسی مذهبی ، اخوندها،سادات،روحانیون،نشریات وتالیفات مرتبط به انها یعنی درموضوعات دینی،ادبی، شعری، سیاسی، حقوقی ومذهبی که تقریبا بشکل اکثریت؛ روحانیون مولف آنها بوده است، گردیده است.

3.در «دانشنامه هزاره» تفاوت بنیادی وهوشیارانه؛ میان روحانیون سیاسی ملی هزاره؛ با روحانیون مذهبی که طرح حقوق ملی انسان هزاره را ، کفرمی دانستند ومی دانند قایل شده است. دراین کتاب تلاش بی نهایت برجسته وروشنی گردیده است از اینکه خواسته ها، اهداف وداعیه محرومیت زدای  سیاسی وحقوقی ؛روحانیون ملی که پس ازروی کار امدن حکومت مجاهدین، برای تعیین حق سرنوشت هزاره ها وتامین برابری قومی در افغانستان در کنارمردم اش ایستاد شدند بکلی منکر شده وبه دلیل آگاهی مردم وزمانه ما، بی نهایت مغشوش ونا مفهوم ؛ آن هم در چند سطری محدودی پنهان نمایند.درست بر عکس آن؛ تمام نشریات وکتاب های که با پول استخبارات برخی کشورهای همسایه برای اختطاف وتحریف آگاهی ملی هزاره ها، به مصرف رسیده ونشرشده است را ، بیشترین صفحات ومدخل دانشنامه را برای انها اختصاص داده است.مثلا درمعرفی نشریه بنام« امروزما » در سه ستون ص616 .هر گزچیزی برای نسل های که در میدان نبرد “هزاره کشی” حضور نداشته است ؛فهم نمی گردد.نشریه امروزما ،پس ازنشریات “جوالی” و”کانون مهاجر” هزاره ها را، به بازگشت به خویش فرا خواند.ستم ملی را به عنوان یک واقعیت درکشور وتحمیق مذهبی جامعه هزاره را به عنوان یک واقعیت اجتماعی ومذهبی در درون جامعه هزاره ؛تحلیل وتبیین نمود.امروزما، برای اولین بار، بطور گسترده وفراگیر،آگاهی ” هزارها رادر الینه شدن وتحمیق مذهبی به چالش کشید.نشریه امروز ما، یک نشریه احساساتی نبود.بلکه واقعیت ها وخواسته های سیاسی ،حقوقی ،تاریخی وعینی جامعه هزاره را طرح نمود.حضورو تاثیردشمنان ودوستان هزاره را ،در درون اجتماع وفرهنگ ومذهب هزاره معرفی نمود.این فقط در بخش( آ.آ.ب ) نشریات که در دانشنامه امده است.

برای معرفی کتاب” احیاء هویت” اندیشه های سیاسی شهید مزاری که به قول اشرف غنی که او، مسیر تاریخ سیاسی افغانستان را تغییرداد. ستم ملی در افغانستان را که کتمان شده بود برای حل اساسی ، با جرئت وشهامت بی سابقه ای درتاریخ افغانستان، بدون هیچ استثنای از هیچ قومی ، در روی میزسیاست افغانستان گذاشت.” احیا هویت” معنی ومحتوای فصل جدید سیاست درتاریخ حکومت داری وسیاست ملی وداخلی در افغانستان است که نسل پس از مزاری ، بر اساس محتوای کتاب احیاء هویت ؛ حقوق شهروندی خود را به زور یا به مبارزات مدنی ، امروزو یا فردا، تعریف خواهند کرد. احیاءهویت ؛ انواع ستم تاریخی ، تبعیض ومحرومیت های حقوقی ،سیاسی در افغانستان را بیان نموده وبا شهامت بی سابقه در تاریخ مبارزات احزاب سیاسی افغانستان ؛ راه حل ملی ودموکراتیک ان را نیز بیان نموده است(حکومت فدرالی).هیچ گاهی اندیشه رهبران سیاسی که جهان را تغییر داده است، به اندازه کتاب” روح القوانین منتسکیو” حجم ندارد.ونباید هم ان قدرباشد تا مورد توجه قرار گیرد. اما در احیاء هویت به قدر کافی اندیشه های برای تغییر مسیرتاریخ مردم ما وافغانستان وجود دارد.دردانشنامه هزاره، کتاب احیاءهویت که منشور برابری وبرادری افغانستان است، در یک ستون وچندین برابر کم تر ازحجم معرفی کتاب «افتاب جوزجان» منقبت سید حسن احمدی نژاد بلخی در وصف« یحی بن زید» کدام عرب مهاجربه شمال افغانستان است، امده است.131 ص»البته این قلم مختصرا تاکید می نماید که اندیشه های شهید مزاری غرب کابل؛ با مجموع اساسنامه، سابقه وتفکر حزب وحدت تفاوت زیاد دارد. خوب است یاد اورشوم که از اندیشه های مزاری غرب کابل ، اکنون چیزی در میدان سیاست افغانستان باقی نمانده است.همراهان سابق مزاری به جای طرح اندیشه ها ی مزاری برای سیاست امروز افغانستان، اورا برای معیشت واستفاده های شخصی وخوانودگی مطرح ومقدس می سازند. فقط نسل آگاه ومتعهد است که هویت وافق های اینده خود را در اینه های کلام مزاری تعریف می نماید.

حالا بیایم معرفی انحرافی نشریه امروز ما ومعرفی اجمالی کتاب احیاء هویت را، به عنوان نمونه ی از دها مدخل این چنینی  با صدها مدخل که صرفا سیاست مذهبی کشور همسایه مارا تبلیغ وترویج می نماید؛بخوانیم وبعد بدون هیچ گرایش خاص فقط با تکیه بر آگاهی های امروز وزمانه خود ، انهارا مقایسه نماییم، انصافا به چه نتیجه ای می رسیم.مثلا:«افغانستان در کلام امام خمینی ص 539»انجمن طلاب حرکت اسلامی 657 ص»اسطوره شکسته ص444 »اسلام مکتب توحید458 – تا560 »امامان شیعه از دیدگاه اهل سنت ص602»انقلاب کربلا از دیدگاه اهل سنت678 ص » اینها فقط نمونه های است ازمجموع متن به اصطلاح علمی ودها هزار مدخل “دانشنامه قوم هزاره”

4: موضوعات که در ادبیات« دانشنامه علمی هزاره» برای آنها حروف وضع نشده است:

  1. دها نام وعنوان ازرسوم، معنویات وداشتنی های مادی سرزمین هزاره به کنار؛ یکی از موضوعات پیش پا افتاده در مدخل” دانشنامه هزاره” مسایل هنری وهنرمندان این رشته در جامعه هزاره در افغانستان ویا پاکستان است که از تمام انهافقط سید انور همرای دمبوره اش امده است.به نظرنویسندگان این دانشنامه ، دها مبتکران ساختمانی ،شهر سازی ،راه وسرک سازی ،معلمان، نظامیان ،جنرالان وانجنیران برق از مردم هزاره ؛ هیچ کدام به اندازه اشعارمنقبت محبان اهلبیت برای معرفی جغرافیا وتبار مردم هزاره اهمیت نداشته است.
  2. نکته اول، اما این است که خود تاریخ افغانستان فقرمضاعف علمی وفرهنگی را بر مردم هزاره تحمیل کرده است.همین فقرعلمی وداشته های نسبی علمی، هر گاه از طرف کسانی بنام هزاره انکار شود ، دیگر جزمنقبت خوانان وروضه خوانان چه می ماند درجامعه هزاره ؟.نمونه های از این سرمایه های علمی مردم هزاره را با مراعات کردن حروف( .آ.ا.ب.)درین قسمت بعنوان مثال می اورم:1. احمد علی داکترمتخصص عقلی وعصبی وعضو کمیته مرکزی سازمان پیکار برای نجات افغانستان.2. انجنیر امینی از جاغوری، ماستر«فاز بلند برق» از شوروی. 3.اسحق علی داکترو شعله ای مشهور ازجاغوری و یکی از اعضای رهبری« سازمان جوانان مترقی افغانستان» به رهبری اکرم یاری وده های دیگر…

3.جریان های سیاسی روشنگری: درتاریخ افغانستان دو جریان عمده ای سیاسی ،سراسری ومهم از جنبش چپ وجود داشتند.جریان دموکراتیک نوین معروف به شعله ای ها وجریان حزب دموکراتیک خلق افغانستان. جریان دموکراتیک نوین بعد ها عمدتا در دو جریان متمرکز شدند. «ساما ورهای».به روایت تاریخ افغانستان ؛ کادرها،استادان دانشگاها ، معلمین وفرهنگیان جریان «دموکراتیک نوین »بیش از حزب دموکراتیک خلق افغانستان بوده است. اما به دلیل حمایت روسها وحاکمیت یک دهه حزب دموکراتیک خلق افغانستان، این جریان شهرت جهانی ومنطقه ای  یافت. هزارها در جریان دموکراتیک نوین در سطح رهبری، بیروی سیاسی و کمیته مرکزی نقش تاثیر گزاری بیشتر از حزب دموکراتیک خلق افغانستان داشته است.به همان تناسب که در جریان دومی نقش تاثیر گزاری، علمی وسیاسی  سلطان علی کشتمند بی بدیل است و دها جنرال ومتخصص در رشته های علمی وفرهنگی عضو این جریان بوده است ؛در جریان اولی بیش ازآن؛ دها شخصیت های برجسته ی مردم هزاره ، در رهبری وسطوح مختلف جریان دموکراتیک نوین نقش تعیین کننده ی داشته است.بیشترین انها توسط امین قتل عام شدند.عده ای دیگرتوسط اسلحه داران ولایت فقیه به دار بسته شدند.برخی دیگر انهارا از صحنه زندگی به گوشه های مرگ وانزوا در چار سوی جهان پراندند.

به دلیل مبارزات مخفی سازمان های چپ واستقلال انها ، نسبت به کشور های خارجی،ومحدودیت های سیاسی هم از طرف احزاب اسلامی مورد حمایت کشورهای منطقه وهم از طرف حکومت مورد حمایت اتحاد شوروی ؛ جریان دموکراتیک نوین؛ نه فقط خود این جریانها، بلکه شخصیت ها ی مهم  جریان های چپ ، در گم نامی کامل ، در عصرما، مورد انکارتاریخی قرار گرفته است.با وجود این تاثیر گزاری انها ، بر آگاهی جامعه هزاره وافغانستان غیر قابل انکار است. برای معرفی واهمیت جریان دموکراتیک نوین که هزاره ها در ان نقش موثروغیر قابل انکار داشته است، به جای بحث تاریخ وتئوری؛  لازم است ، چند نفراز افرادعادی جریان چپ مستقل در کابینه کرزی را برای نسل فعلی بنویسم: داکتر سپنتا ، سیما ثمر، اعظم داد فر، ثریا دلیل ، سهراب علی صفری ودر سطوح مختلف دیگر علمی ، فرهنگی وتخصصی که عده زیاد انها نمی خواهند اسمی از ان انها برده شوند.به دلیل اینکه این جریان ها اکنون وجود ندارد. مختصرا باید گفت که بیش از80 فی صد،تحصیل کردگان هزاره، درجریان دموکراتیک نوین فعال بوده است که هیچ کدام از انها نام ونشانی به عنوان سرمایه ها وداشتنی های هزاره ها در«دانشنامه هزاره»  نیامده است.

درین نوشته فقط به زکر برخی محدود، ازنام شخصیت ها ونام جریان های چپ مستقل افغانستان که هزاره بوده است ودر اول نام انها حروف« آ .ا. ب .بت» است بسنده می نمایم:1.اکرم یاری ، بنیان گزار«سازمان جوانان مترقی افغانستان» از جاغوری.2. احمد ضیاء قاضی عضو کمیته مرکزی ساما از قول خویش بهسود.3.انجنیر نادرعلی پویا عضو دفتر سیاسی که مدتی از پس از گرفتاری مجید کلکانی، رهبری ساما را به عهده داشته است.او از هزاره های ارزگان وباشنده چمتال مزار شریف می باشد.4.انجنیر حسین از هزاره های پنجشیر.5. احمد زبیر برادر انجنیر حسین مسول وفرمانده چریکهای شهری ساما از هزاره های پنج شیر.6. انورمعلم از بابه جاغوری یکی از عوامل اصلی قیام مردم بر ضد حکومت امین در جاغوری که از بابه شروع شد.7.آزاد عبدالخالق یکی از کادر های جریان دموکراتیک نوین و استاد مشهورمعارف، در جاغوری که هزارها دانش اموزرا برای دانشگاهای افغانستان وخارج ،آموزش داده است.8. اسدالله کشتمند عضو کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نویسنده  وفرهنگی مشهوردر این حزب.9. اکرم گیزابی یکی از کادر های با سابقه جریان دموکراتیک نوین.10.استاد عبدالغفوراستاد دانشگاه وشوهر سیماثمر.11. اسدالله ولد یعقوب علی، مسکونه جاغوری، عضو سارنوالی، از شخصیت های مهم جریان دموکراتیک نوین.12. اسمعیل دانش عضوموثر شعله ای ها از جاغوری.13. انجنیر صادق شعله ای از جاغوری.14. انجنیر محمد علی مشهور به رضا از مرکزیت ساما.15. انجنیر شفیعی مسول نطامی ساما از هزاره های اسمعیلیه.16.انجینیر حسین دبیر کل حزب کمونیست افغانستان از قرباغ. انشعابی از بیروی سیاسی وتشکیلات ساما.16. انجنینر محمد علی قرباغی که نقش زیاد در ساختمان سازی داشته ودارندعضو ساما.17.استاد عزیز طغیان از لعل و از بنیان گزاران “ساما” و مترجم کتاب تاریخ ملی هزاره. مولف تیمورخانونف روسی. برخی از این نام ها که در اول آن حروف آ.ا نیست،اما در اول نام انها کلمه استاد وانجنیر به عنوان پیشوند نام افراد، مشهور شده است. مثل کلمه آخوند که در دها مدخل دانشنامه هزاره امده است. با تاکید وآگاهی می گویم که صدها حتا هزارها نام دیگر، از متخصیصین هزاره در افغانستان، کشور های همسایه وجهان وجود دارند که آنچه ارائه شد، مشت نمونه خروار است.نام اثارعلمی ،فرهنگی ونام شخصیت های علمی هزاره درحزب دموکراتیک خلق افغانستان چه خلق وچه پرچم، به دلیل اینکه بی شماراندونیز اسناد کافی وجود دارند؛ تمرکز نکردم.تقریبا کسی نیست که از ان آگاهی نداشته باشد.

دوم: جریان های سیاسی که در انها کادر های هزاره باصلاحیت های شخصی وعلمی نقش مهم وتاثیر گزار داشته است را نام می برم: 1.”اخگر”گروه انقلابی خلق های افغانستان که هم در رهبری آن وهم در سطوح کمیته مرکزی ان ؛ هزارها نقش مهم داشته است.محسن فرمانده اصلی قیام بالا حصارکابل مسول جنگ های چریکی سازمان “اخگر”. فرمانده حسین” مسول چریک های سازمان” اخگر” درهرات، زمان که تورن اسمعیل خان در میر بچه کوت صاحب منصب بود، حسین هزاره، قیام هرات را بر ضد حکومت استبدادی امین فرماندهی نمود. 2.”الحدید” سازمان ملی ومذهبی که یکی ازاعضای رهبری این سازمان داکترعبدالرحمن ،از دره هزاره پنج شیر،معاون سیاسی احمد شاه مسعو، وبعد زیرشد وبه قتل رساندند.3.«انجمن اسلامی دانشجویان» جریان ملی ومذهبی بنام جریان سه حوت.4.گروه انقلابی خلق های افغانستان که بعدها به سازمان” رهای” شهرت یافت .”راوا “سازمان زنان این جریان چپ می باشد.خانم ملالی جویا وخانم بلقیس روشن، نماینده زن از فراه در پارلمان افغانستان عضو راوا بخش زنان سازمان رهای می باشد.دها هزاره برجسته در سطوح مختلف این جریان فعال است.5.بصیر زیاررهبرفعلی سوسیالیست های کار گری افغانستان ، از جاغوری عضو رهبری سازمان رهای بوده که بعد ها از ان ، همرای سیما ثمروافراد دیگر از این جریان جدا شدند.هنوز درسطوح این سازمان چپ هزاره ها فعال اند.6.سازمان رهای بخش افغانستان “سرخا” به رهبری صادق یاری برادر اکرم یاری ،از جاغوری دها عضو برجسته داشتند که در حروف (آ.ا.ب)مدخل کنونی دانشنامه هزاره می بایست می امد ونیامده است.

پیشنهادات واصلاح اشتباهات: این قلم، دو پیشنهاد جدی برای ترتیب وتنظیم مدخل دارد.وچند تذکری به چندین نوع اشتباهات ونقص های در مدخل، متن ومنابع دانشنامه  وجود دارد که برای اصلاح ویا ارائه دلیل به ادرس «شورای علمی دانشنامه هزاره » ارسال می گردد.

الف. پیشنهاد اول: در مقدمه کتاب” دانشنامه “درسطراول چنین تعریف از دانشنامه داده شده است:«دانشنامه به کتاب گفته می شود که به ترتیب الفبایی یا موضوعی، در باره رشته یا رشته های از دانش بشری، اطلاعاتی را بطور فشرده وروشمند در اختیار خواننده گان می گذارد.ص 5» بنا بر این تعریف ؛ دو گونه می توان  مطالب دانشنامه را تدوین وترتیب نمود.اول: به ترتیب حروف الفبایی .مطالب “دانشنامه هزاره” چنین ترتیب یافته است. دوم: به ترتیب موضوعات. یعنی هردو شیوه ، متدعلمی واکادمیک است.خوب بود درین مقدمه ،بطورمفصل یا حد اقل به طورمختصردلایل مثبت روشمندی ترتیب حروف الفبایی “دانشانه هزاره” را می اوردند. ترتیب موضوعی دلایل مثبت فراوان می تواند داشته باشد.بطور مختصر ان را بر می شمارم:

نکته اول:اگراین دانشنامه به ترتیب موضوعات که حروف الفبا به تناسب موضوعات آن مراعات می گردید ؛ تالیف می شد، جنبه های مثبت بیشتر داشت؛ نسبت به ترتیب فقط وتماما الفبایی.مثلا کسی که بخواهد موضوع زیست وزندگی هزاره هارا مطالعه کند در ترتیبات موضوعی، مجلدات مشخصی را تهیه نماید.ضرور نیست برای تحقیق موضوع جغرافیای هزاره ها، تمام مجلدات ان را مجبور شود تهیه نماید. مثلا دریک ورق ویا یک جلد دانشنامه کنونی ؛ به دلیل ترتیب الفبایی چندین موضوع امده است: قریه وولسوالی ، نام گیاه،نام کتاب، نام ارباب، نام اخوند ویک معنی فرهنگی ویا رسم ورواج….

دوم: اولین نکته برای متد علمی این است که هرچه راحت تر انسانها بتواند ازیک چیزی استفاده نمایند.اگر نگاه کنیم به تخنیک وکتاب وچیز های برای فرا گیری مثل ریاضی وفزیک …. همه چیز دراول مشکل بوده وحتی تنظیم وترتیب انها برای اموزش ،یاد گیری وحتی نشردر ابتدا بگونه ای مشکل بوده است. بعد ها در طی گذشت زمان، با کسب تجربه وکشف شیوه جدید؛ اسان ترین طریقه ها مورد عمل قرار گرفته است. در واقع همه ای علوم  به سمت آسان شدن فراگیری  همیشه در تغییربوده و است. اینکه اجزای یک موضوع را در دها جلد ودها صفحه کسی جستجو نماید واقعا یک امر دشوار است.

سوم. دیگر اینکه روز به روز وقت وزمان برای خواننده عادی ،دانشجو ومحقق اهمیت بیشتر پیدا می نماید. مثلا اگر کسی که بخواهد در باره جغرافیای زیست وزندگی هزاره ها تحقیق نماید؛باید تمام مجلدات دانشنامه هزاره رابا دقت مرور نماید.

چهارم: هزینه وتهیه تمام مجلدات برای یک فرد عادی،دانشجو ومحقق بسیار مشکل است.هم به دلیل اینکه تمام مجلدات را کار ندارد وهم به دلیل هزینه انها.در واقع این دانشنامه برای کتاب خانه ها تالیف گردیده است.

پنجم: بطور طبیعی پس از تکمیل دانشنامه ؛ تمام مجلدات انها وارد انترنیت و”ویکیپدیا” می گردد. وارد نمودن دانشنامه در انترنیت موضوعی شدن ان را اجباری میسازد.چرا اول به این مهم توجه نه گردیده است.

پیشنهاد دومی:به نظر می رسد در مقدمه «دانشنامه هزاره» نام برخی از شخصیت های محترم ومشهوردر شورای علمی ومدیریت بنیاد دانشنامه اورده شده است. امابا نگاهی به متن وانچه تالیف گردیده است، نتیجه زحمات قابل قدر «طلاب مومین به ولایت فقیه» می باشد. شورای علمی وهمکاران عملی آن؛یعنی مولفین دانشنامه هزاره، اگر نتواند تغییر درشورای علمی وهمکاران عملی ان بیاورند؛ پروژه تالیفات دانشنامه هزاره به همین سلیقه، شکل ومحتوا ادامه می یابد.نتیجه که یک خواننده غیرازهزاره ویا نسل های بعدی وخارج نشین هزاره از خواندن این دانشنامه می گیرند، مایوس کننده وتحریف قطعی از حیات مادی ومعنوی مردم هزاره است.جلد اول وکنونی باید جمع گردد ونباید ترجمه گردد.با تغییرشورای علمی ومولفین جدید، تغییرات عمده درتمام مدخل های کنونی دانشنامه ایجاد گردد.

ب.اصلاح اشتباهات درمدخل ومتن: برای اختصارومعرفی اشتباهات هرموضوعی، فقط نمونه های را بعنوان مشت نمونه خروارمی اورم:

یکم: تعداد زیاد درمدخل بی ربط به دانشنامه هزاره است: مبنای اصلی دانشنامه هزاره بر این است که هر انچه که از حیات فرهنگی، زبان، محصول ومربوط زیست وزندگی این مردم است در دانشنامه اورده شود.نمونه های بسیاری داریم ازنام مناطق ونام های که هیچ ربطی به هزاره ها ندارد.اگر نویسنده فکر می کند که ربط دار، هیچ نکته ای درین باره برای خواننده نیاورده که جهت ربط این نام به هزاره چیست تا خواننده ویا محقق لحاظ ان را بداند.مثلا” امام صاحب” ولسوالی در ولایت قندوزدر صفحه 608 امده ، در 6 صفحه معرفی شده اما دریغ از یک پاراگراف ربط ان به هزاره ها.آیا این ولسوالی سابقا مربوط هزاره ها بوده ویا فعلادرین باره مسکوت است.البته که در کنارباشنده های دیگراز هزاره ها نام برده است.

دوم: گزینش وارائه جهت دار: بعنوان نمونه ی از صدها مدخل:در صفحه 521 افتخاری رحمت الله ، مشهور به افتخاری سرخ؛ بگونه معرفی گردیده  که اورا کسی به درستی نمی تواند از متن که برای معرفی او؛ نوشته شده است بشناسد.درحال که افتخاری سرخ دقیقا مثل مرحوم اخگرتفاوت بنیادی با گروهای ولایت فقیهی داشت .نشریه نداشت اما با کسانی که او می شناخت مخالفت های بنیادی خود را از لحاظ سیاسی واعتقادی  بیان کرده بود. اوبر همین مبنا، از سازمان نصر اخراج شد وفعالیت های  سیاسی خود را بی وقفه و به تناسب توان وشرایط ان روز ادامه داد.قتل او هم مرموز نبود.او توسط اسلحه داران ولایت فقیه وبا تحریک حلقه های ولایت فقیهی ترور شد. این مسئله مستند تر از دها منابع نامعلوم است که درین کتاب مورد استفاده قرار گرفته است.

سوم. اطلاعات غلط وناکافی: مثلا مسکه نام قوم یکی از شاخه های آته است. اما دردانشنامه نام یکی ازمناطق جاغوری زکر شده که اصلا در آن جا نیست. این البته نمونه است که این گونه اشتباهات در سراسردانشنامه کم نیستند.

چهارم. استفاده ازمنابع معتبر: درمقدمه دانشنامه امده است که تلاش شده تا از منابع معتبر استفاد شود در حال که این کارنشده است.مثلا کتاب اسطوره ای شکسته معرفی گردیده در حالکه تا هنوز هیچ کسی نوشتن آن را به عهده نگرفته است.برخی روایت ها، از ادم های مجهول صورت گرفته است.کتاب ها ونشریات نا معتبر، افراد واشخاص عادی که فقط عددی از جمعیت هزاره ها است در مدخل جای گرفته است. انچه نوشتم به دلیل دوری از منابع ، فقط نمونه های از حیات مادی ومعنوی مردم هزاره است که بیشتردانستنی های شخصی وتجربی این قلم را تشکیل می دهد. اما به دلیل احترام به آگاهی دوستان ؛ تمام انچه نوشتم از کتاب های ذیل به عنوان منابع معتبرنیزاستفاده نمودم.

منابع وماخذ:

1.جریان دموکراتیک نوین افغانستان. مولف.میر محمد یعقوب مشعوف.

2.ندای ازادی .نشریه سازمان ازادی بخش مردم افغانستان “ساما” به رهبری مجید کلکانی وقیوم رهبر.

3.رنج های مقدس جلد اول ودوم. استاد نسیم رهرو.

4.دانشنامه هزاره. زیر نظر شورای علمی

5.دفتر دوم.جریان های سیاسی-ایدئولوژیک وجریان های قومی هزاره ها.مولف استاد عبدالغفور ربانی.

6.سیاست در افغانستان وروایت از درون جلد اول. داکتر سپنتا

7.جنایات حزبی جلد 2.1 و3 مولف احمد شاه فرهود.

دایرتالمعارف بزرگ فنلادی.Suuri suomalainen tietosanakirja8.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 26
  • جدی
  • 1397
  • 16
  • January
  • 2019
  • 9
  • جُمادى الأولى
  • 1440

عضویت در کانون