عباس دلجو
آن تعداد از کسانی که پیشوندهای پرطمطراق به اصطلاح رهبر، عالم دین، استاد دانشگاه، نماینده مردم در پارلمان، روشنفکر، سیاستمدار، فعال مدنی و…!! را یدک میکشند، اما دغدغه و نگرانی رفع مظلومیت و محرومیت انسانهای مظلوم و محروم این سرزمین را ندارند، فراموش نکنند به هر اندازه ای که فاصلهی آنان با فجایع خونین و رویدادهای مرگبار اطراف شان و تحولات پیچیده منطقه ای و فرامنطقه ای پیرامون شان بیشتر میشود، به همان میزان از رسالت انسانی و تعهد ملی شان دور میگردند. گرچه همه از نگاه نظری به عدالت اجتماعی و حقوق و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اقوام باور داشته باشند. اما فراموش نشود که معیار سنجش مردم از رهبران، علما، روشنفکران و داعیان آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، نه در ادعای آنان که به میزان پایبندی عملی آنان بر این مفاهیم ارزشی استوار میباشد.
مگراین تیپ از رهبران، علما، روشنفکران، داعیان حقوق بشر، مدنی بازان و…!! فراموش کردهاند که اگر کس یا کسانی از حاکمیت انحصاری تکقومی متنفراند، از بیعدالتی رنج میبرند، تبعیض و تحقیر و ناروا را بر اقوام نادرست تلقی میکنند، ذهنیت فاشیستی و برتریجویی ر ا دوست ندارند، از گفتمان تکاندیشهی خوش شان نمیآیند و از ارتکاب اعمال نفرتانگیز ترور و انتحار و کشتار بیزار اند، باید بدانند که تمام این مظاهر پلیدی در رویا تحقق نیافته و در خلاء عرض وجود نکرده بلکه استخوان پارههای اجساد لهشده ای قربانیان این تفکر شیونیستی، بستر و زمینه آن بوده و صدها هزار انسان در آتش شوم آن سوخته و کلهمنارها در تاریخ خونین و سیاه استبداد در کشور، صفحاتی خونینی را به خود اختصاص داده است.
همین اکنون آیا به چشم سر نمیبینید؟ و به گوش نمیشنوید؟ که طالبان جنایتکار در پرتوی حاکمیتی فاسد به اصطلاح وحدت ملی، تنها در چند روز گذشته در دوقریه هزارهنشین «حسنی» و «کندلو» در ارزگان، بیشتز از ۵۰ تن از هزارههای مظلوم اعم از زن و مرد و پیر و جوان و کودک را به رگبار کین بسته و به شهادت رسانیدهاند و خانهها و منازل رهایشی آنان را به آتش کشیده و صدها خانواده را از خانه و کاشانه شان فراری دادهاند؟
اما اکنون پرسشهای اصلی که نیاز به پاسخ فوری دارند:
در این شرایط حساس فعلی، شما رهبران سیاسی، علمای دینی، مدعیان دموکراسی، مدافعین حقوق شهروندی، مدنیبازان حرفوی، تکنوکراتهای پرمدعا و … چه میکنید؟ آیا در قبال این جنایات سازمانیافته علیه هزارهها در ارزگان، مهر سکوت بر لب میزنید؟
آیا باز هم چون گذشته با کلیگوییهای بیخاصیت و تهوعآور، از زیر بار مسئولیت انسانی و تعهد ملی، شانه خالی میکنید؟
مگر فراموش کردهاید که اکنون زمان آن گذشته که با کلیگوییهای تهوعآور و بیمسئولیت، شانه از ایفای نقش انسانی برای حل معضله ملی، خالی کرد؟ چون مردم رنجدیده کشور منتظر اقدامات عملی تان در رفع و محو این مظاهر پلیدی اند.
پ . ن: زبان حال حسینیان در کربلای ارزگان: هل من ناصر ینصرنی، کسی است که مرا یاری کند. ” بازماندگان شهدا و بیجاشدهگان ارزگان نیاز به کمک و همیاری شما عزیزانی که هیچگاه مردم تان را فراموش نکرده و آنان را تنها نگذاشته اید، دارند.
دیدگاه خودرا بنویسید