آزادی ملا غنی برادر : بترسیم یا خوشحال باشیم ؟

دکتر کریم پاکزاد

اولین سوالی که به ذهن میرسد اینست که آزادی ملا غنی برادر که زمانی “دست راست ملا عمر” شناخته میشد و یکی از بناینگذاران جنبش طالبان است چه سودی برای صلح یا ادامه جنگ دارد.
از قرار معلوم تصمیم آزادی ملا برادر ( و شاید خالی کردن زندانهای کابل از طالبان) در اولین جلسه مذاکرات رسمی میان طالبان و امریکا در ماه ژوئیه در قطرمیان آلیس ولس، معاون دستیار مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا وعباس استانکزی، سرپرست هئیت مذاکره کنندگان طالبان، اتخاذ شده بود. در آن زمان طالبان مذاکرات انجام شده را “بسیار مهم” دانسته بودند. تعین زلمی خلیل زاد به عنوان مشاور در امور روند صلح افغانستان، این پروسه را تسریع خواهد کرد.
دیپلوماسی امریکا بعد از اینکه دونالد ترامپ دستور داد تا امریکا مستقیمآ با طالبان وارد مذاکره شود تلاش دارد که با طالبان به موافقت برسد. روی چه مسایل و نتایج کنونی این تغیر سیاست امریکا را چگونه باید دید ؟
در قدم اول تصمیم مذاکره صلح مستقیمآ با طالبان، امری را که امریکا در گذشته منوط به دولت کابل میدانست، به حاشیه رفتن “حکومت وحدت ملی” و شخص اشرف غنی است. تلاشهای داکترعبدالله را در نزدیکی با اداره ترامپ و دادن تصویر یک شخصیت پراعتبار تر از غنی در همین زمینه باید دید. در قدم دوم، طوریکه بار ها گفته ام، هیچ پلی میان اسلام آباد و واشنگتن قطع نشده و فشارها و “مجازات” ها علیه پاکستان، اصلی ترین حامی طالبان، ناچیز و بیشتر در حرف بوده است. پاکستان در سیاستهای کلان امریکا در آسیا اهمیت بمتراتب بیشتر از افغانستان دارد. آزادی ملا برادر بعد از ۸ سال از زندان کراچی تحفه ای برای طالبان و برای آمریکاست. ولی در عین حال تحفه ی برای خود است. آنطوریکه مذاکرات میان امریکا و طالبان در جریان است و هر روز امریکا در برابر طالبان حسن نیت نشان میدهد ولی برعکس طالبان نه تنها درخواست اشرف غنی را برای پذیرش یک آتش بس طولانی رد نمودند بلکه به عملیات خونین خود در سرتاست کشور دست زدند. در هردو تابلو پاکستان برنده است.
آزادی ملا برادر به درخواست طالبان یک واقعیت دیگر را نشان میدهد، واقعیتی که دولت افغانستان نه تنها از آن عاریست بلکه برعکس آن عمل میکند. طالبان جنبشی است که از نگاه آیدئولوژیک (تعبیری را که از اسلام دارند) و از نگاه پایگاه قومی همگون و متحد است. علیرغم اختلافاتی اینجا و آنجا در سیاست های کلان و در میدان جنگ آنها از خود همگونی نشان میدهند. آزادی ملا برادرنشان میدهد که آنها این رهبر خود را فراموش نکرده بودند و این در بدنه قومی و قبایلی طالبان اثرات خوبی برای آنها خواهد داشت.
هشت سال قبل حامد کرزی زیاد روی ملابرادر که آن زمان شورای کویته را رهبری میکرد و از شخصیتهای مورد اعتماد ملا عمر بود حساب میکرد تا با طالبان کنار آید وصلح کند. ملا برادر هم شهرت داشت که به ختم جنگ علاقه دارد. همین تمایل ملا برادردر صحبت با کابل بدون مجوز پاکستان دلیل اصلی زندانی شدن او توسط پاکستان بود. آزادی وی درست زمانی صورت میگیرد که طالبان در مذاکرات صلح با امریکا چانه میزنند. آیا در آینده نه چندان دور ملا برادر که بیشتر به سیاسی بودن شهرت دارد تا به عالم دینی مانند رهبر کنونی ملا هیبت الله، رهبری طالبان را در دست خواهد گرفت ؟
در برابر همگونی و وحدت طالبان، دولت کابل از آن عاریست. دولت کابل نمیتواند مانند طالبان یک پایگاه مستحکم قومی داشته باشد. دولت کابل فقط در اجرای موفقانه پروسه ملی، برابری میان اجزای متشکله اش و احترام قواعدی که خود یا بزور جامعه بین المللی پذیرفته، یعنی دموکراسی حداقل در بخش انتخابات، متعهد باشد. برعکس بخش بزرگی از مردم و حتی مسئولین رده های بالای “حکومت وحدت ملی” از تبعیض، تعصب وشیوه یکه تازی و حتی مستبد رئیس دولت و فساد همه جانبه در دستگاه های دولتی مینالند. سوال در اینجاست که در برابر بر گشت طالبان بقدرت، اینبار با حمایت امریکا، چنین دولتی ضعیف، ناهمگون، عاری از

حمایت مردمی چگونه میتواند در پروسه صلح موفقانه عمل کند و کاملآ دست آوردهای ۱۷ سال اخیر را از دست ندهد ؟

صلح آری، مذاکره آری … ولی تسلیمی و پذیرش دیکته امریکا، پاکستان و طالبان نه !

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 26
  • عقرب
  • 1397
  • 17
  • November
  • 2018
  • 8
  • ربیع الاول
  • 1440

عضویت در کانون