مسعود در ارزیابی امروز

محمد رفیق رجا

یک. مدافع استقلال افغانستان بود. او یکی از کسانی بود که مقاومت در برابراستبداد تاریخی وقبیلوی را برای نسل های بعد از خودش به عنوان یک امکان به ارث گذاشت. اما وارثان مسعود آن را در بدل زندگی وماموریت دولتی برای حکومت قومی به ارزانی فروخت.

دوم. جنگ مقاومت در برابرروسها, پاکستان وطالبان را رهبری کرد..سوم. به حفظ غرورملی  مردم افغانستان متعهد بود

به هیچ کشور همسایه ای کرنش نکرد وحتا برای مسافرت عادی به آنجا نه رفت. در سفرش به پاکستان به عنوان یک قهرمان با سنگینی

,ابهت وشوکت مسافرت نمود.

.چهارم. جنگهای چریکی را متناسب به کوهاو طبیعت منطقه اش وارد بود

اما اشتباهات مسعود:

اول. او ادم سر گردان میان بنیاد گرای وقوم گرای بود. هم شاگرد فکری وعقیدتی الظواهری وافراطی های عرب بود وهم یار غار افراد تبار گرا ی  تاجیک , آنهم پنج شیری.

دوم. به اصول دموکراسی , حقوق بشر,عدالت اجتماعی  وحق تعیین سرنوشت ملیتها پا بند نبود. با گلبدین تفاوت بنیادی فکری نداشت فقط برای قدرت وترس از او,و برای قدرت انحصاری با اودر جنگ بود.به همین دلیل  در زمان پیروزی مجاهدین وورود انها در بدخشان صدها سازای وافراد مربوط  به طاهر بدخشی را قتل عام کردند.

سوم. با سیستم  فدرالی ودموکراسی که فقط از آن طریق حق تعیین سرنوشت ملیتها تامین می گردد موافق نبود. باپلان ایجاد حکومت فدرالی برای حل عادلانه حق تعیین سرنوشت ملیتها با مزاری ودوستم , با شدت مخالفت کرد وهردو را برای بیعت به امارت اسلامی فراخواند. جنگ را با آنها  آغار کرد زمینه ی امدن طالبان را فراهم ساخت.

چهارم. محرومیت زدای قومی , تبعیض زدای درون اجتماعی وملی را هر گز به خاطر تعصب واندیشه ای  بنیاد گرای اسلامی که داشت درگ نکرد. تفکر؛ حل عادلانه ای ًمسله ملی ًبر اساس عدالت اجتماعی وحق تعیین سرنوشت ملیتهارا تفکر”شعله ای ها” می دانست. چنانچه فهیم این نکته را علنی در صحبت خود با والیان بعنوان معاون اول ریس جمهور,بر زبان اورد.

پنجم. مسعود می خواست  از طریق رعیت نمودن ازبکها وهزاره ها حکومت قبیلوی را بشکند وخود با همان ایده” امارت اسلامی ” حاکمیت شئونیزم اسلامی وقبیلوی را احیاء نماید. درست به همین ارتباط , مزاری با تلخی, کنایه وطنز معنی داری از فرهنگ وزبان افغانستانی گفته معروفی را بر زبان آورد که: ” ماعاشق قیافه کسی نیستیم…” یعنی اگر تفکر “حق تعیین سرنوشت ملیتها” حل عادلانه مسئله ای ملی “اساس ایجاد حکومت نباشد وقصد شما ایجاد حکومت متمرکز, مطلقه وامارت اسلامی باشد, فرق شما با ملا عمر وگلبدین برای ملیتهای افغانستان وجود ندارد.

ششم. دوستم ومزاری که هردو نیز مثل او دها اشتباهات داشتند اما صادقانه به او برای شکستن حکومت های قبیلوی واستبدادی وایجاد حکومت ملی بر اساس “عدالت اجتماعی” و”حق تعیین سرنوشت ملیتها” به شمول پشتونها ؛ حتا”  بیعت ” نمودند؛ اما او بدون درک تاریخی محتوای آزادی خواهانه  وعدالت طلبانه قرارداد” جبل السراج” را که بر بنیاد اندشیه “حق تعیین سر نوشت ملیتها” به وجود آمد؛ دوستم ومزاری را با اجباردر همسوی با گلبدین وادار نمودند.

هفتم. وارثان مسعود شورای نظارمثل مارشال فهیم ویونس قانونی نیز با حکومت فدرالی مخالف بود وهیچ گاهی حرف جدی را برای ایجاد نظام که بتواند حق تعیین سرنوشت ملیت هارا تامین نماید نداشتد وندارند. آنها با ذلت وخواری پلان خلیل زاد را عملی نمودند. اشتباه مسعود طالبان را میدان داد واشتباه وارثان مسعود باز گشت حاکمیت قبیلوی را ممکن و تجدید نمودند. هم مسعوداقوام را در زمان که فرصت برایش میسر شد حذف کرد وهم وارثان مسعود  در” قرار داد بن ” ! بگونه که چهار وزارت کلیدی به یک ولسوالی تعلق گرفت اما دیگران به دلایل مصالح  ملی یا به دلیل زور امریکا  صدایش بر نیامد. این گونه روند را انها تا زمان ادامه داد که باز گشت حاکمیت قبیلوی ممکن شد. واکنون همه با خواری وذلت در صف مرگ و نابودی به چیغ های اشرف غنی دیوانه ووایسرای امریکایی؛  تن داده وبه لقمه ای نانی از طرف او شکر گذار اند.

این نوشته ی مختصر, به مناسبت گرامی داشت ازشهادت مسعود مرحوم به تحریر آمد. تلاش کردم طرفدارانه از هیچ حزب , قوم وسیاستی  نباشد.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 2
  • میزان
  • 1397
  • 24
  • September
  • 2018
  • 13
  • محرم
  • 1440

عضویت در کانون