جوابی برای سوالی از “ملک ستیز”

محمد رفیق رجاء
******
سوالی مهمی “چرا روشنفکران هزاره خاموش اند؟” درصفحه ی فیسبوک جناب ” ملک ستیز” یکی از روشنفکران خوب افغانستانی به نشر رسیده ومن امروز انرا خواندم. به دلیل اهمیت ,امروزی بودن ,جدی بودن وبرخی نکات واقعی این نامه , در جواب نامه ای این روشنفکر ملک ما؛ ونیز در جواب مرثیه ای مهربان تر از مادرجناب امرالله صالح, برای سرنوشت هزاره ها؛ مشکل اصلی و کنونی هزاره هارا, از زوایه دیگر,برای ایشان وبرای نسل امروز افغانستان باز خوانی می نمایم. این جوابیه برای اینکه مورد خوانش قرار بگیرد بطور مختصردر سه بخش تنظیم می گردد:اصل نامه, نقدوارزیابی نامه ونیز ارائه واقعیات تاریخی. نکته قابل یاد اوری است که , درین نوشته هر جا از قومی نام برده می شود منظورم ؛ نخبگان, سیاست ورزان,روشنفکران وگروهای سیاسی است که بر سیاست وتحولات اجتماعی وسیاسی امروز به نحوی تاثیر گذارند.

الف: نکته های اصلی درمتن نامه:

یک: «داعش عامل فرقه گرای است واستخبارات پاکستان از آن حمایت می نماید. هزاره ها مخالف ایدئولوژیک داعش است.پاکستانی ها با این کار(قتل عام هزاره ها) بار نفرت را از خود کاهش می دهد.»

دوم: «هزاره ها در عرصه ای فرهنگی شکوفاترین قوم افغانستان است. نتیجه ی قتل عام هزاره ها, شکست ازادی های شهروندی ونیز مردم را به تفکرات ارتجاعی پاکستانی گرایش می دهند.»

سوم: «هزاره ها در بحران وجدال هویت هستند.اگر این بحران مدیریت نشود و”ای ایس ای” با ضربات خونین به هزاره ها ادامه دهد زمین وزمینه برای داعیشیزم هموار تر می گردد»

چهارم: « چرا روشنفکران هزاره خاموش هستند؟ بحران رهبری وتابوی رهبری مثل موریانه پیکر نسل جوان را می خراشد. به باور من هزاره‌ها باید در جمع رهبران خود بهترین‌های سایر گروه‌های قومی را برگزینند و این تابوی فرسوده را برای همیش نابود کنند.»

ب:نقد وارزیابی مطالب نامه :

1.پاکستان عامل عمده و خارجی؛ جنگ ,رشد بنیاد گرای , افراطیت, طالبان وسرانجام داعش در افغانستان می باشد. اقوام وملیت های که پایگاه اصلی تحصیلات دینی انها در پاکستان است هزاره ها نیست. در سالهای جهاد, صدها وهزاران عرب بنام عالمان دین مثل الظواهری ودوستان بن لادن در جبهات جنوب ,شمال وغرب افغانستان, درس دین وجهاد می دادند. درین سالها, صدها وهزاران ملاهای از شمال, غرب ومناطق غیر هزاره درحوزه های دینی پاکستان تحصیلات دینی نمودند.به همین تناسب متاسفانه روحانیان افراطی شیعه افغانستانی در ایران نیز, پدید امدند که در جای دیگر,به تفصیل ان , می پردازم.

2. اکنون ودر همین زمان فعالیت های گسترده ای سیاسی ونظامی, تحت عنوان مسایل آموزش دینی از طریق گروهای افراطی از پاکستان که در داخل انها داعش نیز می باشد, در ساحات مناطق غیر هزاره , به خصوص در شمال وسراسرجنوب, فعال است وصدها حوزه های دینی برای زنان ومردان اهل سنت ایجاد کرده است که همه در یوتوب نشر شده است. در نتیجه زمینه های اصلی سرباز گیری داعش در مناطق غیر هزاره است. داعش دشمن هزاره ها است, اما مشکل عمده تراز آن؛ زمینه های رشد وسرباز گیری داعش است.

3. داعش پدیده سیاسی برای هدف مشخص سیاسی درجهان ودر افغانستان است.جای هیچ شکی نیست که هزاره ها یکی از قربانیان داعش خواهد بود. اما دیگران نیز در امان نیستند.چنانچه سالها پیش اولین انفجار را از جلال اباد شروع کرد. پاکستان کشورنادان وتصادفی نیست. اگر بپذیریم که پاکستان یکی از حامیان عمده داعش می باشد ویا پاکستان با پول عرب افراطیون را مدیریت می نماید ؛ این کشور با “هزاره ها” سرجنگ ندارد .باوجود مقاومت سرسخت هزار ها در برابرطالبان, اما هزاره ها در افغانستان تنها دشمن طالبان وداعش نبود.اگربه گذشته نگاه کنیم ؛همین چند سال پیش طالبان والقاعده؛ اول داکتر نجیب, بعد مزاری را وپس از آن؛ احمد شاه مسعود را تکه وپاره کردند.شیعه بودن هزاره ها, ودشمنی داعش باآنها, رقابت عربستان با ایران , تمام این موارد را متوجه هستم اما چون داعش پدیده سیاسی است,می توان گفت که: هزاره ها در افغانستان یکی ازموانع سیاسی ونظامی برای کشور های حامی داعش می باشد, اما هزاره ها تنها هدف داعش نیست. توجه داعش بیشتر به انهای است که در افغانستان شریک قدرت واز این سکو با روسها وایرانی ها روابط پنهانی دارند. این باور شما که ” قتل عام هزاره ها, بار نفرت ازپاکستان را کاهش می دهد” سیاسی بودن پدیده ی بنام داعش را توجیه مذهبی نمی تواند.هیچ جای شک نیست که داعش پدیده ای سیاسی است وما باید مناسبت و منافع سیاسی را در وجود وظهور داعش بعنوان یک پدیده سیاسی در منتطقه, جستجووتحلیل نماییم.

4. شکوفای هزاره ها در عرصه فرهنگی حرف درستی است. شاید منظور تان این باشد که در عرصه ی سیاسی ضعیف است. اما واقعیت این است که؛ در عرصه ی سیاسی تاجیک ها, ازبک ها , روشنفکران پشتون تباروهزاره ها هر کدام یکی از دیگری بد بازی کردند ودرین میان به خصوص رهبران تاجیک تباروپشتونها. پشتونها در حال حاظر برنده وبراوضاع مسلط است. اما واقعیت این است که زمینه های جدای وتجزیه را برای همیشه اساس گزاری کرده اند.ستم واستبداد در ر سایه ای تفنگ خارجی ها ,داعش سازی وقتل عام مردم, سیاست برنده وموفق در هیچ جای دنیا نبوده است.

هزاره ها در عرصه ای سیاسی نسبت به حال واحوال وضعیت کنونی افغانستان خوب درخشیدند.در تظاهرات ملیونی “جنبش تبسم” و”جنبش روشنای” تا سرحد تحمل خونین ترین تراژدی وبی رحمی در تاریخ افغانستان ,رو در روی رهبران جهادی ومذهبی بر ضد حکومت فاشیستی ایستادند. اما عاقلانه نبود وعقل سیاسی اجازه نمی دهند که بیش از این به تنهای بدون برادران تاجیک وازبک در وادی قدم بگذارند که عرصه ملی وحتی جهانی به حساب می اید, نه عرصه ای درون قومی .در جنبش تبسم هزاره ها بگونه ای واحد, یک پارچه وجهانی از تمام اقشار جامعه با” نسل پیشرو”هماهنگ شدند.اگر روشنفکران ونسل جوان تاجیک, پشتون وازبک نیز,می توانستند ازحصار تنگ قومی خود را خلاص نمایند , نسل امروز افغانستان می توانستند, بر بحران کنونی ملی فایق ایند.اما با تاسف پشتونها ,ازبکها وتاجیک ها, اسیررهبران است که انهارا بی رحمانه ورنگارنگ معامله می نمایند.

4.بحران رهبری در جامعه هزاره از نظر ذهنی وباور نسل امروز,حل گردیده است. روشنفکران ونسل امروز,جامعه هزاره به رهبران سنتی باور ندارند.اما حل سیاسی وفزیکی ان , به میزان تحرک وجنبش درون اجتماعی اقوام دیگر افغانستان تعلق یافته است. در سطر های بعدی بیشتر توضیح خواهم نمود که اساسا “حل مسئله ملی” در افغانستان توسط رهبران سنتی جامعه تاجیک وروشنفکران پشتون تبار, در بدل تاج وتخت به گروگان گرفته شده است .روشنفکران ونسل جوان تاجیک وپشتون, در برابرچنین یک فاجعه ای تاریخی دم فروبسته اند.

5. این سطر از نوشته شما, مارا درفهم واطلاعات شما نسبت به اوضاع ویا حد اقل عقل حقوق بشری شما مشکوک می نماید. اینکه می گویید: « به باور من هزاره‌ها باید در جمع رهبران خود بهترین‌های سایر گروه‌های قومی را برگزینند و این تابوی فرسوده را برای همیش نابود کنند» باید گفت که؛ ای کاش جنبش ملی با حد اقل ماهیت روشنفکری وملی از اقوام غیر هزاره در افغانستان وجود می داشت.اگر چنین می بود نسل امروز هزاره, بی درنگ مثل که در تمام جنبش های روشنفکری (چپ وراست) افغانستان فداکاری واز خود گذری نشان داده است, بدون هیچ گونه تعصبی به آن می پیوست.هر چند که نسل کنونی تاجیک ها ,ازبکها وپشتون ها, به جنبش تبسم وجنبش روشنای نه پیوستند .اما هزاره ها از روی عقل سیاسی ومصالح اجتماعی وملی به هر جنبش حد اقل غیر فاشیست ونسبتا ملی می پیوندند.اما با تاسف که چنین یک جریان وجود ندارد.

گمان نکنم که ندانید فضای افغانستان از چنین یک جریان خالی است.به همین دلیل بدون هیچ شکی منظور شما این است که نسل کنونی هزاره ها که به گفته شما در عرصه فرهنگی پیش رو است, در عرصه ای سیاسی به رهبران کنونی وجهادی اقوام دیگربپیوندند. برای پرهیز از جدال بی مورد, درین گونه گفتمان ,به نکات می پردازم که؛ دها سند وکتاب اکنون آن را, روایت نموده است:

ت.واقعیات تاریخی

1. برای هیچ کسی در افغانستان وجهان پوشیده نیست که پس از سقوط حکومت داکتر نجیب, برادران پشتون به خاطرستم تاریخی ,نسل کشی ونیز اشتباهات رهبران سیاسی مثل طالبان و گلبدین از صحنه ای سیاسی افغانستان حذف شده ومورد تهاجم جهانی ,منطقه ای وملیت های ساکن افغانستان قرار گرفته بود.

2. با تاسف برای جبران ستم واستبداد تاریخی قوم حاکم, روشنفکران پشتون به جای اعتراف به آن وحل عادلان” مسئله ی ملی” به عقب گرد تاریخی چرخیدند.به حمایت طالبان پرداختند وبرای تحکیم وحدت ملی به پلان فروپاشی اجتماعی وفرهنگی اقوام دیگر کمربستند.اقوام محروم کشوربر کرزی وروشنفکران پشتون اعتماد نمودند. با وجوداینکه اکثریت پشتونها در آغاز به حکومت پس از یازده سپتامبر نه پیوستند وکرزی وروشنفکران پشتون بدون حمایت قومی به قدرت سیاسی دست یافتند.اما با تاسف که تمام امکانات جهانی ,ملی و تنها فرصت تاریخی بازسازی افغانستان را ,همین نخبگان وتحصیل کردگان پشتون تبار, در دامن طالبان انداختند.رهبران قومی وجهادی, نیز آنهارا همراهی نمودند.

3.متن قرارداد مشهوروتاریخی “جبل السراج” میان مزاری, دوستم ومسعود” افغانستان نوین” را اساس گذاری کرد. جوهر اصلی قرارداد حذف پشتون ها نبود, بلکه تامین عدالت,برابری ومحوتبعیض ونابرابری های قومی در افغانستان بود.این تفکربطور طبیعی با ایجاد” حکومت غیر متمرکز” می توانست ظرفیت حل” مسئله ای ملی” وتامین حقوق شهروندی را پیدا نمایند.

4. درین قرارداد بیشترین اختیارات را به شورای نظاردوستم ومزاری سپردند.اما این تعهد به طور یک جنبه ای با هدف ایجاد امارت اسلامی توسط شورای نظارتکه وپاره شد. برای بیعت گرفتن به امارت استاد ربانی قتل عام مردم غرب کابل و فاجعه افشاردرتاریخ افغانستان ثبت شد.در نتیجه این اشتباهات , طالبان عرض اندام نمود.عامل اصلی داخلی ظهور طالبان اشتباهات نا بخشودنی, بی صلاحیتی ونیر انحصار طلبی حکومت قومی جهادی شورای نظاروروشنفکران پشتون ,پس ازسقوط حکومت نجیب بود.شما تصور نمایید اگرانحصا ر طلبی شورای نظار نمی بود وحکومت قوی , بااشتراک تمام اقوام افغانستان پس ازسقوط حکومت مرحوم داکترنجیب تشکیل می شد, کدام قدرت توان شکستن ان را داشتند؟

5. رهبران جهادی تاجیک تبار با تاسف که به آنچه گفته شد اکتفا نکردند واین اشتباهات را بطور مکرر,عمدی واگاهانه تا هنوز ادامه می دهند.در کنفرانس بن شورای نظارچند نفر عرب وسید را از شمال ومرکز به نماینده گی ازازبکها وهزاره ها, با خود بردند وحکومت را اساس گذاشتند که تا سالها باید رنج ان را مردم افغانستان باید بپردازند.درزمان گفتگوی جهانی در” بن “مردم اواره ی غرب کابل که می خوا ستند پس از سقوط حکومت طالبان از با میان, به خانه های شان بر گردند با ممانعت و تهددید شورای نظارمواجه شد. که با پادرمیانی نظامیان امریکا قضیه حل شد واقای خلیلی نیز با بزدلی وجبن عقب نشینی کرد.اما داغ سیاه اینکه ؛ قتل عام غرب کابل وظهور طالبان وفروپاشی ملی نتوانستند, عبرت باشد برای انهایکه از نام تاجیک ها تفنگ گرفته است بر دل تاریخ افغانستان ماند .

6.در لویه جرگه ودر تدوین قانون اساسی بیشترین مخالفت را در ایجاد” حکومت غیر متمرکز”شورای نظار نمود.روشنفکران جامعه تاجیک, هر گزدر برابراین اشتباهات تاریخی وجبران ناپذیرایستاد نشدند.ازبک ها وهزاره ها بدون تاجیک ها نتوانستند ویا نخواستند ازطرح “حکومت غیر مترکز” به هر قیمتی دفاع نمایند.

7. در گفتگوبا جامعه جهانی وحتی با پشتونها , رهبران تاجیک تبارجهادی, اعتبارهزاره ها وازبک هارا در کنار شان یدک می کشیدومی کشد. اما در تقسیم قدرت ,سهم وحضور واقعی در ادارات دولتی,اقتصادی , نظامی وامنیتی تا هنوزانها, بد تر ازهر فاشیست قوم حاکم عمل کرده است. به قول گلبدین از یک ولسوالی دو هزارجنرال واز یک ولسوالی تمام وزارت های کلیدی ,گویای اشتباهات است که از طرف شورای نظار,بر جامعه تاجیک ونیز جبهه ای عدالت خواهی, تحمیل شده است.

8.درجنجال های انتخاباتی رهبران تاجیک تبار و پشتون ها ,شعار های ملی وفرا قومی سر می دهند, وقتی که هزاره ها وازبک هارا پشت سرشان اوردند, قدرت سیاسی را به خواست های قومی تقلیل می دهند.

9. روشنفکران هزاره بدون عبرت از گذشته برای اشرف غنی کمپاین کردند. برای پیروزی او, اطاق فکر درست نمودند.در رسانه ها علیه هم جنگیدند. اما به مجرد که اشرف غنی به قدرت رسید, به قوم وقبیله اش چسپید.تمام شعارها واندیشه های ملی دوران انتخاباتی را کنار گذاشتند.هزاره جات را از پروسه ی باز سازی محروم ساختند. با سازماندهی قتل عام های مکرر,تظارهرات وحرکت های مدنی هزاره هارا به خاک وخون کشاندند.

10.اکنون ازبکها وهزاره ها بطور کامل در حاشیه ی حکومت قرار دارند.نه تنها در حکومت شریک نیستند که از انتحارونا امنی به ستوه امده اند. شاهکاریهای سیاسی عطا محمد نور, تمام سیاست های چندین دهه ی مناسبات قومی در افغانستان را به روشنی توضیح می دهند.در ابتدا ازبک ها وهزاره ها در کنار نور مطرح بودند واز ترکیه تا جلسات سری وعلنی در سمت شمال ومرکز, هیاهوی ملی بر پا کردند.به مجرد که مسئله مزاکره مطرح شد ,پای جمعیت اسلامی به میان امد ومنافع اقوام به منافع جمعیت اسلامی وآن نیز به چند وزارت وسفارت تقلیل یافت.

11. تحریف لین برق ازبا میان به سالنگ با وجود که سالنگ لین برق دارند به اراده شخص فهیم وجبن خلیلی به امضاء رسیده بود.در محرومیت وانزوای تاریخی هزاره ها در مرکزافغانستان, رهبران تاجیک تبارو جهادی,بیشتراز فاشیستان قومی در ارگ تبعیض روا داشتند.

12 . برای ایجاد حکومت غیر متمر کز وملی,تامین آزادی, برابری وحقوق شهروندی رهبران جهادی تاجیک تبار, در کنار شئونیزم قبیلوی همیشه ایستاده اند وتند تر از آنها نسبت به حقوق ازبک ها وهزاره ها بی رحمی نموده اند.اگر مشکل افغانستان از اساس حل نگردد, هیچ جای دنیا به اندازه مردم افغانستان به دلیل فقر فرهنگی ,زمینه ای سرباز گیری داعش وفاطمیون نیست. فاشیسم قبیله وداعش در افغانستان مشکل اساسی بحران امروز افغانستان است, که تنها با تحریک هزاره ها نمی شودبا آن مبارزه کرد.

13.داعش سازی افغانستان وترساندن هزاره هارا از داعش, حضور نیرومند” فاطمیون” را توجیه می نماید.فاطمیون که اسد را در سوریه از شکست قطعی نجات داد.این تنها نخستین گزینه های جنگ داخلی است.

14.اشتباه تاریخی هزاره ها این بودواست که تفنگ را گذاشتند وبه زبان مدنی خود را اسیر نمودند. زبان مدنی وجنبش مدنی در جامعه کنونی افغانستان, جزفقر, محرومیت , تشیع جنازه و”گریه وناله” دست اورد دیگری ندارد.کار که اکنون هزاره ها در جهان ودرداخل افغانستان به آن مصروف است. در افغانستان کنونی قدرت های بزرگ بر اساس عقل سیاسی , مافیای قدرت وتفنگ را به رسمیت می شناسند وارج می گذارند؛ نه جریان های مدنی وروشنفکری را.مافیای جهادی” شورای نظار”و “قوم گرایان حاکم” دو نیروی مهم است که مورد توجه ومزاکره برای خارجی ها بوده است. ازبک ها وهزاره ها با آن نیروی عظیم مردمی , فرهنگی که در هرانتخاباتی تصمیم ورای آنها برنده است, به دلیل نداشتن تفنگ واسیر شعار های مدنی, هنوز هم درکشور شان در حاشیه قدرت سیاسی قرار دارند.

15.استاد عطا تا سالهای اخیرمحقق ودوستم را به خانه اش در مزار نمی گذاشتند.در اکثرشهر های شمال برای خوش خدمتی به کرزی قبایل انتقالی را در برابرازبک ها تسلیح کردند.قبایل که اکنون زمینه ای ظهور داعشیان را فراهم و پرچم طالبان وداعشیان را بر افراشته اند.

16. اکنون هزاره ها وازبک ها به فراست وتجربه دریافتند که بدون ایجاد “حکومت غیر متمرکز” وملی هر گز از شر استبداد قبیلوی نوع افغانی آن, خلاص نخواهند شد.بدون ایجاد “حکومت غیر متمرکز” هیچ گاهی برابری ,وحقوق شهروندی در افغانستان تامین نمی گردد.اگر کرزی رفت وغنی امد به کرزی شکر نمودیم. اما به یاد داشته باشیم که اگر غنی بروند آن دیگری که می اید به اسلاف شان شکر خواهیم نمود. به همین دلیل تا سیستم ایجاد نگردد که بر اساس ان؛ راهای جلوگریی از تبعیض گرفته شود, هر گز تبعیض وبحران قومی در افغانستان راه پایان ندارد.اقوام افغانستان, برای طرح جدی این داعیه (حکومت غیر متمرکز) بیش ازگروهای افراطی قبیلوی در ارگ, از رهبران تاجیک تبار می ترسند, که بر علیه این داعیه وبنام وحدت ملی مثل گذشته,با همدستی حکومت های قبیلوی , قتل عام های را سازماندهی نه نمایند.

نتیجه: توصیه من به جناب ملک ستیزوامرالله صالح این است که با توجه به انچه گفته شد؛ مشکل اساسی افغانستان را بشناسیم ومخاطبان اصلی خود را برای داعش سازی افغانستان هشدار دهیم. ستم ملی در افغانستان یک واقعیت بود واست. اما چرخش بر دایره وبن بست قوم گرای واستفاده ی سیاسی از آن توسط رهبران قومی ومذهبی مشکل افغانستان را , پیچیده تر ساخته است.نسل امروز تا زمان که از این “دایره خبیثه” عبور نه نماید بحران افغانستان هر گز حل نخواهند شد.طالبان, داعش وبلاهای دیگری در کمین است که با تاسف قربانیان آن مردم افغانستان است.

Henkilön ‎جمهوری سکوت Republic Of Silence‎ kuva.
Henkilön ‎جمهوری سکوت Republic Of Silence‎ kuva.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 2
  • میزان
  • 1397
  • 24
  • September
  • 2018
  • 13
  • محرم
  • 1440

عضویت در کانون