فریتسی (نام مستعار) تا همین اواخر جزو کارمندان اداره امور مهاجرت و پناهجویان آلمان، موسوم به «بامف» به شمار میآمد. او در گفتگو با ما از روند تصمیمگیری در مورد پروندههای پناهجویی میگوید و توضیح میدهد که چطور بیسر و سامانی در بخشهایی ازین اداره، رسیدگی به کارها را دشوار کرده است.
فریتسی کار خود در اداره امور مهاجرت و پناهجویان را به عنوان مصاحبهگر آغاز کرد و در مرحله بعد وظیفهاش این بود که در مورد قبول و یا رد درخواست پناهجویی متقاضی تصمیم بگیرد. او در مورد شغل سابق خود این طور توضیح میدهد: «برای انجام اینکار، یک مصاحبهگر باید با کشوری که پناهجو از آن میآید آشنا باشد، شرایط اقتصادی و سیاسی آن را بشناسد و از بسیاری جزئیات دیگر سر در بیاورد». مصاحبهگر در نهایت باید بتواند صحت ادعاهای پناهجو را بسنجد: «تعیین صداقت یا عدم صداقت مصاحبه شونده کار بسیار دشواریست و فرد مصاحبهگر و میزان تجربه او تاثیری مستقیم در نتیجه این مرحله دارد».
فریتسی میگوید تعداد قابل توجهی از کارمندانی که در سال ۲۰۱۶ جذب این اداره شدهاند از تجربه کافی برخوردار نیستند. این نیروها به پرسنل اداره امور مهاجرت و پناهجویان افزوده شدند تا کارمندان آن از پس تعداد بالای متقاضیان پناهجویی طی سال ۲۰۱۶ و فشار هزاران پرونده باقی مانده از سالهای پیشتر برآیند.
بنا به رویه، کارمندان جدید برای آغاز به کار باید دوره آموزشی دوماههای را بگذرانند که به آنها چم و خم امور در اداره امور مهاجرت و پناهجویان را یاد بدهد. این دورههای آموزشی بنا بر قاعده با حضور متخصصانی از این اداره برگزار شود و پس از آن نیز کارمندان تازه میباید تحت نظارت و راهنمایی یکی از همکاران دارای سابقه و تجربه قابل توجه کار خود را آغاز کنند. فریتسی میگوید: «متاسفانه کارکنانی که در سال ۲۰۱۶ جذب این اداره شدهاند، پیش از شروع به کار تنها سه هفته آموزش دیدند و بعد هم در اغلب موارد به همکاران کمتجربهای سپرده شدند که تنها دو هفته قبل از آنها کار در بامف را شروع کرده بودند».
«علیرغم اینکه مدیریت خوب میدانست کارکنان فرصت لازم برای انجام همه مصاحبهها را نخواهند داشت، هر روز تعداد بسیار زیادی از متقاضیان پناهجویی برای مصاحبه به اداره فراخوانده میشدند»
با فریتسی و کسانی که همزمان با او استخدام شدند، قراردادهایی به مدت شش ماه امضا شد: «فشار زیادی طی این مدت روی ما بود؛ از دفتر مرکزی اداره در شهر نورنبرگ گرفته تا مافوقهایمان در برلین. حتی نمیتوانستیم از کسی راهنمایی بگیریم، چون سر همه شلوغ بود. به ما به چشم کسانی نگاه میکردند که به سرعت و با قراردادی کوتاهمدت استخدام شدهاند و به زودی هم خواهند رفت».
فریتسی به نحوه برنامهریزی و رویه کار در اداره امور مهاجرت و پناهجویان به شدت انتقاد دارد: «علیرغم اینکه مدیریت خوب میدانست کارکنان فرصت لازم برای انجام همه مصاحبهها را نخواهند داشت، هر روز تعداد بسیار زیادی از متقاضیان پناهجویی برای مصاحبه به اداره فراخوانده میشدند. خیلی از پناهجویان از پنج صبح در صف میایستادند و تا پنج عصر انتظار میکشیدند و در آخر به آنها گفته میشد که باید روز دیگری بیایند چون نوبت مصاحبه به آنها نمیرسد. زمان مصاحبه خیلیها به همین ترتیب تا هفت یا هشت بار به تعویق افتاد».
او اضافه میکند: «من میتوانم بپذیرم که از یک مرد جوان و سلامت و فارغبال خواسته شود که روز دیگری برای مصاحبه برگردد، اما نمیتوانم تصور کنم که یک زن باردار یا زنی با دو-سه بچه کم سن و سال را چطور میتوان به این ترتیب ساعتها منتظر گذاشت». دلیل فراخواندن بیدلیلِ پناهجویان و انتظارهای طولانی و بیحاصل؛ چیزی نیست جز فشار وارده از طرف مدیران ارشد این سازمان برای افزایش سرعت رسیدگی به پروندهها. این فشار است که تعیین میکند هر کارمند باید روزانه با چه تعداد پناهجو مصاحبه انجام دهد. آنچه در این میان از نظر دور میماند این است که جلسات مصاحبه میتوانند بسیار طولانی یا بسیار کوتاه باشند- به عنوان مثال مصاحبه برخی از پناهجویان سوری ممکن است حدود ده دقیقه وقت بگیرد در حالی که در مورد پناهجویان اهل افغانستان یا ایران زمان بیشتری برای روشن شدن دلایل اقدام به پناهجویی صرف میشود.
فریتسی در مورد مافوقهای سابق خود در اداره امور مهاجرت و پناهجویان میگوید: «مشکل اینجاست که بسیاری ازین افراد در زمینه مهاجرت و امور پناهجویان تجربه چندانی ندارند. معیار انتساب افراد به پستهای بالا، معمولا تعداد سالهایی است که فرد در آن اداره کار کرده و این الزاما معیار خوبی برای برگزیدن یک مدیر نیست».
به گفته فریتسی برخی از شهروندان کشورهای عربی طی سالهای گذشته با ادعای سوری بودن متقاضی پناهجویی در آلمان شدهاند. اما کارمندان اداره امور مهاجرت و پناهجویان، دیگر در این زمینه خبره شدهاند و میتوانند از شواهد تعیین کنند آیا کسی شهروند سوریه است یا نه.
مرد جوانی را تصور کنید که مثلا اهل مراکش است اما با ادعای ملیت سوری، متقاضی پناهندگی میشود: «پیش از هر چیز از روی لهجه عربی فرد میتوان به این پی برد که او اهل کجاست. بعلاوه کسی که مثلا مدعی است در حمص بزرگ شده، باید مدارکی داشته باشد که این موضوع را ثابت کند یا دست کم باید اماکن مشهور این شهر و خیابانهای آن را بشناسد و بتواند بگوید به کدام مدرسه رفته. چنین اطلاعاتی را میتوان بعدتر راستیآزمایی کرد».
به اعتقاد فریتسی، سیاستمداران و جهت دهی آنها تاثیر قابل توجهی بر تصمیمگیریها در اداره امور مهاجرت و پناهجویان دارد: دولت و سیاستمداران برای پیشبرد اهداف خود نیاز به آمار و ارقامی دارند که در راستای تصمیمات آنها باشد و خواستههای سیاسی آنها را تایید کند. سادهترین راه برای دستیابی به اعداد و ارقام لازم، ایجاد فشار بیشتر روی ادارات و سازمانهای مربوطه است تا به هر قیمتی نتایج مورد نیاز را ارائه کنند.
«سیاستمداران باید از دخالت و تاثیرگذاری در کار این اداره برای پیشبرد اهداف سیاسی دست بردارند»
فریتسی میگوید او و همکارانش هر هفته متناسب با فشاری که از طرف مافوقها وارد میشد، یک دسته مشخص از پروندهها را برای رسیدگی انتخاب میکردند. به عنوان مثال طی یک هفته روی انجام مصاحبه پناهجویان سوری متمرکز میشدند و هفته بعد به سراغ درخواستهایی میرفتند که مدت طولانی از ثبت آنها گذشته است: «سیاستمداران باید از دخالت و تاثیرگذاری در کار این اداره برای پیشبرد اهداف سیاسی دست بردارند. اما خب، برای آنها اهمیتی ندارد تصمیماتی که اخذ میکنند چه تاثیر عملی و عینی بر زندگی پناهجویان دارد».
فریتسی میگوید افرادی با دیدگاههای مختلف در اداره امور مهاجرت و پناهجویان کار میکنند و بعضی ازین کارکنان ترجیح میدهند تا آنجا که میتوانند درخواستهای پناهجویی را رد کنند. معدودی هم هستند که درست عکس این عمل میکنند و تمام امکانات قانونی ممکن برای کمک کردن به پناهجویان را بررسی میکنند: «بخش قابل توجهی از نتیجه، به کارمندی بستگی دارد که روی پرونده کار میکند».
اداره امور مهاجرت و پناهجویان در تلاش است شرایط پذیرش پناهجویان را دشوارتر از پیش کند. تلاشها برای بازگرداندن پناهجویانی که از افغانستان میآيند طی ماههای اخیر باعث نگرانی بسیاری از افغانهای ساکن آلمان و همینطور نهادهای حقوق بشری شده است. اداره امور مهاجرت و پناهجویان به تازگی از به رسمیت شناختن حق پناهندگی برای برخی از شهروندان سوریه سرباز زده و ویزاهای صادر شده را نیز تنها برای دورههای یک ساله تمدید میکند. امکان انتقال اعضای خانواده به آلمان نیز اخیرا برای همه پناهجویان دشوارتر از پیش شده و پناهجویان تنها در شهری که در آن درخواست پناهجویی دادهاند حق اقامت دارند-در موارد خاص پناهجویان میتوانند با هماهنگی نهاد مربوطه به شهر دیگری نقل مکان کنند؛ مثلا در صورتی که پناهجو در شهر دیگری موفق به یافتن شغل شود و دیگر نیازی به دریافت کمکهای اقتصادی دولتی نداشته باشد.
وبلاگ اطلاع رسانی پناهندگان
دیدگاه خودرا بنویسید