تحصن کنندگان جوان در استکهلم ، شور جوانی و خطرات بی برنامگی!

بیشتر از یک هزار جوان پناهجو در استکهلم گرد آمده اند تا برای اقامت گرفتن در سویدن مبارزه کنند. بیشتر این جمع کسانی هستند که تقاضای پناهندگی شان از طرف اداره مهاجرت سویدن رد شده و جمعی نیز دچار قانون اخراج اجباری از سویدن شده اند. روند رد تقاضای پناهندگی جوانان بیشتر و بیشتر می شود و پلیس سویدن در حال استخدام پلیس بیشتر برای به اجرا گذاشتن اخراج اجباری و تهیه بازداشت گاه های بیشتر در سویدن است. پیش بینی پلیس سویدن این است که طی سالهای نزدیک تعداد اخراجی ها به هفتاد هزار نفر برسد. قدرت گرفتن راستهای افراطی در اروپا و آمار رو به افزایش هواداران فاشیست های سویدن و تبدیل شدن حزب دموکرات های سویدن به یکی از قدرتمندترین حزبهای این کشور چشم انداز پناهندگی در این کشور را دشوار ساخته است. با این وضع حرکت جمعی جوانان برای تخصن و تظاهرات حرکت بسیار ستودنی و ارجمند است اما این حرکت را چالش های زیادی تهدید می کند:

1.جوانان تحصنگر تیم رهبری جوان و به نسبت کم تجربه و کم دانش دارند. آنان برای مطالبات شان پرونده حقوقی و خواسته های مشخص دارای مستندات حقوقی و حقوق پناهجویی ندارند و خواسته شان بسیار کلی است. فعلا خواسته اصلی تحصن کنندگان توقف کلی اخراج پناهجویان افغانستانی به افغانستان است. این خواسته از طرف اداره مهاجرت رد شده است. خواسته دوم این عزیزان آمدن رییس اداره مهاجرت سویدن به جمع تحصن کنندگان و شنیدن حرفهای آنهاست. ریس اداره مهاجرت تا هنوز در جمع جوانان نیامده و تقاضای تحصن کنندگان را رد کرده است. البته در این که این تحصن تاثیرات فوق العاده احساسی بر افکار عمومی و حتی سیاست مداران داشته شکی نیست. تعدادی از وزرای دولت و اعضای پارلمان و فعالین حقوق بشری و اجتماعی در جمع آمده اند و احساس همدردی و هم نوایی کرده اند. حرکت جوانان حتی آمار افکار عمومی و گراف محبوبیت احزاب سیاسی را بالا و پایین برده است. آفرین بر اینان. اما عیب کار کجاست؟

1.1:در قسمت منع اخراج همه افغانستانی ها از سویدن باید گفت که این امر غیر قابل قبول به نظر می رسد زیرا فرضیه های زیادی بر رد این موضوع وجود دارد.

الف: اگر اداره مهاجرت بگوید من یک جوان پناهجوی پنجشیری را که دلایل قانونی برای تقاضای پناهندگی اش ارایه نکرده به پنجشیر اخراج می کنم چه مشکل امنیتی برای او پیش می آید؟ پاسخ این جمع مشخص نیست.
ب: اگر تعدادی از جوانان که در مصاحبه ها شان گفته اند که به سویدن آمده اند تا درس بخوانند و شهروندان بهتری برای جامعه جهانی باشند نه برای حفظ جان شان, اگر اینها به افغانستان بر گشتانده شوند چه مشکلی پیش می آید؟ آنان خودشان گفته اند که در افغانستان مشکل امنینی و شغلی ندارند و لی زمینه رشد و سعادت بیشتر شان گرفته شده است. ( توجه کنید اینها فرضیه اند و تعدادی از نواجوانان در پرونده هاشان گفته اند که برگشت شان در افغانستان برای آنان مشکل ساز نیست زیرا آنها در ایران مشکل داشته اند… این فرضیه ها همراه با نمونه ها است که من خود می شناسم)
ت: اگر تعدادی از پناهجویان که به تجاوز و قتل متهم شده اند طبق قانون سویدن به کشور اصلی شان دیپورت نشوند به کجا دیپورت شوند؟ اینها و موارد بی شماری دیگر می توانند فرضیه های باشند که درخواست توقف کلی اخراج به افغانستان را نقص کنند و اداره مهاجرت با استدالال منطقی در برابر احساسات ما سکوت کند.

1.2تقاضای دیگر جوانان حضور حتمی ریس اداره مهاجرت در جمع تظاهر کنندان و تحصن کنندگان است اما این جوانان برای حضور او مطالبه حقوقی پرونده دار و مستدل ندارند یک تقاضای احساساتی دارند که حتی اگر او بیاید باز گره از کار فروبسته ما باز نخواهد شد. ریس تحصن کنندگان می گوید که آنان خواسته های دارند که الان نمی خواهند با همه در میان بگذارند و زمانی که ریس اداره مهاجرت آمد به میان می گذارند. این سخن کمی برعکس روند تقاضاهای حقوقی است زیرا روند تقاضاهای حقوقی این است که اول ادعاهای مستند به مبانی حقوقی نوشته شده به مراکز مربوطه ارسال می شود و هر گاه آن مراکز از حقوق اساسی متقاضیان سر باز زد دست به تظاهرات و تحصن می زنند اما این عزیزان نعل را وارونه زده اند. البته تقاضاهای اینان تقاضاهای اخلاقی و انسانی است و اینها بیشتر بر اساس احساسات پاک و تذکرهای اخلاقی روند کار شان را پی می گیرند که در فرایند سیاسی و اجتماعی به کرسی نشستن تقاضاهای اخلاقی بسیار دشوار است.

2. جوانان پناهجو که زبان و کدهای اجتماعی و ساختار حقوقی و شیوه های پیگیری مسایل حقوقی را نمی دانند و در نهایت تنها یک تعداد شان به سویدنی ساده می توانند حرف بزنند به شدت از جمع و جماعت با دانش و تجربه دوری می کنند. یعنی اینها حتی در پشت صحنه یک گروه مشورتی حقوقی یا یک گروه از هموطنان با تجربه و درس خوانده و آشنا با خم و پیج جامعه سویدن را ندارند و این امر ممکن است باعث خستگی مفرط و به هدر دادن انرژی لازم شود. ما بارها شاهد بوده ایم که تعدادی از پناهجویان ایرانی در برابر ساختمان اداره مهاجرت و در مرکز شهر گوتنبورگ خودشان را آتش زده اند. ما شاهد بوده ایم که اداره مهاجرت سویدن پناهجویانی را باز گردانده اند که در فرودگاه کشورشان اعدام شده اند… بنا بر این به ثمر نشستن تحصن و تظاهرات نیاز به کمک های و همدلی ها و همزبانی های گروه های مختلف و دارای پتانسیل های متفاوت است. خیلی ضرور است که این جمع با دانشجویان رشته های حقوق و جامعه شناسی و علوم سیاسی، با هموطنان عضو احزاب سویدن با شخصیت های با تجربه و با استادان دانشگاه که زبان فارسی می دانند به تماس شوند و از گروه های مختلف کمک بگیرند بی آن که احساس کنند که گروه های دیگر اسلحه تظاهرات را از دست آنها می گیرند زیرا گروه های دیگر نیازی به این گرفت و گیرها ندارند. گروه رهبری تظاهرات و تحصن بیش از این که به مصاحبه های احساساتی پناه ببرند باید به همفکری با مشورت و به جمع کردن نیروهای پراکنده بپردازند. تنها در صورت همیاری گروه های فکری، احساسی و اجمتاعی است که با قدرت بیشتر و خواسته های مستدل و منطقی و حقوقی به دعوای حقوقی نتیجه می دهیم.

3. کشور سویدن و مردم سوید پنهان ترین کشور و مردم جهان اند. اینها کدهای نامریی رفتاری و گفتاری و سنت دیرینه حرکت های فردی و مدنی و اجتماعی دارند و بر اساس همان روش ها کار و رفتار می کنند. سویدنی ها در برابر حرکت ها و رفت های شعاری سکوت می کنند و غالبا در عمل آن شعار ها و رفتار ها را سرکوب و از صحنه بیرون می کنند. شعار های “باید این شود” و “باید آن شود” بدون این که مستدل و منطقی بررسی شود به شیوه رفتاری اینها بر می خورد. غالب آدم های که ادعاهای بزرگ دارند و خودشان را شخصیت های ممتاز کشورهای شان معرفی می کنند از ظرف اداره مهاجرت دیرتر پاسخ می گیرند و سر انجام به شغل های بسیار پایین به کار گماشته می شوند. برای کار کردن در یک کشور باید به کدهای پنهان پنداری، گفتاری و رفتاری آنان پی برد. جوانان ما برای دریافت این دقیقه نیاز به مشوره و همراهی همه آنانی دارند که در این کشور زندگی کرده اند و صاحب تجربه و تحصیل اند. همراهی با دانشگاهیان با انجمن ها و با سازمان های حقوق بشری کمک بزرگی برای همه این جوانان محسوب می شود.

4. برنامه های روزانه و شبانه تحصن کنندگان می تواند بهتر از این باشد. این عزیزان می توانند از این فرصت استفاده کرده دست به گروه های کاری بزنند. این جمعیت فرصتی خوبی برای آگاهی دادن به نوع مصاحبه ها آگاهی دادن به دادگاه استیناف، شرح اصول و قوانین پناهندگی، بررسی مشکلا کیسها و پرونده ها، نمایش فیلم ها در گروه های کوچک و بزرگ و آگاهی از روش های کاری در سویدن و مسایل بسیار دیگر می تواند به مرکز کمک به پرونده پناهندگی تعداد زیادی از پناهجویان گردد. نشستن، ایستادن و شعار دادن فضا را یک نواخت می کند و جوانها خسته می شوند. با دعوت از احزاب و گروه های مدنی و انجمن های حقوقی برای کارگاه های خیابانی می توان به تحصن رنگی نو و خلاق داد و جوانان را نیز آگاه ساخت.

5. جمعی از رهبران تظاهرات از دادن آمارها نسبت به تعبیضات نژادی ، مذهبی و قومی که اصولا اینها جزو حقوق و قوانین پناهندگی سازمان ملل است طفره می روند و دل شان را به شعارهای کلان خوش می کنند. حد اقل اطلاعات لازم برای یک تظاهرات یا تحصن پناهجویی خواندن چهار پنج اصول پناهندگی و کنوانسیون ژنف است که این دوستان در زمینه سکوت کرده اند. معرفی کردن وضعیت افغانستان و فاجعه های نژادی توسط این گروه ممکن است. اینها می توانند از پلیس مجوز بگیرند و دو ساعت راه پیمایی کنند که وضعیت افغانستان بدتر شده و فی المثل در میرزا اولنگ نسل کشی و جنایت جنگی رخ داده . با این کار می توان هم کمک کرد به نشان دادن یک فاجعه و هم نشان داد که وضع امنیتی افغانستان بدتر شده و نشان داد که جنایت علیه نژادها و مذهب شیعه در افغانستان به صورت فجیعانه رو به افزایش است. باید از قوانین گفت و از اصول پناهندگی سازمان ملل که تبعیضات و ستم های نژادی و مذهبی را جنایت می داند. این جمع می توانند به کارشان تنوع بدهند و از فجایع این هفته هم یاد کنند. تحصن و درجا نشستن برای مطالبه اقامت نباید مانع اطلاع رسانی از فجابع دیگر شود.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید
  • 1
  • میزان
  • 1396
  • 23
  • September
  • 2017
  • 2
  • محرم
  • 1439

عضویت در کانون