از چهلمین روز شهادت شهدایی جنبش روشنایی افغانستانی های فنلند تجلیل کردند!

 

آقای رزم يار سخنانش را ادامه داده ؛ گفت: سازماندهي چنين مجالسي از طرف شما دوستان قابل قدر است. در بخش دیگری از سخنانش چنین گفت: من در هرجا گفته ام، که ملیت و قوم هزاره سمبول زحمت کشی و فداکاری هستند و من در هرهیچ جای ندیده ام که هزاره ها  گدایی کرده باشند.

وی در ادامه به بحران جاری کشور اشاره کرد و گفت: در زابل چند روز پیش يک بچۀ جوان شاگرد مکتب را سر بريدند و بعد درشکم اش بمب گذاشتند و بعد آنرا انفجار دادند و الله اکبر هم  گفتند. در ننگرهار ریش سفیدان را به زنجیر کشيدند و آنها را بالای مین ها بردند و انفجار دادند. اینها به هیچ قومی رحم نکرده و نمی کنند.

آقای رزميار در قسمت دیگری چنین گفت: بدبختانه آدمهای هستند، که نیکتایی دارند، لباس روشن به تن دارند، اما چنین افرادی تفرقه را بین اقوام و ملیتهای افغانستان دامن میزنند. چقدر با بی حیایی قومی را بر علیه قوم دیگر قرار میدهند.

در پایان صحبتش چنین گفت: آن حلقه گم شده کدام است؟ چرا ما موفق نیستیم ؟ به نظرمن آن اینست که روشنفکران از هر قومي که هستند تا هنوز خود شان را منحیث یک تن واحد درک نکرده اند. از هم فاصله دارند که البته این فاصله ها را در ميان ما ایجاد کرده اند.

چرا ما می توانیم اینجا می نشینیم ! و چرا ده ها وصدهای دیگر نمی توانند باهم و در کنار هم بنشینند؟

در نتیجه، تا مایک تن واحد  نباشیم موفق  نمیشويم. یکی از اصول اینست که دیوارهای مصنوعی و ساخته شده را از هم بپاشیم و پیشنهاد می کنم که بیاییم دیالوگ بین الافغانی را سازمان دهیم و مرزها را ازبین ببريم.

برنامه با سخنرانی آقای محمد رفیق رجا ادامه يافت. آقای رجا در رابطه به هویت اجتماعی, ریشه ها وآینده جنبش روشنایی گفت: در جنبش روشنايي تمام اقشار گوناگون جامعه هزاره, از روشنفکر, استاد دانشگاه, دانشجو, نویسنده وکارگر عادی حضور دارند. جنبش روشنایی در واقع ظهور نسل جدید است، که در پی تغیرات وتحولات فرهنگی, اقصادی واجتماعی درجامعه افغانستان به وجود امده است. جنبش روشنایی تا اکنون هویت مدنی داشته و با خواسته های مشخص اجتماعی در برابرستم، استبداد و انحصار طلبی به میدان امده است. واقعیت این است، که جنبش روشنایی انفجار نارضایتی مردم است که از تصمیم گیری های ملی حذف و به حاشیه رانده شده اند.

در قسمت از سخنان خود چنین گفت: پس ازحضور امریکا در افغانستان فرصت بود تا اقوام ومردم افغانستان به سمت ایجاد جامعه ای عاری از تبعیض وبی عدالتی هدایت گردد. اما بر عکس؛ کرزی اقوام ومردم افغانستان را به سران مجاهدین خلاصه نمود و طالبان را برای حذف آنها زنده ساخت و برای تمرکز و انحصار قدرت تمام امکانات جهانی را در راه خلاف منافع ملی به مصرف گرفت.

آقای رجا در ادامه چنین اضافه کرد: آقای اشرف غنی نیز با جدیت بیشتر, جنگ قومی را برای انحصار تمام قدرت سیاسی مدیریت می نماید. اکنون اختلاف اقوام و ملیت ها را و نیز جنگ درون قومی را ایجاد نموده است. حلقه مافیای قومی اتمر رهبران سابق را از طریق ثروت و مقام تشریفاتی به فساد کشانده واز طریق انها اقوام وملیت های افغانستان را, بسوی بحران جنگ های داخلی سوق داده است. جنبش روشنايي در یک چنین فضای متولد شده وبطور طبیعی سه گزینه و انتخاب کلان سیاسی را در برابرش قرار داده است. یک : تسلیم به رهبران سنتی ویا در واقع اسیر مافیای حلقه قومی قدرت. دوم: ایجاد ائتلاف های قومی با شعار وحدت ملیت های محروم. این گونه ائتلاف ها تجربه ناکام در تاریخ افغانستان داشته وهر گز نمی تواند راه حل دایمی برای مشکلات اساسی در کشور باشد. سوم. جنبش روشنايي در گفتمان وسیع ملی با تمام کانون ها وانجمن های مدنی و نسل فرهیخته اقوام, جنبش سیاسی وفرا قومی را ایجاد نماید. اگر جنبش های اجتماعی ومدنی مدیریت سیاسی وانسجام سیاسی ایجاد نه کند نمی تواند بحران و مشکلات کنونی را که در برابرش قراردارند حل نماید. ماندن جنبش در فضای مبارزه مدنی ,به تدریج به مشکلات داخلی غرق شده وفقط خاطره موج سواری انها به خاطره ها باقی خواهد ماند. این واقعیت است، که رشد جریان تمامیت خواه در کشور وانحراف جامعه ما از مسیر ایجاد وحدت ملی وشهروندی به سمت انحصار قومی ریشه در فساد وناکاراگی رهبران سنتی است. اما فقط به دلیل تهدید های گوناگون وپیچیده در کشور, نسل کنونی جامعه برای عبور به فضای سیاسی جدید, از خشونت وجنگ درون قومی پرهیزنماید. در گیری که جریان های فاشیستی در انتظار ان نشسته به توانای مردم اسیب می رساند. افغانستان با چالش امدن طالبان واستبداد مذهبی وقومی مواجه است. زندگی مردم افغانستان در مجموع مورد تهدید قرار گرفته است. امریکائيها برای سالها در انجا نمی مانند. جنگ های قومی وداخلی کشور را بار دیگر تهدید می نماید. با توجه به عمق بحران های پیچیده داخلی ومنطقه ای ما باید خودرا در جدال های درون قومی مصروف نکنيم. اما این مشکلات نباید از رفتن وایجاد توانای های لازم سیاسی مارا باز بدارد.

ميز مدور

در ادامه میزمدوری تحت عنوان بررسی زوایای جنبش روشنایی تدارک دیده شد. دراین میز آقایان حامد شفایی ، نصرالله پیک ، سرور توفان ، داکترعزیز عالمی و نبی قانع زاده حضور داشتند. در ابتدا اقای نبی قانع زاده بعنوان مجری ميز مدور  به بررسی زوایای جنبش روشنایی در سه محور بصورت پاور پاینت پرداخت و چنین گفت: جنبش دو نه دارد و دو آری دارد:

اما نه !

.1.نه ؛ در مقابل سياست تبعیض آمیز حاکم بر 14 سال گذشته

2.نه در مقابل رهبران سنتی.

اما آری!

. 1.آری ! عبور از فضای گذشته و رسیدن در یک فضای جدید

2.آری ! برای ساختن یک صفحه نو و نهادینه نمودن خواسته ها و مطالبات مدنی.

در این سه محورنقطه قوت ها ، نقطه ضعفها و چه باید کرد؟ بحث ها در محوریت این سه موضوع در میزقرار گرفت.

الف:نقطه قوت ها!

. 1.جنبش دارای حرف نو است

2.اکثرن نیروهای جنبش تحصیل کرده و جوان هستند.

3.برخاسته از فضای جدید که عقده های تاریخی و حرمان تاریخی را کمتر لمس کرده است و از نظر روانی نسبت به نسل ماقبل خود بطور نسبی سالم تر بنظر میرسد.

4.کمتر تحت تاثیر جنگهای داخلی گذشته و آن فضای تنش آلود هستند .

.5.نیروهای فعال جنبش با اطلاعات نسبی که از درون نظام دارند در روند حرکت شان تاثیر گذار است

. 6.حمایت موثر مردمی در خارج از کشور را دارند

7.حمایت توده ها را در رده های متفاوت جامعه را دارد.

ب : نقطه ضعف ها!

1.گاهی احساس در روند حرکت غلبه می کند.

2.جنبش زود متولد شد یکمقدار زمان لازم داشت

. 3.گاهی در محاسبات و تصمیم گیری ها تند حرکت می کنند

4.قوی بودن رقبای درونی و بیرونی.

. 5.نداشتن یک رسانه قوی

. 6.ضعف مدیریت در با ارتباط با نیروهای همسو

. 7.یک تعریف مشخص تا هنوز از جنبش ارایه نشده است

چه باید کرد؟

1.درسطح گردانندگان جنبش یک تفاهم اساسی بوجود بیاید.

.2.بالا بردن سطح اطلاعات در زمینه های مختلف

. 3.مشاوره با نیروهای فعال خارج و داخل

. 4.شعارها را جهت دار ساخت و بحث ها را عمق بیشتر داد

5.جلب اعتماد نیروهای همسو.

  1. جنبش قاعد مند گردد.

7.مذاکره و مفاهمه با کشورهای تاثیر گذار در افغانستان.

آنگاه بقیه شرکت کنندگان میز مدور نظرات خویش را به ترتیب بیان کردند در ابتدا  آقای نصرالله پیک چنین گفت : دراین موضوع بحث جامع واقع بیینانه و تخصصی لازم است که تمام مسایل از زاویه های مختلف درحلقه حقیقت نگری وکدر متخصص درجمع روشنفکران اگاهان جامعه و کدرهای از جامعه شناسی ، علوم سیاسی وحقوق دیگرآگاهان دریک سمینار به بحث گرفته شود و موضوع ، نقاط قوت وضعف  جنبش دراین جمع ومجموعه های فکری بازخوانی گردد و  برهنه  شفاف وجامع صحبت شود وابعاد حضور مردم وایجاد جنبش روشنایی بررسی گردد واز خلق جنبش های اجتماعی و  نکات قوت وضعف جنبش ها ی اجتماعی در درافغانستان وخواست های جنبش روشنایی  به روش تحقیقی وعلمی روشن گردد و حاصل کارو نتیجه آن بحث ها راهنمایی باشد برای حیاط جامعه ومطالبات مردم جنبش روشنایی در جامعه هزاره ونجات بحران درافغانستان باشد.

درچنین محفل یاد بود که امروزچهلم  شهدای جنبش روشنایی  است و موضوع از حوصله این مجلس ودراین وقت کم و این مناسبت خارج می باشد. وازهمین منظراست که من می گویم ایکاش بجای مرثیه ها وسخنرانی ها شعرها کتابی هم د رموضوع جامعه شناسی و فراز فرود جنبش ها به کمک متخصصین اگاهان وروشنفکران جامعه هم چاپ می شد که راه گشای امروزوفردای جامعه وجنبش روشنایی درکشور می بود.

در ادامه چنین اضافه کرد : اما به ارتباط انفجارو قتلعام دهمزنگ لازم است که مردم به حافظه تاریخی خود مراجعه کنند و انفجار دهمزنگ وپرپرشدن نخبه های جامعه و شهدا و زخمی های  مردم  از اقشارجامعه تحصیلات عالی تا کارکران نان اوران وهمه ازخانه های محقر بودند که  دراین میدان به خاک خون غلطیدند در راه عدالت خواهی این قربانیان  نه اولین و نه هم اخرین آن خواهد بود  زیاد دورهم نمی رویم درسال 1371 وقتی مهاجرین ما ازخارج به وطن  برمی گشتند سه هزارتن در مسیر راه  کشته شدن وهیچ کسی جز بابه مزاری ازاین موضوع یاد اوری نکرده اند و همین طور قضیه وفاجعه  افشار با میان یکه ولنگ وقتل عام  مزاز و اسارت شهادت نیروهای اعزامی با میان  دراخیر این انفجار و قتلعام دهمزنگ را که همه شاهد وگواه  هستند نحوه شهادت قربانی ها قتلعام ها نبا ید که در تاریخ  فراموش گردد.

در قسمت از صحبتهای خود چنین گفت :درفاجعه المناک دهمزنگ همه شاهد هستن  که چه دست ها و تجمعاتی این فاجعه را خلق کردند و توطئه چنان گسترده بود که  بعد از گرفتن سرمایه های علمی  ونخبه گان جامعه می خواستند که سران جنبش  وشورای مردمی ، وحدت جامعه ومردم را هم نا بود کنند و بدینسان صدای عدالت خواهی مردم را خفه نمایند  اما خوش بختانه با خرد ورزی وبیداری مردم و آگاه هان جامعه این طرفند هم راه بجای نبرد. وحتی یگانه دست اورد نظام دموکراسی که همه به آن اذعان دارند ازادی بیان است همه دیدن که د رروز دوم اسد این آزادی بیان ورسانه هم گم بودند و روسیاهی را برای خود در انفجاروقتلگاه دهمزنگ ثبت تاریخ کردند.

در ارتباط ضعف که همانطورگفته شد به در فضای تخصصی  موضوع  بررسی گردد وا نقطه قوت همین  حضور مردم است که تا کنون حلال مشکلها بوده وهست ویکی از موضوع قابل تامل  به نظرمن رسیدگی به زخمی ها علارغم موضوعات گسترده بحث که دامن گیر جنبش روشنایی شد  مدیریت مسئولین درسامان دهی مجروحین خوب بود وایکاش این نقطه الگو شود که مردم از سران احزاب هم بپرسند که خانواده و بازماندگان شهدای عدالت خواهی غرب کابل سنگرهای شیبر، اونی، با میان،  مزار وغزنی ارزگان ونیروی اعزامی بامیان ودیگر نقاط چه شدو اکنون این بازماندگان آن شهدا  کجا هستند وچه شدند.

  • در پایان در ارتباط به جنبش روشنایی چنین گفت :یکی از قوت های جنبش روشنایی صدای فرزندان اگاه و دادخواه جامعه هست  که ومسئولیت پذیری را گسترش داده ومی دهد  واینکه  موضوع کمک های مردمی و رسیدگی به خانواده شهدا وبه خصوص تداوی زخمی ها و نهایت  فرزندان وخانواده های همه ی  شهدا را سیدگی شوند واین صدا صدای عدالت خواهی بسیار نیکو وارزش مند است که باید در تمام زمینه ها تامل شود و ایجاد وپیگیری ها نهادینه شود و نقاط قوت هم همین صدای شفافیت خواهی طرح برون رفت ازفاجعه دوم اسد قابل تامل است و قدرت مطالبه به حق نسل آگاه جامعه  است.که امید وارم روزی برسد که ازتمام نمایندگی سیاسی جامعه پرسیده شود که درقبال مردم و خانواده های قربانیان چه کرده اند ودستگاه نظام فاسد را بفشارند که تن به حق وحقوق مردم وعدلت درجامعه بدهد.

آقای حامد شفايي که یکی دیگر از شرکت کنندگان بود صحبت هايش را چنين آغاز کرد: با درود به روان پاک شهدای جنبش روشنايي و تمام شهدای راه آزادی و برابری و عدالت خواهي. حضار محترم، اهداف جنبش روشنايي تاکنون عدالت خواهي بوده است. مهمترين شعارهای آن عدالت، برابری، انکشاف متوازن، مبارزه عليه تبعيض و محروميت بوده است که بخاطر تغيير تبعيض آميز مسير لين برق شروع به اعتراض کردند. فعاليت های اين جنبش تابحال کاملا” مدني و مسالمت آميز و مطابق به قانون بوده است. برای گردهم آئيهای شان مطابق به قانون اساسي کشور، اجازه گرفته و صدها هزار نفر به جاده ها آمده اند، ولي هيج آسيبي به شهر و مردم شهر نرسانده اند. به نيروهای امنيتي کشور در جريان مظاهرات بجای سنگ و تسلط به خشونت، گل اهداء کرده اند. شهر را کثيف نکرده و ذباله ها و کثافات را از سرک ها جمع کرده اند. در حقيقت چنين تظاهرات ها با آن عظمت ميليوني و بزرگي اش در اوضاع نا بسامان کشور در افغانستان که هيچ سابقه نداشته، بلکه  در جهان چنين سابقه ای نداشته است. يک ميليون نفر بقصد اعتراض به جاده ها مي آيند ولي حتي يک بيني کسي از سوی مظاهره چيان خون نمي شود.

در جنبش روشنايي اقشار مختلف جامعه ديده مي شوند. حضور زنان، اطفال و جوانان، تحصيل کرده ها و مردم عادی همه هستند، چون جنبش يک حرکت خود جوش و مردمي است، مردم همه شامل هستند. جنبش با شعار نو وارد صحنه شده است. با قدرت وارد ميدان گرديده است. يک جنبش مردمي مانند يک ترن مي ماند که در مسير راه عده ای از مسافرانش از آن پائين و عده ای ديگر سوار مي شوند و تا آخر مسير آن ترن، ممکن است که خيلي ها پائين شوند و اما ترن بسرعت تا آخرين مسيرش پيش مي رود و مسافرانش را به مقصد مي رساند. حرکت جنبش روشنايي نيز چنين است. در آغاز تعدادی زيادی از رهبران و نخبه ها در آن جمع شده بودند، اما با حرکت و ادامۀ مسير جنبش عده ای زيادی از آن رهبران و نخبه گان آن را ترک کرده اند و تعداد نو آمده اند و مي آيند. ممکن است که بازهم عده ای ديگر آنرا ترک کنند و ممکن است که عده ای تازه وارد آن شوند. اين يک روند پيش بيني شده و طبيعي در مسير يک جنبش پر تحرک است. آدم ها مي آيند و مي روند، اما مهم مسير و حرکت جنبش و مقصد آن است که مانند يک ترن که از قبل تعيين مقصد شده است، بسوی آن مقصد هدايت مي شود. جنبش پايگاه مردمي دارد. مردم به آگاهي بالا رسيده اند و از ميان آنها افرادی زيادی پيدا خواهند شد، که جنبش را بطور شورای رهبری کنند. جنبش در خارج از کشور در ميان مهاجرين هوادار و طرفدار خود را دارد. در سطح بين المللي شناخته شده است. حتي حملۀ تروريستي که در چوک شهدای روشنايي در دوم اسد رخ داد از سوی مجامع بين المللي و سران کشورها و سازمان ها در سراسر جهان محکوم شد. اين خودش به رسميت شناختن حرکت درست جنبش روشنايي است. تاثيرات جنبش هم به تشکلات درون جامعۀ افغانستان و همچنين در سطح منطقه وجود داشته است. ما کم کم آثار چنين حرکت هايي را در ميان اقشار اجتماعي افغانستان مي بينيم که در برابر رهبران سنتي شان نا فرماني مي کنند. جنبش مي تواند در ميان مردم افغانستان از تمام اقوام کشور هم فکران عدالت خواه خود را پيدا کند و برای مبارزه با تبعيضات و بي عدالتي ها مبارزه کند.

متاسفانه دولت افغانستان در اساسي ترين وظيفه خود که همانا اجرای قانون و تامين حقوق اساسي مردم باشد، ناکام بوده است. صدها هزار نيروی امنيتي وجود دارند، اما حتي امنيت يک مظاهراه قانوني را در داخل پايتخت کشور تامين نمي تواند. متاسفانه اوضاع افغانستان هر روز رو به خرابي و بدتر شدن پيش مي رود. اين ضعف مديريت دولت است. در افغانستان حلقات مافيايي مسلط هستند و به همين دليل است که چالش ها و مشکلات زيادتر شده اما کم نشده اند. مسايل چون مواد مخدر، جنگ، بازار اسلحه، بازار قاچاق انسان، تروريزم، فقر، بيکاری و تمام اينها بخاطر اين است که مافيای داخلي و خارجي امور را کنترول مي کنند. سياست های تبعيض آميز و قوم محورانه يک کشور چون افغانستان را که بافت چند قومي با پيشينۀ تبعيض و نابرابريها داشته است، بسوی بحران و چالش های بزرگ تر مي برد. راه حل جز تامين حقوق بشر، برابری و حقوق شهروندی و مبارزه با تبعيضات نيست. مشکلات جامعۀ ما، ريشه در فقر و جهل دارند و بايد عوامل اساسي مشکلات مبارزه کرد و سياست عادلانه و مبتني بر ارزشهای حقوق بشر و انساني را در پيش گرفت. اين همه کمک های مالي به افغانستان شده است، اما فسادهای گسترده باعث شده است که مردم هنوز فقير و بيکار باشند و تغييری در زندگي شان پديد نيايد. ادامۀ چنين روندی بسيار برای افغانستان و آينده ای آن خطرناک است. خيزش مردم تحت نام جنبش روشنايي يکي از آن قيام های مردمي است که مردم بستوه آمده و مانند يک سد آب مملو که بر آن فشار بيش از حد آمده است، سد را شکستانده و طغيان کرده است. اگر جنبش روشنايي درست رهبری شود، سياست های آن بر اساس مطالعات متخصصين و کارشناسان امور با در نظر داشت اوضاع جاری و پيش بيني و دورنمای آينده، بر اساس منافع ملي و نجات کشور و مردم طرح ريزی شود و بطور شورايي و دموکراتيک رهبری گردد و دارای مکانيزهای اجرايي باشد، مي تواند محور حرکت های ملي برای نجات کشور و مردم باشد و باعث نجات کشور از اوضاع جاری شود. زيرا جنبش يک جنبش مردمي است و مردم قدرت است. در برابر قدرت مردم هيچ قدرتي قرار گرفته نمي تواند.

ادامه دهنده بحث های میز مدور آقای سرور توفان بود که در باره این سه محور(نکات ضعف ، نکات قوت و چه باید کرد) چنین گفت: حرکت جنبش روشنایی در تاریخ افغانستان اگر بی سابقه نبوده کم سابقه می تواند باشد.

اما نکات قوت ؛ 1- جنبش از درون مردم با خواست مردم و با اراده مردم شکل گرفته است و مردم آگاهانه انتخاب کرده اند.

2- نه گفتن به رهبران سنتی ، انتقال رهبری از فرد به مردم ، با آمدن جنبش مردم بعد از مزاری به رهبران کاریزماتیک نه گفتند.

در ارتباط با نقطه ضعفها چنین گفت : موانع عمده حرکت جنبش نظام حاکم فاشیست و رهبران کهنه کار سنتی . و ضعف دیگر اینست که در درون جنبش برداشتها اینست که یک تفاهم استراتژیک وجود ندارد برای ساختار جنبش مشکل ساز خواهد شد..

پیشنهاد برای اینکه چه باید کرد؛ اینست : که این جنبش به عنوان یک حزب فرا گیر و مردمی ظهور نماید و تحت رهبری واحد مردمی جنبش را مدیریت کند.

شرکت کننده دیگر دراین میر مدور آقای داکتر عزیز عالمی بود که وی نیز نکات قوت و مثبت جنبش را مردمی بودن و هدف مند بودن جنبش دانست. و از نکات قوت دیگر جنبش فرا ملیتی بودن جنبش را دانست و نکته دیگر قوت جنبش اینست که دولت فعلی را افشاکرد.

از نکات ضعف جنبش چنین برشمرد که عناصر نا متجانس در محوریت جنبش جمع شده اند و در اینده توسط عوامل بیگانه از هم نپاشد.

در قسمت چه باید کرد در آینده ؛ فراتر کارشود تا از پاشیدگی آن جلو گیری گردد.

آنگاه حاضران محفل سوالهای خود را طرح کردند و توسط اعضای میز جواب داده شد.

طرح جمع آوری کمک برای مجروحان و خانواده های شهدا توسط ستاد مردمی برنامه ریزی گردید که تحت نظر محترم داکتر عبدالحسین مهدوی و با همکاری آقایان نصرالله پیک ، عنایت الله یاوری ، محمد ترکمنی این برنامه تعقیب گردد که در همین مجلس در حدود یکهزار صد یورو جمع اوری گردید . این سیمینار توسط خانم عزیزه محمدی و آقای عصمت احسانی به نحو مطلوب وشایسته گردانندگی گردید و در پایان مجلس برادر شهید مشتاق یکی از شهدای جنبش روشنایی که در محفل حضور داشت احساس خود را نسبت به این واقعه المناک بیان کرد و از مردم به خاطر تجلیل از مقام شهدای جنبش روشنایی قدردانی کرد و مجلس با دعاییه دکترمهدوی خاتمه یافت.

تهیه و تنظیم گزارش توسط : بخش فرهنگی کانون

عکس ها توسط عبدالکریم رجب زاده

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید
  • 2
  • قوس
  • 1396
  • 23
  • November
  • 2017
  • 4
  • ربیع الاول
  • 1439

عضویت در کانون