
مصطفی وهریز
دلتنگی
تو تنهایی و دلتنگی،
و این گیتار هم بد آهنگ هست،
و یا آهنگ حزن دارد.
و در بیرون هیاهو است،
گویا امروز آسمان هم ماتم دارد.
و باد صبحگاهی:
چنان با ظلم کوبید سیلی ی برروخ گل،
و گل هم اشگ در چشمان،
و دل خون و لباس سرخ رنگ برتن دارد.
و تو دلتنگی و تنهایی
این گیتار هم بد آهنگ هست!
نخواهید کمک!
به در و دروازه نکوبید،
و نخواهید کمک!
همه کس در محل ما،
گنگ و کر اند سال ها!
دیدگاه خودرا بنویسید