داکتر موسوی ؛ تحولات فرهنگی افغانستان درده سال اخیر+عکس

 

 ساعت 2 بعد از ظهر جمعي از شخصيتهای فرهنگي و اجتماعي و همچنين تعداد قابل ملاحظه ای از جوانان در تالار کتابخانۀ شرق هلسينکي حضور يافته و بگرمي از آقای موسوی استقبال نمودند.

در آغاز، اقای پیک مسئول کانون افغانستانيهای فنلند ضمن ابراز خير مقدم از مهمان برنامه و حاضرين در مجلس، گفت: ” سفر داکتر موسوی به  فنلند کا ملا” يک سفر شخصی است. آشنايي اينجانب با ايشان سابقۀ طولاني دارد و ما بيشتر از سي سال است که باهم دوست هستيم. داکتر موسوی در سه دهی  اخیر در تحولات فرهنکی و سیاسی افغانستان حضور چشم گیر و اثر گذار داشته و در ميان روشنفکران افغانستان چهرۀ فعال و شناخته شده است. ايشان آثار قلمي فراوان از شعر تا مقاله های متنوع داشته و معروف ترین اثرایشان  کتاب تاریخ هزاره ها است.”

آقای پيک گفت:  درفنلند تا بحال اجتماعات و برنامه های زیادی بوده است، اما جای سمينارها و گفتمانهای فرهنگی و آنهم  باچنین  فضا و چهره های علمی وفرهنگی خالي بوده است. با آمدن داکتر موسوی به فنلند که یکی ازسرآمدهای جامعۀ ما است، تعدادی از دوستان خواهش کردند که اين مجلس فرهنگي داير شود، لذا از ایشان خواهش کردم که  امروز چند ساعتی  را در جمع فرهنگیان و اساتید محترم و علاقمندان به اوضاع  فرهنگي افغانستان صحبت کنند. ميدانيم که  فرهنگيان، متفکران و دانشمندان نقش مهمي در ترقی و پشرفت و سعادت یک جامعه دارند. به اين خاطر از آقای موسوی خواستم که در رابطه با مسايل فرهنگي افغانستان روشني اندازند و ما از صحبتها ومعلومات ايشان مستفيد شويم، بنا بر اين وقت شما را نگرفته و از تشريف آوری تان سپاسگزاری مي نمايم.

بعد از ختم سخنان آقای پيک، آقای نبي قانع زاده مسوول امور فرهنگي کانون منحيث مجری اين مجلس گفت که داکتر موسوی از شخصیت های مهم فرهنگي است که در عرصۀ شعر در سه دهۀ قبل حرفهای ماندگاری داشته و در جهت دهی شعر مقاومت  نیز موثر بوده است. آقای موسوی مدت 9 سال است که منحيث مشاور ارشد وزارت تحصیلات عالی افغانستان مشغول بوده و  دراین مدت در رشد تحصیلات عالی و مسايل فرهنگی نقش مهم داشته است. لذا از ايشان مي خواهيم که در رابطه با تحصيلات عالي و تحولات فرهنگي افغانستان روشني اندازند.

 

 

سخنراني داکتر موسوی

برنامه های فرهنگی ویا ساختارهای فرهنگی و موسسات فرهنگی دو مقوله است. بيشتر اوقات، بعد از اینکه یک موسسه تاسیس مي شود يا یک کار فرهنگی مي شود، میگوئیم که این مقدار تغيیرات فرهنگی به وجود آمده است، درحالیکه این ها ابزارهای برای تغيیر فرهنگی هستند و تغيیر فرهنگی از جمله برنامه های بسیار زمان گیر است.هیچ چیزی به اندازۀ تغيیرات فرهنگی دشوار ووقت گیرنیست. بنا” وقتی میگویيم  یک سری تغيیرات فرهنگی آمده است، با عطف به این موضوع که در ده سال گذشته اگرکا رهايي انجام شده کم کم خود را نشان ميدهند و چه بسا اينکه کار هايي که در ده سال انجام شده اند بعد از بیست سال نتايج شان معلوم شوند. فرهنگ سازی از مقوله  های بسیار پیچیده ومشکل است. بهر حال یک رابطه بسیار پیچیده و عمیقی بین جامعه وفرهنگ است. یعنی جدا کردن این دو ازهم دیگر باعث میشود که  یک وجود کاملا” ناقص شکل بگيرد، یعنی اینکه تحول فرهنگی یا کار فرهنگی نمیشود، مگر اینکه یکسری کار هايي اجتماعی انجام شوند وبرعکس تحول اجتماعی به وجود نمی آید، مگر انیکه  یکسری کارهای فرهنگی در اول صورت بگیرند.

خوب با این مقدمه، میخواهم بگویم که  چه اتفاقاتی در افغانستان آمده است  ومن از جمله کساني هستم که از اوضاع افغانستان راضي نيستم. به هر حال مشکلات زيادی است که بعضي از آنها را میتوانیم حدث بزنیم ومقدارفراوانش ازهر حدث و تخميني خارج است. به هر حال، من  کسی هستم که بهر دلیلی نمی خواهم بد بشمارم، اول باید عرض کنم که من، یک محصل یا یک دانشجوی بسیار کمینه ای از خانودادۀ تحصیلات عالی هستم و هیچ ادعای بيشتر از این ندارم. عضو دولت نیستم و امید وارم که هيچگاه دولتی نباشم. بنا” گپ هايي را که میزنم از نوع گپهای دولتی نیستند.

من در جولای سال 2003 به افغانستان رفتم و در وزارت تحصیلات عالی بحیث مشاور مشغول کار شدم. اگر اجازه باشد، من از اوضاع فرهنگي و آموزشي زمانيکه کارم را در 8 سال پيش شروع کردم بگويم و بعد از اوضاع فعلي معلومات بدهم تا شما تصوير بهتر از تغييرات و تحولات فرهنگي بگيريد که  در گذشته چه بوده و حالا در چه وضعي است.

.

 

 

وقتي که در جولای سال 2003 کارم را شروع کردم، چیزی بین چهار تا هقت هزار محصل در سراسر افغانستان بود. بيشتر شان در کابل بودند. از چهار تا هقت هزار محصل %80 آنها در یک رشتۀ طب درس می خواندند و %100 همگي مرد بودند، حتي یک محصل دختر در بین شان نبود. نه تنها که دختران و زنان اجازه نداشتند، بلکه جرات نمی کردند که بیايند درس بخوانند. بعد از گذشت حدود شش ماه، در بحضی از صنف ها  دختران آمدند، اما با چادری درس مي خواندند. استاداني که درآنجا درس میدادند میدانند که در گذشته  دانشگاه کابل چنين نبود و دختران آزادانه تحصيل ميکردند. حالا فکر کنید در همان موسسه های آموزشي قدیمي که بعضي شان حدود  85 سال سابقۀ فعاليت دارند، وقتی ما از صنف ها ديدن کرديم دختران چادری داشتند و از زير چادری درس می خواندند و یاد داشت می کردند. اين تصويری وضعيت تحصيلات عالي در سال 2003 بود.

 یکروز داکتر فايز که وزیر تحصیلات عالي بود، گفت که برویم از دانشکدۀ طب دیدن کنیم. دانشکدۀ طب از لحاظ ساختمانی یکی از  بهترین ها است که ساختمان آنرا روس ها ساختند. وقتی ما به دانشکدۀ طب رفتیم وضعیت صنف ها خيلي نا مرتب وبد بود. در يک صنف چند نفر در دهن کلکین نشسته بودند و پاهای خود را به دو طرف کلکين آويزان کرده بودند، هيچ کس خیالش نبود که کسی ازتحصیلات عالی امده است. محصلین با ریش انبوه  و با لباس ها و کفش های نا مرتب که  در شآن محصيلين طب نیست، نشسته بودند. شما اين را تصورکنید، وقتی که فرهنگ و نظم در دانشکدۀ طب که  مادرتحصیلات عالی افغانستان است در این حد سقوط کرده باشد در ديگر دانشکده ها و موسسات تحصيلي وضع چطور بوده است. چيزی ديگر اينکه %35 درصد محصلین کابل  اصلا” افغانی نبودند، بلکه  پا کستانی بودند. در جلال آباد محصلین پاکستانی به اندازه ای زياد بود که بعضي وقتها استادان را مجبور می کردند  که اردو صحبت کنند. اين وضع تحصیلات عالی افغانستان در سال 2003 بود.

.

 

داکتر موسوی اوضاع کنوني  را جنین بیان داشت:

اما حالا در کا بل چهار دانشگاه و یا پوهنتون مستقل داریم . پلي تخنیک مستقل است و رئیس مستقل دارد. طب تبديل به دانشگاه مستقل شده است. علوم احتماعی سا بق اختصاص يافته فقط به دانشگاه مخصوص تعلیم تربيت که معلم تربیت می کند. در سراسر افغانستان 24 دانشگاه دولتی داریم و چهار دانشگاه امسال به آنها اضافه می شوند. قرار است که در هر ولایت یک دانشگاه دولتي تشکيل شود. امسال  دانشگاههايي دولتي که ايجاد مي شوند در پکتیکا، پنج شیر، سرپل و فرا ه است. ظرف چند سال دیگرتمام ولایت های افغانستان  موسسات عالی خواهند داشت. پلان اين است که دراغاز موسسات تازه تاسيس شدۀ تحصيلات عالي در ولايات به یک دانشگاه معتبر در ولايت همجوار آن متصل شود،  بعنوان مثال موسسۀ تحصيلات عالي ولايت بادغيس مربوط شود به دانشگاه هرات، همچنين سر پل و سمنگان به دانشگاه بلخ.

فعلا” 52 دانشگاه يا پوهنتون خصوصی در سراسر افغانستان وجود دارند. به زودی این رقم به 56 می رسد. چهاردانشگاه ديگر کارشان تقریبا”  تمام شده و بزودی آغاز به کارميکنند. بخش خصوصی از سرمایه  شخصی خودشان سرمایه گذاری میکنند. بعضی از اين موسسه ها حتي  از دانشگاه کابل کرده سطح و سویه شان بالاتراست و بعضی شان با موسسات دولتی برابرند و بعضی شان که شرايط و مقررات تحصیلات عالی را رعایت نکرده اند، بسته شده اند.

در گذشته افغانستان در خيلي از رشته ها فاکولته نداشت. در سالهای اخير فاکولته های جديد ساخته شده اند. در حاضر 4 فاکولتۀ کامپيوتر ساينس داريم و بزودی 2 فاکولتۀ جديد کامپيوتر ايجاد مي شوند. همچنين در گذشته در رشته های نرسينگ، روان شناسي و جامعه شناسي فاکولته نداشتيم، اما حالا داريم. اگر همين روند ادامه يابند تا 10 سال ديگر تحولات بزرگ در عرصۀ فرهنگي و آموزشي افغانستان بوجود مي آيند.

.

 

داکتر موسوی در ادامۀ صحبت خود  آمار محصلین را چنین بیان کرد:  

امسال تعداد محصلان دانشگاههای خصوصی با محصلان دانشگاههای دولتی مساوی می شوند. حدود هشتاد هزار محصل در دانشگاههای دولتي و به همان مقدار در دانشگاههای خصوصي درس مي خوانند. سالانه در حدود یکصدو پنجاه تا یکصد شصت هزار محصل داریم. از کل محصلان حدود %25 تا %30 شان دختر هستند. اما در بعضي دانشگاهها مانند فراه حتي تا %60 محصلان دختر مي باشند. سهم استادان خانم در رهبری و بین استادان هم در حال افزایش است، مخصوصا” کسانی که از خارج آمده اند و مي آيند.

افغانستان با 54 کشور جهان روابط بورسیه ايي دارد یعنی ما در 54 کشور جهان بورسیه می فرستیم. هیچ کشوری به شمول کشورهای بسیار پول دار مثل ایران و عربستان با 54 کشور جهان روابط  بورسیه ای ندارد. چیزی بین 2300 تا 2500 محصل به خارج بورسيه داده مي شوند و امسال شايد اين رقم بيشتر شود. اين رقم بورسيه های دولتي است. علاوه بر آن بيشتر از 1000 بورسيه از طرف منابع غير دولت افغانستان مانند سفارتخانه های خارجي بطور مستقل بورسيه مي دهند. به تعداد 1700 بورسيه با هزينه های شخصي گرفته مي شوند.

امریکایها سالانه 300 بورسیه فوربرایت میدهد به افغانستان که د رتاریخ فوربرایت به هیچ کشوری به جز افغانستان سيصد بورسیه داده نشده است. در گذشته هم بورسیه  برای افغانستان میدادند، اما خيلي کم در حد 5 تا 10 مورد. کشورهايي مانند انگلستان، کانادا، استرالیا، جاپان و المان بورسيه هايشان غير دولتي هستند.

در سال گذشته یک  امارغیر رسمی نشان میدهد که 1700 محصل فغانی بطور خصوصي با هزينۀ شخصي خودشان برای تحصيل به خارج رفته اند. بيشتر شان به هند و ايران و کشورهای جنوب آسيا رفته اند. اين نشان ميدهد که خانوداه های با فرهنگ و پولدار بچه های شان را با پول شخصي خودشان برای تحصيلات عالي به خارج مي فرستند. افزون  بر این ها پارسال برای اولین بار رئيس جمهور کرزی پنج ملیون دالربرای بورسيه های تحصيلي کمک کرد و امسال قرار است آنرا دو برابر کند.

.

 

سئولها، ديدگاهها و پيشنهادهای عده ای از اشتراک کننده گان:

سئوال:

شما در رابطه با جوانان افغاني مقيم ايران که مايل باشند از بورسيه های افغانستان استفاده کنند چه طرحهايي را داريد؟

موسوی:

محصلين افغاني مقيم ايران مربوط به دولت افغانستان نمي شوند. دولت ايران در اين خصوص تصميم مي گيرد. ايران ادعا دارد که پنج هزار دانشجوی افغاني در موسسات عالي آنکشور مشغول تحصيل هستند. در حدود 25 اختراع نو از محصلين افغاني در ايران دارند. در رابطه با محصلين افغاني خارج از کشور وزارت امور مهاجرين افغانستان مي تواند کارهايي را انجام دهد، اما آن وزارت طرح و برنامه ای را در اين زمينه ندارد.

.

 

يک تن از شرکت کننده گان:

گفته مي شود که کيفيت سطح تحصلي در افغانستان هنوز هم پائين است.

موسوی

کيفيت آموزشها رو به بهبودی است. هر سال حدود 100 محصل در سطح ماستری از خارج به کشور باز ميگردند. ما در آينده مي خواهيم که در مقطع ليسانس محصل به خارج نفرستيم بلکه برای گرفتن درجۀ ماستری و دکتورا بورسيه بدهيم. اين نشانۀ بهبود سطح تحصيلات عالي در افغانستان است.

سئوال:

عدۀ زيادی از استادان سابق افغانستان در خارج از افغانستان زندگي مي کنند، شما چه طرحهايي را برای بازگشت آنها داريد؟

تجارب خود ما افغانيها بزرگترين کمک به افغانستان است. استادان افغاني مقيم خارج از کشور مي توانند به افغانستان برگردند و ما دوباره آنها را به وظايف شان مقرر مي کنيم، اما بايد گفت که بعضي از آنها که تابحال بازگشته اند متاسفانه کارکرد و بازدهي خوبي از خود نگذاشته اند؛ بعنوان مثال يک تن از آنها که از نامش خود داری ميکنم در همين اخيرها دست به کاری زد که مجبور به فرار از افغانستان شد.

سئوال:

آيا در افغانستان مراکز تحقيقي علمي وجود دارند؟

اکاديمي علوم افغانستان تا هنوز نتوانسته زمينۀ آنرا فراهم کند که استادان به پژوهش های علمي بپردازند.

نظر يک تن از استادان سابق پوهنتون کابل:

از نظر من، کوشش شود که در افغانستان زيادتر روی بخشهای آموزشي دورۀ تخنيکم کار شود، چون افغانستان بيشتر ضرورت به کارگر ماهر دارد تا تحصيلات بسيار بالای علمي.

يک نظر:

افغانستان يک کشور زراعتي است، در اين زمينه بيشتر کار شود.

موسوی:

در ولايت غور افغانستان، فاکولتۀ زراعت است که در مورد پسته تحقيق مي کند و در بخش زراعت البته کار مي شود.

.

 

چند تن از اشتراک کنندگان نگراني شان را از نفوذ و افزايش رقم بنيادگرايان افراطي اسلامي در موسسات آموزشي افغانستان ابراز داشتند و در اين خصوص داکتر موسوی گفت: کوشش مي شود که آموزشهای ديني استاندارد شوند. خيلي از محصلين ديني بخاطر کسب درجه های علمي به موسسه های عالي آموزشي ديني به داخل افغانستان مراجعه کرده اند و اين باعث مي شود که آنها بجای درس در خارج از کشور به داخل افغانستان آمده و تحصيل کنند. بايد بگويم که راه حل افغانستان نظامي گری نيست. دين و ايدئولوژی هم نيست. دموکراسي و صلح و ثبات بنفع همه است. در سالهايي اخير نسل جوانيکه وارد عرصۀ تعليم و تربيت شده اند، بسيار متحول اند. جوانان بدون اختلافات قومي، زباني و مذهبي در کنار هم قرار دارند و اين خيلي اميد وار کننده است.

در اخير داکتر موسوی گفت:

پلانهای کاری ما متاسفانه تحت فشارهای سياسي از بالا دچار آسيب و اخلال مي شوند.

اين مجلس ساعت چهار بعد از ظهر در فضای صميمانه به پايان رسيد. در جريان پروگرام از شرکت کننده گان با چای و کيک پذيرايي شد. قابل یاد اوری است که داکتر موسوی بعد از کنفرانس تایلند درسفر اروپايي اش به فنلند امده بود و این فرصت باعث گردید که ملاقات دوستانه ای فرهنگی بین علاقمندان به مسايل فرهنگي افغانستان در هلسينکي برگزار گردد.

تهيه گزارش

کميتۀ فرهنگي کانون افغانستانيهای فنلند

Finnish Afghans’ Association

www.afghanistan.fi

 

 

عکس: ع .ب

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 3
  • حمل
  • 1398
  • 23
  • March
  • 2019
  • 16
  • رجب
  • 1440

عضویت در کانون