و سرفصلِ «آیا زبان پارسی، دری و تاجیکی سه زباناند؟» را، از راه پایگاههای ارتباط همهگانی پخش کرده بود و کسانی که این فراخوان را خوانده بودند خواسته و ناخواسته چشم بهراه از راهرسیدن اینهمایش بودند.
چترِ انجمن قلم افغانستان با این که دلگرمی پنجشنبهروزهای اهل فرهنگ و ادب کابل است؛ اما این پنجشنبه، متفاوتتر از دیگر پنجشنبهها بود؛ شرکتکنندهگان، با دیدن تصویر فردوسی فکر میکردند
که این سخنسرای بزرگ، همین اکنون از سرودن شاهنامه فارغ شده و آهنگ غزنه کرده است؛ وقتی با تصویر مولانا جلالالدین بلخی چشمدرچشم میشدند فکر میکردند او هنوز با اشترهایی که بزرگی بلخ را بار زده است از قونیه میگذرد و بلخ را در سراسر جهان میگرداند.
از مولانا که گذر میکنند چشمها به رابعه بلخی میافتند و گمان این را که هنوز خون از رگهای رابعه روان است و گرمابهیی را در بلخ رنگ میکند در ذهن تداعی میشود و دیدن به نیمرُخ ناصرخسرو بلخی گاهی آنان را به بلخ میبرد و گاهی هم به یمگان بدخشان:
من آنم که در پای خوکان نریزم مر این قیمتی دُر لفظِ دری را
سخنرانان این همایش، دُکتور سید اکرامالدین حصاریان، دُکتور محمد حسین یمین و دُکتور عبدالقیوم قویم استادان دانشگاه کابل بودند که همه دریافتها و جستارهایشان را در پیوند به سرفصلی که «آیا زبان پارسی، دری و تاجیکی سه زبان اند؟» با شرکتکنندهگان در میان گذاشتند.
بناهای آباد گردد خراب ز باران و از تابش آفتاب پی افگندم از نظم کاخ بلند که از باد و باران نیابد گزند نمیرم از این پس که من زندهام که تخم سخن را پراگندهام
این شعر، سرآغاز بهگپآمدن این برنامه بود که با آواز کاوه جبران که گردانندهی این برنامه بود به گوش همه، پیچیدن گرفت.
دُکتور حصاریان نخستین سخنرانی بود که برای پاسخدادن به این پرسش که «آیا زبان پارسی، دری، و تاجیکی سه زباناند؟» به جایگاه سخن فرا خوانده شد. او دریافتها و خوانش خود را چنین گفت: «به روایت کتاب اوستا و پژوهش دانشمندان زبانشناسی، تیرهیی از آریایان که در حواشی دریای کسپین میزیستند
به علتهای جغرافیایی و اقتصادی به بلندیهای پامیر آمدند. آنان در اینجا خود را آریا و سرزمینشان را آریاناویچ یعنی سرزمین آریاییها نام نهادند سپس به دو سوی دریاهای سیحون «امیر دریا» و جیهون «آمو دریا» در نواحی بلخ سُغدیانه و تخارستان پراگنده شدند و به راحتی دولت شاهی را در بلخ پایه گذاشتند. سپس طوایف گوناگون آنان با هم در جستوجوی اراضی بهتر به مهاجرت پرداختند؛
طایفهیی از راه کوهای کابل به هند رفتند و مدنیت زبان ویدی را اساس گذاشتند که بعدها زبانهای پراکراتها و در دورهی جدید زبانهای بنگالی، هندی، و… بهوجود آمده است. دستهی دیگری از آریاییهای باختری به جنوب بلخ رفته و در غرب ایران قدیم مدنیتها و دولتهای هخامنشی را بهوجود آوردند که آنان نیز در دورهی میانه باعث پیدایش زبانهای پارسی میانه (پهلوی ثانی) شده و در مرحلهی جدید زبانهای چون: لُری، کُردی، آذری و…
را ایجاد کردند. اما آریاییهای که در بلخ باقی ماند در دورهی باستانی زبان اوستایی و در دورههای میانه زبان پهلوی (پارتی)، اشکانی و زبانهای سُغدی، خوارزمی و بلخی را بهوجود آوردند و در دورهی جدید زبانهای پشتو، بلوچی و زبانهای دیگری را ایجاد کرد.»
پس از او، استاد عبدالقیوم قویم بهجای استاد حصاریان قرار گرفت و گفت: «تلاشهایی در جریان است که زبان پارسی دری را سه زبان نشان دهند و این کوششها از سالهای درازی تا هنوز ادامه دارند.
ما باید جلو این تلاشها را با همایشها و نشاندادن هویت تاریخی و مباحث مستدل و منطقی بدون هیچگونه تعصب بگیریم؛ ما باید این را تفهیم کنیم که جعل نمیتواند راهی برای بازسازی هویت تاریخی و زبانی باشد. اما متأسفانه حلقاتی در داخل افغانستان و حلقاتی در کشورهای همسایه برای چندپارهسازی این زبان و برای غصب هویتِ مشترک فرهنگیمان تلاش دارند.
تنها راه مبارزه با این نابخردی، برگزاری این گونه همایشها و نوشتن مقالات مستند است. این در حالیست که ذهن جهانیان امروز به سوی آثار گذشتهگان ما که بیشترینشان در بلخ و غزنه آفریده شدهاند معطوف شده است.» او به دنبالهی گپهایش به کتاب اوستا اشاره کرد و در پیوند به ارزش و جایگاه آن روشنی انداخت.
پس از آن، دُکتور محمد حسین یمین پیرامون تاریخچهی زبان پارسی دری صحبتهایش را آغاز کرد. او در سخنانش به سرود آتشکدهی کرکوی و آفرینشهای کهن پارسی پیش از دورهی اسلام اشاره کرد و گفت: «در این گونه آثار، نشانهها و واژههایی دیده میشود که همه آشکار کنندهی این است که زادگاه زبان پارسی بلخ، هرات و سیستان، تخارستان و بدخشان بوده است.»
او افزود: «با درنظرداشت مدرکهای بهجامانده به جز از افغانستان و غیر از خراسان دورهی اسلامی هیچ جغرافیای دیگری بوده نمیتواند که بتوان پیدایشگاه زبان پارسی را بر آن نام نهاد.» او همچنان گفت: «همه شاعرانی که در قرن چهارم و پنجم صاحب نام و نشانی هستند به این خطه ]جغرافیای امروزی افغانستان[ تعلق دارند.
در این سدهها، هیچ شاعری در جغرافیایی که امروز بهنام ایران یاد میشود، زندهگی نداشته است.» او برای اثبات گفتههایش بهگونهی اجمالی، سری به وضعیت زبان پارسی از هزار سال پیش از میلاد تا سدهی چهاردهم هجری زد که همه مستند به تاریخ این زبان بودند و از شاعران بیشماری نام بُرد که چندین قرن پیش از جغرافیای امروزی ایران در بلخ آنروزی و امروزی به سرایشگری آغاز کردهاند.
او همچنان از اختلافهایی میان زبانشناسان ایرانی هم یاد کرد و افزود که دُکتور پرویزناتل خانلری و ملک الشعرا بهار چندین جا در نوشتههایشان آوردهاند که پارسی پیشتر از این که از ما ایرانیها باشد از بلخ و بلخیان است.
همایش با نگرسنجییی که آیا پارسی، دری و تاجیکی سه زباناند یا زبان واحد؟ پایان یافت.
بردیا بهراد
ماندگار
دیدگاه خودرا بنویسید