نقش والدین در سلامت روانی فرزندان

بلوغ دورانی از زندگی است که شخص غالباً دستخوش کشمکش های گوناگون است.
از نظر بهداشت روانی شناخت این تحولات به خصوص زمان هایی که تغییرات چشمگیر در رفتار و کردار نوجوان، پدران و مادران به مسایل و مشکلات مربوط به این دوره از زندگی امری است که مورد قبول همه روانپزشکان و روانشناسان قرار گرفته است. پایه های رشد روانی و رفتار اجتماعی کودکان و احساس ایمنی و ارضای عاطفی آنان در سال های نخستین کودکی پایه ریزی می شود.
زیرا گرمی و محبت موجود در محیط خانواده در تقویت حس اعتماد به نفس و پرورش قوای مثبت و سازنده کودکان و نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. در یک خانواده عادی، والدین ضمن همبستگی و احترام متقابل نسبت به یکدیگر، در برخورد با فرزندان، روشی یکسان و هماهنگ در پیش می گیرند و در نتیجه فرزندان احساس می کنند که رابطه والدین با یکدیگر و با آنان صمیمی و ناگسستنی است. زیرا کودک و نوجوان باید والدین خود را منبع شادی، ایمنی و ارضای خاطر جسمی و روانی دانسته و آنان را پناهگاه خویش بدانند.
عدم توجه و آگاهی به سالم سازی محیط روانی و عاطفی و تغییرات روانی در این دوره ممکن است نوجوانان را با کمبودهای روانی و بسیاری از انحرافات اخلاقی، پناه به اعتیاد، دزدی و انواع تبهکاری مواجه کند.
حال به طور کلی اصولی که برای درک دنیای روانی نوجوانان و مشکلات او باید پدر و مادر به عنوان والدین کودک و نوجوان همیشه در نظر داشته باشند عبارتند از: هماهنگی در انضباط و تربیت کودکان و نوجوانان، یگانگی در انتظار و توقع از آن با توجه به تفاوت های فردی و محدودیت های موجود و جلوگیری از وقوع مسایلی که موجب بروز هیجان ناخوشایند در کودک و نوجوان می گردد و طرز فکر نوجوان نسبت به خود، همکلاسی ها، همبازی ها، افراد بزرگتر، افراد کوچکتر، برادران و خواهران، پدر و مادر، طرز تفکر او راجع به کار، هدف های آینده، آرزو و امیالی که در سر می پروراند و طرح هایی که برای زندگی آینده خود پی ریزی می کند.
والدین اکثر امیال و آرزوهای نوجوانان را در مقام یک شخصیت مستقل درک نمی کنند و با وجودی که ظاهراً از رشد کودک خود خوشحالند در بطن میل ندارند که تسلط خود را بر فرزندان از دست بدهند.
پدران و مادران تصور می کنند که معاشرین فرزندان آن ها از نظر رفتار و اخلاق منحرف بوده و شایسته همسازی همزیستی نیستند. این اختلاف سلیقه ها موجب مشاجرات بین پدر و مادر از یک طرف و فرزندان از طرف دیگر شده و سوء تفاهمات موجود، مشکلات عدیده رفتاری، اجتماعی، روانی و یا ناتوانی هایی جسمانی برای نوجوان به بار می آورد.
باید پذیرفت که نوجوانان در عصری غیر از عصر والدین زندگی می کنند و این والدین هستند که باید در عصر فرزندان خود زندگی کنند نه این که نوجوان را وادار سازند در عصر آن ها زندگی کند.
در هیچ دوره ای از زندگی به اندازه دوران بلوغ، فرد احتیاج به حمایت، کمک و تفاهم ندارد و برای دادن این کمک ها چه از نظر جسمی و چه از نظر عاطفی هیچ فرصتی بهتر از این برای خانواده پیدا نخواهد شد.
درک عاقلانه والدین و راهنمایی های شخصی او که معمولاً مورد قبول، اعتماد و اطمینان نوجوانان می باشد کمک فراوانی در زمینه های بهداشتی و روانی برای نوجوانان می کند.
روابط والدین با فرزندان باید برمبنای احترام متقابل و درک و پذیرش همراه با گرمی و محبت و صمیمت پایه گذاری گردد تا فرزندان افرادی سالم، خلاق و متکی به نفس، پرورش یابند.

زهرا مرزبان

rangaranggroup

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 5
  • ثور
  • 1398
  • 25
  • April
  • 2019
  • 19
  • شعبان
  • 1440

عضویت در کانون