ناديه قانع، تمیز کاری که رییس شرکت شد

ناديه، زني مهربان با لباس هاي رنگارنگ،  گرچه به صورت رسمي از افغانستان نمايندگي نمي کند، اما کتاب او بازتاب دهنده زجرهايي است که زنان افغانستان می کشند.

نادیه قانع خاطره های شوک آور روزهای مهاجرت و ترک وطن را در کتاب اش بیان کرده است.

ناديه 31 سال قبل (1979) هنگامي که روس ها افغانستان را اشغال کردند، زادگاهش را در شرايط دشواري ترک کرد. لحظه ای از سرگذشت مهاجرت او را  در کتاب اش چنین می خوانیم: “ناديه در يک لاري زير بار چندين کيلويي کارتن هاي سگرت دراز کشيده است. هوا تاريک است. کارتن هاي سگرت به شکل غير قانوني از طريق مرز به کشور همسايه، پاکستان  انقتال داده مي شوند. ناديه هم مي خواهد از مرز بگذرد و زادگاه، خانواده و دوستانش را ترک کند”.

گروهي از قاچاقبران پذيرفت که او و کاکايش را به پاکستان برساند. ناديه يکي از سه ميليون آواره افغاني است که در زمان اشغال افغانستان توسط روس ها به پاکستان گريختند.

ناديه مي گويد: “هنگامي که رسيديم، من کاکايم را ديگر نشناختم. بر من شوک عصبي آمد. يکسره فرياد مي کشيدم، تا اين که کاکايم سيلي اي بر روزيم زد…. او گفت: اي لعنت بر اين جنگ، لعنت بر اين روس ها، لعنت بر اين جنگ”.

آن واقعه تا امروز چون کابوسي ناديه را مي آزارد. مدت هاي زيادي ناديه نمي توانست در بالارفتن و پايين آمدن از لفت استفاده کند. او تنها در روشني برق مي توانست بخوابد.

ناديه در افغانستان، با خواهران، برادراندران اش کلان مي شود. والدينش از سنين پايين کودکي به او مي آموزند که درس بخواند و سختکوش باشد. پدرش پيش بيني مي کند که او در آينده مدير خواهد شد.

نادیه می افزاید: “او به من گفت تو به اين آساني مدير نمي شوي. به حرف من گوش کن. تو بايد آدم باانصافي باشي، زياد کار کني. تو بايد خودت به خود کمک کني.”

ناديه در ليسه جمهوريت درس مي خواند. او ليسه را با بهترين نمره ها به پايان مي رساند. پس از مدتي به عنوان مامور در وزارت اقتصاد شروع به کار مي کند. اما بعد از اين که روس ها  قدرت را در افغانستان به دست مي گيرند، ناديه به دليل گرايش هاي سياسي شوهرش مجبور به فرار مي شود.

ناديه با تحمل سختي هاي بسيار موفق مي شود از پاکستان به آلمان بيايد. او در سن 19 سالگي  با دست خالي به  آلمان مي رسد. در اين جا او بايد از اول شروع کند. در آلمان او تنها يک پناهنده است، يک آدم بي نام و نشان، بي کار و بدون چشم اندازي براي آينده.

اما ناديه تسليم نمي شود. او به عنوان تمیز کار به فعاليت آغاز مي کند. سپس  کاري منحيث فروشنده پيدا مي کند. از اين جا پله هاي ترقي را مي پيمايد. او هفت روز هفته  به چندين کار مختلف مشغول است.

امروز او صاحب يک شرکت عرضه کننده خدمات مراقبت و پرستاري است و بيشتر از 40 کارمند دارد. علاوه بر اين او به طور افتخاري براي يک سازمان حمايت از حقوق زنان افغانستان کار مي کند.

سال 1999 ناديه تابعيت آلمان را دريافت مي کند. ده سال بعد در سال 2009، صليب افتخاري حکومت فدرال آلمان را به دليل فعاليت هاي اجتماعي خود دريافت مي کند.

نادیه قانع خودش می گوید: “اين بالاترين جايزه اي است که حکومت فدرال آلمان اعطا مي کند و من به اين دليل بسيار سپاسگزار هستم. در مجموع  من بسيار چانس آوردم”.

او با صبر و انضباط راه خود را در آلمان پيدا کرد و به اهداف خود جامه عمل پوشاند. ناديه امروز خود را به عنوان يک آلماني با ريشه افغاني مي بيند. “من اگر بتوانم نماينده دو فرهنگ باشم، غني تر از يک آلماني هستم، فرهنگ غني آلماني و فرهنگ زيباي افغاني”.

ناديه قانع براي بسياري مردم، نمونه موفقيت آميز ادغام در جامعه آلمان است. او در نمايشگاه کتاب فرانکفورت سرگذشت خود را معرفي مي کند. او با کتاب خود مي خواهد، انسان هاي ديگر را نيز ترغيب کند تا همانند او عمل کنند.

وصلت حسرت نظيمي/ مهرنوش انتظاري

ويراستار: عارف فرهمند

صدای آلمان

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 5
  • ثور
  • 1398
  • 25
  • April
  • 2019
  • 19
  • شعبان
  • 1440

عضویت در کانون