نگاهی حقوقی وسیاسی به مسئله ایجاد پارلمان مهاجرین در فنلاند.

 به این معنی که تمام انجمن های خارجی مقیم فنلاند در ساختار واحد ی گرد هم آیند وتلاش های مشترک را برای بهبود وضعیت مهاجرین سازمان دهند.

 به گمان من اندیشه پارلمان مهاجرین در فنلاند از میان همین بحث ها بر خاسته اند. نفس این گونه بحث ها تازگی ندارد وچیزی جدیدی نیست اما عملی شدن آن چیزی جالب , پدیده بزرگ ودست آورد بی مانند در زندگی مهاجرین در فنلاند می تواند باشد. تابستان گذشته این بحث بشکل دیگری بار دیگر مطرح شد.

 این بار اشخاص مثل الیکسیس کوروش سردبیرایرانی هیلسینکی تایمز, خانم گوسا تینسکی وخانم ابوهاننا در یک نشست خبری  بشکل رسمی از تلویزیون فنلانداعلام کردند که عنقریب پارلمان مهاجرین فنلاند در بهار سال اینده ایجادمی شود.درین نشست آنها به مسایل گوناگونی پیرامون ایجاد پارلمان مهاجرین در فنلاند پرداختند. اصل  آن نشست مطبوعاتی را به زبان فارسی در سایت کانون  وادرس زبان فنلاندی آن را درذیل آن خبرمی توانید بخوانید.

درین نوشته ما ضمن تایید کامل اصل چنین جنب وجوش های , نگاهی حقوقی داریم به  نکات اصلی این خبر که ذیلا برای ایجاد بحث های گوناگون پیرامون این خبر, مطرح می نمایم . تا باشد با شفافیت به استقبال چنین طرح ها  مسولانه بر خورد نماییم .

 امانخستین مسئله در باره ایجاد پارلمان :

 کلمه پارلمان معمولا در ادبیات حقوقی وسیاسی  دنیای امروز در تمام زبانهای زنده دنیا حتی به فنلاندی به معنی معین وحقیقی خود استعمال می گردد.

 منظور از پارلمان  شورای  ازنمایندگان ولایتها یا کونتا ها است که برای تصویب  قوانین عادی بر اساس قانون اساسی برای مدت معین انتخاب می گردد. یعنی پارلمان هر کشور بخش ازقانون سازان حکومت را تشکیل می دهند. به تعبیر دیگر پارلمان بر اساس قانون اساسی , قوانین عادی را که کشور ونظام بر اساس آن جریان می یابد تصویب می نماید. کابینه دولت فعالیت های خود را بر اساس آن قوانین سازماندهی نموده واجرای آن قانون مسولیت اصلی دولت ها می باشد. در صورت تخطی از اجرای قوانین چه توسط مردم ویا حکومتها قوه دیگری در عرض پارلمان ودولت وظیفه ای قضاوت ومحاکمه ومجازات را دارند که بنام ارگان قضای یاد می گردد.

البته معمولا در محاورات ودیالوگها هر گاه موضوع مشخص باشد ومفهوم بنام شورای در ذهن همه وجود داشته باشد , مجازا از کلمه پارلمان شورای را مورد نظر قرار می دهند اما هیچ گاهی در نشریات رسمی  وبحث های که بار حقوقی دارند کلمه پارلمان چندین معنی نمی تواند داشته باشد وبرای معنی مجازی آن استفاده نمی شود زیرا به مجرد ادای  کلمه پارلمان  معنی حقیقی آن در ذهن تبادروخطور می نمایند. درزبان رسمی پارلمان فقط یک معنی حقیقی دارد وآن شورای قانون گذاری است که در عرض وهم سطح نظام حقوقی دولت ها در هر کشور وجود دارد.

 بنابر اخبارموجود هسته اصلی پارلمان مهاجرین اشخاص تحصیل کرده , کارشناس فرهنگی وسردبیر روزنامه معتبرهیلسینکی تایمزمی باشد. بنا بر این آنها حتما آگاهی دارند از بارمعنی کلمه پارلمان که منظور شان باید همان مجلس قانون گذاری باشد.

 اگر منظور شان چنین باشد ایجاد پارلمان قانون گذاری در عرض ویا در تهی پارلمان یک کشور معتبر اروپایی آنهم از طرف خارجیان اصلا امکان ندارد.از طرف دیگر بر اساس قانون اساسی فنلاند پارلمان فنلاند به هیچ وجهی حق ندارد بخشی از وظایف  وحق انحصاری قانون گذاری  خودرا به پارلمان دیگری واگذار کند. البته پارلمان بر اساس قانون اساسی فنلاند می تواند وحق دارد هر قسم شورا یا کمیسون را برای فعالیت های اختصاصی قانون گذاری وبهبود انجام وظایف قانون گذاری در مسایل گوناگون اقتصادی , سیاسی, اجتماعی, فرهنگی, بین المللی واز جمله مسایل خارجی ها, در استخدام  مجموعه ارگان پارلمان , تشکیل دهد. امااصل وجود دو پارلمان به معنی حقیقی آن در یک کشورمثل عدم امکان دو دولت در یک کشورمی باشد ! بر علاوه فقدان چنین مجوز قانونی از طرف قانون اساسی فنلاند !

 بنا برآنچه گفته امدیم  باید منظور شان این باشد که  آنها می خواهند شورای را متشکل از نمایندگان خارجی ها برای حل مشکلات, راهنمای ودفاع از حقوق خارجیان در فنلاند ایجاد نمایند. این اندیشه اگر واقعا عینیت یابد ابتکار بزرگ است  که تمام مهاجران از ان حمایت خواهند کرد.شورا می تواند به مرکز گفتگوهاو بحث ها ی مثبت تبدیل گردد.خارجی ها از کشورهای گوناگون با فرهنگها وعقاید متفاوت به کشور کاملا متفاوت از نظر قانونی  وفرهنگی  آمده اند. هیچ کدام نمی خواهد فرهنگ دیگری را ترجیح داده وفرهنگ خود را به دریا ی فنلاند به اندازد. بر علاوه هر کدام افق ودورنمای فرهنگ خود را می بیند. ونیز هر کدام حق دارند چنین باشد.

هیچ اجباری ودلیل وجود ندارد که کسی ,فرهنگ , داشتنی های معنوی , شخصیت وتاریخ خویش راکه فقط  در آن راحت است دور انداخته وبر خود ظلم وفشاراورده وفرهنگ دیگری را بی دلیل بپذیرد. ونیز هر کدام موقعیت های اقتصادی خود را جستجو می نمایند که درین رابطه حرف وحدیث فراوان وجود دارد اما مختصرا باید گفت که تفاوت ها ابعاد گسترده ای دارند در حالیکه همه می خواهند در فنلاند آرام زندگی نمایند وبرای پیشرفت این جامعه از هیچ کوشیش دریغ نه نماید

.یکی از آزموده ترین راه سهم  وشرکت  خارجی ها در رشد, توسعه وپیشرفت جامعه فنلاند ایجاد سازمان سراسری وتشکیلات دموکراتیک  است که به وسیله آن به طور خاص روی مسایل ومشکلات خارجیها تمر کز شود .مشکلات در ابعاد گسترده فرهنگی , اقتصادی , اجتماعی وحقوقی مطرح شود وراه حل  آن از نظرخود خارجی ها تبیین گردد وپس از ان به پارلمان  ودولت فنلاند ارائه شود. وازین طریق برای تامین حقوق برابر خارجیها در فنلاندفعالیت شود .

خواست , نیازها ونظرات خارجیها درین شورا در قدم اول به  بحث وگفتگوی عمومی در میان خود خارجیها گذاشته شود . پس از شفافیت وعاقلانه بودن آن اندیشه ونظر برای عملی شدن به پارلمان ودولت فنلاند ارائه شود. واز طریق این تشکل وبا حمایت ارای مهاجرین تقاضاها, پیگیری شده وجنبه عملی یابد.

اما چگونه می توان  به این تشکل وسازمان سراسری دست یافت ؟

مشکل اصلی وقابل توجه در همین جا است. یعنی در تبیین شیوه ومکانیزم ایجاد شورا یا سازمان خارجی ها . زیرا خارجیها نه تنها از کشوروفرهنگ های متفاوت بلکه جمعیت خارجیها از عقاید متنوع وگوناگونی مثل مسلمانان , سکولارها, دموکراتها وکمونیست ها … تشکیل گردیده است . این گونه تفاوت ها بدین لحاظ قابل توجه است که مثلا بزرگترین دغدغه گروه مسلمانان ممکن است فقدان مسجد ونداشتن قبرستان اختصاصی باشد در حالکه دغدغه آن بخش دیگیری از مهاجرین دموکراتها , سکولارهاو کمونیست ها ممکن است چنین نباشد.

 بنائا تنوع خواست های اساسی به اشکال بنیادی آن بشدت مطرح است. وبه همین خاطرکاربرای  شورای واحد با پلاتفرم یگانه بسیار مشکل به نظر می رسد. اگر هم ایجاد شود ممکن است به کشورها ویا به سازمان های مختلف بر اساس زبان یا اندیشه های  معین  تقسیم شوند, تقسیمات که همین  اکنون نیز وجود دارند.

  از طرف دیگر اکنون جمعیت خارجی ها اکثرا مسایل فرهنگی وکلتوری خویش را از طریق انجمن های محلی خویش به نحوی سازماندهی می نمایند. با وجود انجمن های خارجی ومحلی  اکثرا خارجیها در فنلاند فقدان وخلاء  سازمان سراسری را جدا احساس می نمایند.

بدین ترتیب این ها واقعیت های است که بدون توجه به آنها وبدون به رسمیت شناختن این واقعیت ها, ایجاد شورای سراسری یا سازمان بزرگ خارجیها یا به قول آن دوستان پارلمان خارجیها غیر ممکن به نظر می رسد. به طور مثال هر گاه پارلمان خارجی ها از حرف وحدیث به واقعیت عملی تبدیل شود همه واکثریت مطلق مهاجرین اعتراض دارند. زیرا این کار بزرگترین توهین به خارجی ها است که پارلمان برای شان ایجاد می شود در حالکه اکثریت جماعت خاریها وحتی انجمن های خارجی از ان بی خبر اند. پارلمان خارجی فقط توسط چند نفر که کمترین ارتباط با مهاجرین دارند اینجا وآنجا در ادارات دولت فنلاند مطرح می شود.در حالکه فقط این انجمن های رسمی است که در تفاهم ودیالوگ عمومی شورای مهاجرین را از میان شان با رای مهاجرین ایجاد می نمایند. یعنی  بدون همکاری آنها هر گز نمی توانند شورای مهاجرین واقعیت عملی یابد .

به نظرنویسنده این یاد داشت چنانچه قبلا به تفصیل بیان شد پروسه ایجاد شورا یا سازمان سراسری برای کمک ودفاع از خارجیها نه تنها نیاز مبرم اوضاع زندگی مهاجرین می باشد بلکه فعالیت بزرگ وبی مانند است که برای  اگاهی بخشی  وتامین حقوق خارجیها در فنلاند ضرورت دارد. اما بلافاصله باید گفت که در صورت این پروسه موفق خواهد شد که انجمن های خارجیان باید در جریان باشد. به تعبیر دیگر این شورا باید ازطریق انجمن های موجود ورسمی عرض اندام نمایند تا واقعیت عملی یابد در غیر ان صورت هر گونه اقدام این چنینی  مجال ظهور نمی یابد. ودر واقعیت امراین قبیل فعالیت های اجتماعی برای جامعه خارجی از ماهیت دموکراتیک بر خور دار نیست . بلکه فقط توطئه ای است برای انجو سازی ودر امد معین ! حتی اگر با همدستی فنلاندی ها هم باشد !

محمد رفیق رجاء

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 29
  • اسد
  • 1398
  • 20
  • August
  • 2019
  • 18
  • ذو الحجة
  • 1440

عضویت در کانون