در کمپ ژرمنها – ن.آ

ساعت سه بامداد است و چند ساعتی تا روشن شدن هوا مانده است. چقدر دلم میخواهد که شرایط فراهم بود و افکار مشوشم را بر روی کاغذ می آوردم و رها میشدم. اما چاره ای نیست جز اینکه منتظر ماند تا که سیاهی شب سپری شودو آنگاه که روشنایی روز فراگیر شود خواهم که نوشت.

 در اردوگاه ژرمنها در نزدیکی شهر هامبورگ هستیم.در این کشور قبلا بصورت طولانی نبوده ام و این اولین بار است که در این کشور بصورت یکهفته اقامت دارم. برایم بسیار جالب بود که ژرمن ها را از نزدیک ببینم و با آنها آشنا شوم. از کشور ژرمنها قبلا بسیار شنیده ام و شاید همگی شنیده باشید. تاریخ از ژرمنها سرشار است و یا حتی این ژرمنها بوده اند که برگهای عمده ای از تاریخ را رقم زده اند.

این سرزمین بیش ازهر چیز در نظر من سرزمین فلاسفه بزرگ بوده است ومیتوان گفت که بعد از یونان این آلمانها بوده اند که فلسفه معاصر غرب را پدید آورده اند و به جرات می توان ادعا کرد که آلمانی ها نقش قابل توجهی در پیشرفت فرهنگ غرب ایفا کرده اند. گواه این مطلب بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، معماران، موسیقیدانان، و فیلسوفان آلمانی ست که از این میان می توان بتهوون و باخ در زمینه موسیقی و در زمینه فلسفه نیچه, هگل, هایدگر و هابرماس را نام برد که هر کدام در فلسفه حرفی برای گفتن داشته اند.

درتاریخ این کشور مردان نامدار دیگری را نیز میتوان دید مردانی چون هیتلر و انیشتن. اولی به نوبه ی خود منفور مردم دنیا و دومی به نوبه ی خود محبوب مردم دنیا. در این صورت میتوان گفت که آلمان کشور تضادها است. اما برایم بسیار جالب بود که بعد از سقوط آلمانها در جنگ جهانی که جنگ را باختند و به مرز نابودی سقوط کردند و در آن هنگام فلاکت و بدبختی آلمانها زبانزد همگان شده بود.

اما اکنون آلمان یکی از قطب های اقتصادی دنیا است. انسان در عجب میماند که آلمان بعد از جنگ در آنهمه مشکلات یا بعبارتی با یک معجزه دوباره رو به شکوفایی و رونق اقتصادی گذاشت. با اینکه بسیار کنجکاو بودم  که با رفتار و کردار ژرمنها و فرهنگ غنی شان آشنا شوم اما از آنجاییکه در اردوگاه افکار متناقض وجودم را فراگرفته بود. نمیدانستم که چگونه احساسات ضد و نقیض خودم را کنترل کنم. نمی دانستم چگونه آنها را جهت دهم دوست داشته باشم و شاد باشم و یا اینکه مخالف بوده و ساز مخالفت بزنم. در طول مدت اقامت در اردوگاه بخاطر مقررات موجود در اردوگاه مجبوربودم که زندگی ام را تغییر دهم. تغییرات از جهاتی خوب بودند و از جهات دیگر مورد پسند من نبودند. از آنجاییکه اردو برای جوانان  و نوجوانان بود مانند همیشه برنامه ای ریخته شده بود و سعی میکردند در قالب همان برنامه جوانان را اداره کنند.

در برنامه ی روزانه اشان ایرادی نبود و برایم بسیار جالب هم بود. اما مشکل برایم در اینجا برداشت ماشین گونه از انسان بود. در عصر ماشین انسانها هم باید در قالب ماشین قرار بگیرند و ماشینی شوندو این تنها چیزی بود که در تمام مدت کمپ روحم را آزار میداد ومانند پتک هایی بود که یکی پس از دیگری بر سرم فرود میآمد. چند روز بود که او را نخوانده بودم. از دستش داده بودم او را, معشوقه ام را , دیر بازی بود که با او عشق بازی نکرده بودم و او را نخواسته بودم تا او بیاید و چندی روحم را بیاساید تا که کمی آرام بگیرم. او را گم کرده بودم و مانند کسانی که چیزی و یا محبوبی را گم کرده اند سرگردان بودم. برای دیدن او و برای دریافتن او لحظه شماری میکردم.

آه که چقدر او را از دست داده بودم و برای او دلتنگ شده بودم. اصلا احساس عبث و پوچی تمام وجودم را فر گرفته بود.

حیوان شده بودم فقط خوردن و آشامیدن و … و تمام. از دیگری شنیده بودم که ژرمن ها مردمی غاصب هستند در این باره هم در تناقض و تضاد بودم و نمیدانستم که چه چیز را انتخاب کنم و در کدام جبهه باشم. باز هم این موضوع دوباره مرا به فکر وامیدارد که آلمان بعد از جنگ  که به مرز فلاکت و بدبختی رسیده بود اکنون یکی از قطبهای افتصادی دنیا هستند و بهترین شاخصهای اقتصادی دنیا را دارند. آیا این ثروت های جمع آوری شده و متمرکز شده در این گوشه از دنیا حاصل کوشش و تلاش خود آنها بود و یا اینکه مال دیگران بوده و در ازای این ثروت و شکوه و جلال عده ای دیگر در گوشه ای دیگر دنیا در فقر و بدبختی هستند. مثلا طبق آمار متوسط مخارج هفتگی یک خانواده آلمانی 350 یورو است و حال اینکه متوسط مخارج هفتگی یک خانواده ی بمراتب پر جمعیت تر درچاد از دو دلار بیشتر نمیشود.

انسان چگونه میتواند این بی عدالتی را حداقل برای خودش حل کند. از این تناقضات وجودم در انتها متلاشی خواهد شد و انسانی بلا تکلیف خواهم شد. آیا کسی هست که مرا در این زمینه کمک کند؟

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 12
  • دلو
  • 1404
  • 1
  • February
  • 2026
  • 13
  • شعبان
  • 1447

عضویت در کانون