زنان افغانستان : بقلم حامد شفايي

قانون اساسي افغانستان حقوق زنان را تضمين را نموده است. دولت افغانستان ميثاق بين المللي حقوق بشر و حقوق زنان را امضاء نموده و متعهد به رعايت آن شده است؛ با اين وجود قانون بايد اجرا گردد و ناقضان حقوق زنان مجازات شوند. دولت برای تساوی حقوق زنان با مردان گامهای عملي بر دارد و زنان را در تمام کارهای اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادی سهم دهد. قريب يک دهه از سقوط رژيم طالبان مي گذرد، اما زنان افغان همچنان محروم و مظلوم هستند و دولت به اندازه ای کافي در امور زنان کار و تلاش نکرده است.

جايگاه و ارزش زن در فرهنگ افغاني

در جامعه اسلامي خانواده رکن جامعه است. در خانواده زنان اکثرا” وظايف خدماتي مانند نظافت، پختن غذا، شستن ظروف و البسه، نگهداری، تغذيه و تربيت اطفال را به دوش دارند و در انجام اين کارها مردان کمتر سهم مي گيرند. اين روند مرد سالاری، سنتي و قبيلوی هنوز هم در جامعه ای ايستايي افغانستان پا برجاست، البته درجه و شدت آن ممکن است در شهرها نسبت به دهات و همچنين در مناطق مختلف افغانستان از هم فرق داشته باشد. در فرهنگ و بينش مردهای افغاني تغييری چنداني نسبت به اين موضوع مهم رخ نداده است. در حاليکه از ديدگاه حقوق انساني مردان بايد در کارهای خانه سهم بگيرد. زن برده و يا کارگر بدون معاش نيست که تمام عمر خود را مانند يک زنداني در اردوگاه کار مرد کار کند. زن بعنوان يک انسان با حقوق و شان انساني کامل و برابر است و مسئوليتها و حقوق آنها با مردان نيز برابر است. از طرف ديگر زنان بايد مانند مردان فرصت و وقت آزاد برای تحصيل، کار و سرگرميهای مورد دلخواه شان داشته باشند. از اين ديدگاه پيشرفتي چنداني در امور زنان و تامين حقوق انساني آنها در جامعه افغاني حاصل نشده است. نه دولت در اين زمينه کار موثر کرده است، نه رسانه های جمعي، نه اقشار و نهادهای فرهنگي و اجتماعي و نه جامعه بين المللي. حقوق و مسئوليتهای زنان در خانواده ها مورد تجديد نظر قرار نگرفته است؛ حقوق و مسئوليتهای مردان نيز باز نگری نشده است، بصورت سنتي مردان خود را از انجام کارهای خانه ازاد مي شمارند و کل وظايف خانه به دوش زنان و دختران خانه مي باشند. خانواده های افغاني بصورت عموم کلان است و به همان اندازه کار زنان در خانه زيادتر مي باشد.

علاوه بر آن زنان از آزاديهای اساسي لازم مانند حق تحصيل، حق کار، حق مشارکت در فعاليتهای مورد پسند شان بر خور دار نيستند. محدوديتها و موانع زيادی از سوی مردان خانواده ای شان و جامعه وجود دارند که زنان را وادار به خانه نيشيني و انجام وظايف خانه مي سازند و اين خود نقض حقوق بشر و حقوق زن محسوب مي شود.

آيا قانون اساسي افغانستان و تعهد دولت مبني بر احترام به حقوق مساوی زنان شامل فضای خانه نمي شود؟ وزارتخانه های امور زنان، اطلاعات و فرهنگ، عدليه و سازمانهای حقوق بشر در اين زمينه چه کرده اند؟

خشونتهای خانوادگي بي داد مي کند. زنان اغلب به بيماريهای رواني دچار اند، ضرب و شتم و انواع ظلمها بر آنها انجام مي شود. خود سوزی، خود کشي، فرار از خانه و جدايي، راههای هستند که از سوی زنان مظلوم افغانستان به هزاران مورد تجربه شده است. با اين وجود رسيدگي به امور زنان وظيفه ای کيست؟ چگونه قانون رعايت و اجرامي شود؟ زنان نيم از جامعه را تشکيل مي دهند، اما در جامعه افغاني به اين نيم پيکر اجتماع توجه لازم نمي شود. زنان همچنان مظلوم هستند و حقوق آنها بشدت نقض مي گردد. موضوع زن و خانواده يک نمونه از مواردی است که نقض آشکار حقوق زنان را در جامعه ای افغاني نشان مي دهد، ولي دهها مورد ديگر وجود دارد که بيانگر نقض حقوق زنان مي باشند.

چه بايد کرد؟ چگونه مي توان حقوق زنان را بهتر تامين کرد؟ 

  1) آگاهي اجتماعي و بالا بردن سطح فکری و دانش مردمبرای آوردن تغييرات و اصلاحات فرهنگي بايد آگاهي و سطح بنيش مردم را بالا برد. موثرترين و سريعترين نقش را در اين زمينه رسانه های جمعي مانند تلويزيون، راديو، جرايد، وبسايتها و …، مي توانند ايفا کنند. در اينجا يک چالش وجود دارد که زنان خودشان در رسانه های افغاني هنوز نقش کمتری نسبت به مردان دارند. اگر بعضي زنان در رسانه ها هستند، نقش موثری را ندارند. لذا نياز به همکاری مردان آگاه و بشر دوست است که مسئوليت اخلاقي، وجداني، ايماني و انساني خودشان را برای دفاع از حقوق زنان که بخش مهمي از حقوق بشر است، انجام دهند. همچنين حضور گسترده ای خود زنان در رسانه ها مي تواند به اين امر کمک کند.

2) آموزشگاههامراکز آموزشي اعم از مکاتب، دانشگاهها و موسسات تحصيلي نقش مهمي را در بالابردن سطح فکری جامعه در رابطه با حقوق زنان و نهادينه شدن آن دارند. در اينجا نقش معلم و استاد و مواد آموزشي و پاليسي دولت در امور زنان مهم است.

3) وظيفه دولتدولت بايد قانون را اجرا کند و در برابر قانون همه يکسان است. تامين حقوق اساسي زنان بايد بخشي از پاليسي تمام ارگانهای دولتي باشد. البته اين به آن معني نيست که دولت افغانستان در رابطه با تامين حقوق زنان کاری را انجام نداده است، يقينا” کارهای مثبت و قابل قدری با حمايت جامعه بين المللي شده است، اما روند کارها خيلي اهسته و در بعضي موارد محوری نبوده است.  وزارتخانه های فرهنگ، قضا و امور زنان، اين سه وزارتخانه با همکاری شورای ملي و مجلس سنای افغانستان تعريف و تثبيت حقوق و مسئوليتهای زنان در بخشهای مختلف اجتماع را بر اساس قانون اساسي دارند، که متاسفانه در اين زمينه کارهای چنداني نشده است.

4) نقش نهادهای مدني، سازمانهای غير دولتي و فرهنگيان جامعه فرهنگيان و روشنفکران و نهادهای مدني و اجتماعي مي توانند نقش مثبتي را در آگاهي اجتماعي و تثبيت حقوق زنان داشته باشند.

 نگراني از آينده ای مبهممهمترين نگراني و چالش در بهبودی اوضاع زنان، آمدن دوباره طالبان است. دولت و جامعه جهاني در کنفرانس لندن پيوستن طالبان را به دولت افغانستان خوش آمد گفتند و  باب مذاکره و مفاهمه را بطور رسمي و علني باز نمودند. يکي از مهمترين سئوالها مي تواند موضوع زنان باشد که با آمدن طالبان و گروههای همفکر آن حقوق آنها چه خواهد شد؟ متاسفانه زنان در مذاکره با طالبان هيچ نقشي را ندارند و از طرف زنان مرداني تصميم مي گيرند که ممکن است حقوق زنان برای شان مهم نباشد.

اين باعث نگراني شديد است. در مذاکره با طالبان موضوع حقوق بشر و حقوق زنان بايد يک اصل از اصول مذاکره باشد و نماينده ای زنان در هيئت مذاکره کننده حضور داشته باشد. مذاکرات بطور مخفي طوريکه تا حالا بوده است، نباشد و مردم در جريان گفتگوها از طريق رسانه های جمعي قرار گيرند.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 5
  • ثور
  • 1398
  • 25
  • April
  • 2019
  • 19
  • شعبان
  • 1440

عضویت در کانون