سياست و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديد شخصيتهای افغان در اروپا – از : حامد شفایی

با عرض سلام و ادب به خدمت خوانندگان اين نوشته!

 

در سال 2008 ميلادی پايان نامه تحصيلي خود را با عنوان

سياستها و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديدگاه نخبه ها و شخصيتهای افغان مقيم اروپا

نوشتم. در اين اثر از سه منبع استفاده شده است:

 

 

منبع اول: گفته ها و نوشته های شخصيتهای علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي افغانستان مقيم در اروپا مانند استادان دانشگاه ها، پژوهشگران،

نويسنده ها، روزنامه نگاران، کارمندان سابق دولتي مانند وزيران، ديپلماتها و…، تحليلگران و فعالان سياسي و اجتماعي که جمعا” چهل نفر اعم از مردان و

زنان از اقوام مختلف افغانستان، با ديدگاهها و گذشته های متنوع (چپ و راست) در اين پژوهش علمي شرکت نمودند.

منبع دوم: معاهدات، اعلاميه ها، کنفرانسها، کتابها، پژوهشهايي راجع به افغانستان بودندمنبع سوم: رسانه های داخلي و خارجي بودند که شامل سايتهای

اتحاديه اروپا نيز مي شود.در مجموع بالغ بر 450 صفحه مواد تحقيقي به زبان فارسي و انگليسي جمع آوری شد و از اين منابع سرشار 96 صفحه به زبان

انگليسي پايان نامه تحصيلي ام را نوشتم،

با اينکه مايل بودم تا سطح 200 صفحه آنرا گسترش دهم، اما سرمحقق “سوپر وايزر” مسئول نظر داد که با توجه به تعداد زياد پايان نامه ها که هيئت علمي

با يد هريک آنرا مطالعه کنند و در هنگام دفاع پايان نامه ها نظر دهند، نوشتن بيش از 100 صفحه مجاز نيست، به اين خاطر محدودتر و خلاصه تر نوشتم. اين

اثر از دوره پسا طالبان ( 2008-2001 ) سخن مي گويد و همچنين از نقش و سياست اتحاديه اروپا در آن. روش تحقيق بر اساس  شيوه علمي “کوالي ته تيف

و گرانديد تئوری” بوده و بصورت استاندرد پژوهش شده است.

اينک خلاصه آن:عنوان اثر: ” سياست و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديد نخبه ها و شخصيتهای افغان در اروپا

محقق: حامد شفايي  رشته علوم

سياسي (سياست و دولتداری در اروپا) دانشگاه تامپری (فنلند) و دانشگاه دولتي تالين (استونيا)پايان نامه دوره ماستریاينجانب از خزان سال 2007 الي بهار

سال 2009 در رشته سياست و دولتداری در اتحاديه اروپا تحصيل نمودم و پايان نامه تحصيلي خود را در رابطه با سياست خارجي اتحاديه اروپا در افغانستان و

اوضاع افغانستان پس از طالبان نوشتم.  در بهار سال 2009 به درجه ماستری و کار شناسي ارشد در اروپا شناسي رشته علوم سياسي فارغ التحصيل

شدم.رساله پژوهشي “تزيز” اينجانب  در 96 صفحه به زبان انگليسي چاپ شده و شما مي توانيد آنرا بطور کامل در سايت وطندار به آدرس ذيل مطالعه

نماييد:

 

در اينجا  بطور بسيار مختصر در رابطه با آن به زبان دری مي نويسم تا آن عده از کساني که انگليسي نمي دانند معلومات راجع به آن بدست

 آورند. قابل ياد آوری است که اين متن فارسي فقط بخش بسيار کوچک و مختصری از کل متن پژوهش شده به انگليسي است. پيشنهاد مي

 کنم که متن اصلي انگليسي را برای جزئيات و دريافت کل مطلب مطالعه نماييد. اميد وارم در آينده مواد جمع آوری شده را که بالغ بر

450 صفحه مي شوند بصورت کتابي به زبان دری تنظيم کنم.

www.vatandar.com

لازم مي دانم که از استاد بزرگوارم پروفيسور دکتور يورکي ککونن1 استاد و سر محقق در دانشگاههای تامپری و تالين و سابق رئيس فاکولته علوم سياسي

دانشکده تامپری که مرا در اين پروژه تحقيقي راهنمايي نمودند سپاسگزاری نمايم!در ثاني، از دوستان فرهنگي ام چون حسين ورسي، حمزه واعظي، انجينر

همايون تاچ، انجينر حميد الله عبيدی، فرشته حضرتي، داکتر طاهر شاران، اسد الله شفايي، بخاطر همکاري شان در يافتن شخصيتهای مناسب برای مصاحبه

و شرکت در اين پروژه تحقيقي صميمانه تشکر مي نمايم!  هدف از اين پروژه تحقيقي مورد نظر، بررسي اوضاع افغانستان پس از سقوط رژيم طالبان در سال

2001  و سياست و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديدگاه نخبه ها و شخصيتهای افغان مقيم اروپا بود که در سال 2008 با شرکت 40 شخصيت

فرهنگي، سياسي، علمي افغانستان در اروپا موفقانه انجام يافت.

مواد تحقيقي اين مطالعه از طريق متود “گراونديد تئوری” و متودولوجي ” کوالي ته تيف” و مصاحبه با شرکت کنندگان گرد آوری شد و برای تحليل آن نيز از متود ” گروانديد تئوری” استفاده شد. از نظر محقق، متود گروانديد تئوری با  متودولوجي ” کوالي ته تيف” مناسبترين شيوه تحقيق برای اين پروژه بود، زيرا در مورد ديدگاههای نخبه ها و شخصيتهای افغاني مقيم اروپا در مورد سياست و فعاليتهای اروپا در افغانستان پژوهشي تابحال نشده بود و در اين باره معلومات کمي وجود داشت، لذا گروانديد تئوری روش مناسب و سود مند بود که بر اساس آن مواد بطور سيستماتيک جمع آوری و تحليل مي شود.

سه سئوال عمده در بخش تحقيق وجود داشت که عبارت بودند از:

 1) حضور اتحاديه اروپا در افغانستان

2) اوضاع افغانستان پس از طالبان

3) پيشنهادات شرکت کنندگان به مقامهای تصميم گيرنده________________________________1

Professor Dr. Jyrki Käkönen   1. اتحاديه اروپا در افغانستان اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن از زمان سقوط طالبان تا بحال در عرصه های مختلف در افغانستان فعال بوده است. بزرگترين حامي سياسي دولت افغانستان، اتحاديه اروپا بوده است. اکثر کنفرانسهای بين المللي برای افغانستان نيز در کشورهای عضو اتحاديه اروپا داير شده اند. اين اتحاديه در امور بازسازی افغانستان نقش رهبری را داشته است. اتحاديه اروپا پس از امريکا بزرگترين کمک کننده مالي به افغانستان بوده است. از لحاظ نظامي اغلب کشورهای عضو اتحاديه اروپا از طريق سازمان نظامي ناتو بنابر فيصله شورای امنيت سازمان سازمان ملل متحد در افغانستان حضور دارند و ناتو خود يک سازمان بيشتر اروپايي است که  24 عضو از مجموع 26 عضو آنرا کشورهای اروپايي تشکيل مي دهند.  شرکت کنندگان در اين پروژه پژوهشي، نقش اتحاديه اروپا را در افغانستان مهم خوانده و دست آوردهای حاضر را بدون حضور آن اتحاديه دشوار دانستند. ضعفهای اتحاديه اروپا از نظر شرکت کنندگان، پيروی از سياست امريکا، بازی مشکوک انگليس در افغانستان، عدم هماهنگي و فعاليت مشترک بر اساسي استراتيژی واحد اتحاديه دانستند. از نظر آنها اتحاديه اروپا بيشتر از طريق کشورهای عضو خود و موسسات غير دولتي حضور داشته و کمک کرده است که وجود فساد در موسسات غير دولتي و نا هماهنگي بين کشورهای عضو اتحاديه از ضعفهای برجسته ای آن بوده است. از نظر شرکت کنندگان اتحاديه اروپا به نسبت امريکا از حمايت بيشتر مردم افغانستان بر خور دار است و اين امکان وجود دارد که آن اتحاديه بتواند نقش اول را در افغانستان بازی کند. اتحاديه اروپا يک قدرت بزرگ جهاني است  و از سوی ديگر سرزمين فرهنگ، مدنيت و انديشه و علم بوده و مي تواند در پيشرفت افغانستان کمک کند.

 2- افغانستان پس از طالبان و نقش اتحاديه اروپا افغانستان پس از حاکميت طالبان در برخي از امور دست آوردها و موفقيتهای داشته است و در برخي مسايل ديگر نا موفق بوده و اکنون با مشکلات و چالشهای جدی مواجه است. آنچه که نتيجه اين تحقيق نشان مي دهد پيشرفتهای آن بقرار ذيل است:

1.2- دست آوردها سقوط حکومت ظالمانه طالبان يکي از مهمترين دست آوردها بود. در زمان حاکميت طالبان شهروندان افغانستان تحت قانون شديد آن رژيم فارغ از هرگونه آزادی و حقوق اساسي زندگي دشواری را داشتند. زنان حق آموزش، حق کار  را نداشتند. اقليتهای قومي و مذهبي مورد تبعيض شديد قرار داشتند. کودکان از آزادی بر خور نبودند. حقوق بشر بشدت نقض مي شد. افغانستان خانه امن بنيادگرايان مذهبي و تروريستان بين المللي شده بود. برخي از آثار تاريخي و باستاني افغانستان نابود گرديد. فعاليتهای هنری منع بود. حقوق کودکان نقض مي گرديد.  پس از سقوط طالبان يک نظام نسبتا” فراگير و فراقومي تحت نظارت سازمان ملل متحد و جامعه بين المللي ايجاد شده است. قانون اساسي جديد تسويد و به اجرا در آمده است. سيستم انتخابات وجود دارد و افغانستان بسوی دموکراسي گامهای آهسته و اغازين خود را برداشته است. در قانون اساسي احترام به حقوق بشر، حقوق زنان و اقليتهای قومي و مذهبي درج شده است. قانون اساسي موجود مشارکت زنان را در فعاليتهای اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادی تضمين مي کند. بعضي از شرکت کنندگان  البته گفتند که اين قانون اساسي پس از تصويب دست کاری شد و بطور غير قانوني تغييرات در آن آورده شد. از ديد برخي از شرکت کنندگان اين قانون نياز به ريفورم دارد.

1.1.2- انتخابات بر اساس قانون اساسي و مطابق به پلان کنفرانس بن انتخابات رياست جمهوری و پارلمان و ولايتي در سالهای 2004 و 2005 انجام شدند. برای اولين بار کانديدان مختلف بصورت دموکراتيک و آزاد به رقابت پرداختند. حدود %40 رای دهندگان زنان بودند. اين در حاليست که در حاکميت طالبان با بيرون رفتن زنان از خانه مخالفت صورت مي گرفت. در اين دوره انتخابات يک زن نيز کانديد رياست جمهوری بود. اين اولين بار بود که يک زن در تاريخ افغانستان خود را کانديد رياست جمهوری کرد.  بعضي از شرکت کنندگان شديدا” انتقاد داشتند که مکانيزم انتخابات اشتباه بود. بايد برای آن عده از کساني که در گذشته در کشتار و جرايم و نقض حقوق بشر دست داشتند اجازه کانديد شدن و رسيدن به قدرت داده نمي شد. به جرايم جنگي و نقض حقوق بشر رسيدگي مي شد. جابجا شدن افراد فاسد و ضعيف در دستگاه دولت باعث شد که  مديريت ضعيف سراسر نهادهای دولت را فرا گيرد. در نتيجه يک دولت ضعيف، فاسد، بنيادگرا و پر تنش از گروههای متخاصم که در گذشته باهم مشکل داشتند به وجود آيد و تنشهای قومي بجای وحدت و رفتن بسوی ملت سازی شروع شود. از ديد شرکت کنندگان اين بزرگترين اشتباه اتحاديه اروپا و جامعه جهاني بود که انجام يافت. در حاضر پس از گذشت هفت سال افغانستان در خيلي از چيزهايي که مي توانست موفق شود، شکست خورد و با مشکلات و چالشهای دشواری مواجه شده است.

2.1.2- رسانه ها در حال حاضر صدها وبسايت و صدها نشريه و دهها راديو و چينل تلويزيون افغاني وجود دارند. در در زمان طالبان فقط يک راديو و يک نشريه وجود داشت و هر دو متعلق به طالبان بودند. تلويزيون، سينما، موسيقي، تاتر و ديگر فعاليتهای فرهنگي و هنری منع بود. افغانستان سرزمين بي صدا و بي هنر شده بود. به گفته شرکت کنندگان رسانه ها پس از سقوط حکومت طالبان بسيار پيشرفت داشته است و اين يکي از دست آوردهای مهم افغانستان است.  با اينکه چالشها و موانعي نيز بر سر راه رسانه ها بوده است، اما رشد رسانه ها خيلي سريع بوده است

.3.1.2

             –  ارتباطات جمعي خطوط تلفني و انترنتي در افغانستان پيشرفت سريع داشته است. افغانستان تا دوره طالبان به شبکه انترنت وصل نبود و تلفن نيز بطور محدود در شهرهای بزرگ بود. خطوط مبايل وجود نداشت، اما حالا در سراسر افغانستان تلفن مبايل مشاهده مي شود. انترنت در خيلي از شهرها وصل شده است. از طريق انترنت و تلفن افغانهای خارج از کشور با داخل وصل شده اند و بگفته عده ای از شرکت کنندگان صدها وبسايت افغاني نقطه تبادل انديشه افغانهای داخل و خارج از کشور شده است. علاوه بر سايتهای نوشتاری چندين تلويزيون و راديوی انترنتي افغانهای مقيم غرب نيز فعاليت دارند که افغانهای داخل افغانستان نيز از آنها استفاده مي برند. ضمنا” کنفرانسهای انترنتي بين افغانهای داخل و خارج  مخصوصا” روی مسايل سياسي بطور منظم وجود داشته اند. ضمنا” افغانها موسيقي و رقص و عکسهای خود را از طريق انترنت مانند سايت “يوتوب” عرضه مي کنند که تمام اينها در رشد سريع فرهنگي و مخصوصا” گلوبال شدن فرهنگ و جامعه افغاني تاثير داشته اند. يک نمونه آن رشد خيلي سريع زبان انگليسي در افغانستان است.

4.1.2-  تعليم و تربيت تعليم و تربيت در افغانستان رشد خوب داشته است. حدود 7  ميليون دختر و پسر مشغول تحصيل هستند. در زمان حکومت طالبان دختران حق نداشتند درس بخوانند. برای پسران کيفيت تحصيل خيلي ضعيف و محدود بود. طبقه گفته های مصاحبه شده گان، تعليم و تربيت به سراسر افغانستان گسترش يافته است، اما در خارج از شهرها خيلي از شاگردان در زير خيمه ها و يا خانه های بدون سقف و ويران درس مي خوانند، سيستم آموزشي هنوز کهنه و با کيفيت پايين است. معلمان مسلکي کم هستند. در مناطق نا امن کشور که جنگ است شاگردان امنيت ندارند، چون طالبان مکاتب را آتش مي زنند و معلمان را مي کشند. تا بحال صدها مکتب که با پول جامعه جهاني در مناطق جنوب و شرق افغانستان ساخته شدند، از سوی طالبان به آتش کشيده شدند. بنيادگرايان افراطي مذهبي به نظام تعليم و تربيت افغانستان نفوذ کرده اند. خطر رشد بنيادگرايي افراطي در نسل آينده افغانها وجود دارد.

5.1.2-  بخش صحي بخش صحي افغانستان در هفت سال گذشته رشد قابل توجه داشته است. تعداد زياد شفاخانه و کلينک از سوی جامعه جهاني و مخصوصا” اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن ايجاد شده است. واکسناسيون اطفال بطور سراسری هر چندگاهي انجام يافته و امور صحي و درماني بطور کل رو به پيشرفت بوده است. نا امني و جنگ مانع مهم بر سر راه بازسازی و ارائه خدمات بوده است.

6.1.2-  نهادهای مدني موسسات غير دولتي پس از حاکميت طالبان افزايش چشمگيری داشته است. ميلياردها کمک جامعه جهاني باعث شد که تعداد زيادی موسسات غير دولتي تاسيس شوند. بيشتر از 2000 موسسه غير دولتي  فعاليت دارند. اين موسسات نقش زياد در بازسازی و ارائه خدمات داشته اند. قسمتي از کمکهای اتحاديه اروپا از طريق موسسات غير دولتي به مصرف رسيده است. بنا بر گفته های اغلب مصاحبه شده گان فساد همانطوريکه در دولت وجود داشته است، در موسسات غير دولتي نيز بسيار بوده،  طوريکه مردم به اين موسسات بي اعتماد شده اند. پيشنهاد مصاحبه شده گان اين بود که با فساد مبارزه جدی صورت بگيرد و سيستم شفاف حساب دهي و پاسخگويي ايجاد شود. کمکها از طريق دولت افغانستان به موسسات غير دولتي صورت گيرد تا از يکطرف دولت ضعيف نماند و از طرف ديگر دولت در برابر مردم پاسخگو باشد و بتواند بر اساس ضرورتها پروژه ها را به موسسات غير دولتي واگذار نمايد و بر کار پروژه ها نظارت داشته باشد.

 7.1.2-  خصوصي سازی طبق گفته شرکت کنندگان سکتور خصوصي تا اندازه ای رشد کرده است. اما مشکل اساسي اين است که سيستم سرمايه داری بازار آزاد از پيشرفته ترين کشورهای جهان کپي شده و اين سيستم در افغانستان کارکرد لازم را ندارد. اين در حاليست که در کشور فساد گسترده مالي وجود دارد و عده ای کمي توانسته بسيار زود و پولدار شود و دارای شرکتهای خصوصي بزرگ شوند، اما در عوض بر جمعيت فقيران افزوده شده و فاصله بين دارا و فقير زياد شده است. پيشنهاد اغلب آنها اين بود که سيستم مختلط دولتي و خصوصي هردو باشند و در يک پروسه طولاني به تدريج بسوی بازار آزاد کامل گام گذاشته شود. از نظر آنها فعلا” حدود %40 مردم بيکار اند و دولت برای آنها بايد کار ايجاد کند.

 8.1.2-  حقوق بشر حقوق بشر توسط قانون اساسي تضمين شده است. کميسيون مستقل حقوق بشر تاسيس شده و اين کميسيون توانسته در بخش تهيه اسناد و گزارشها فعاليتهای خوبي را انجام دهد، اما مشکل اين بوده است که ناقضان حقوق بشر و جنايتکاران قدرت داشته اند. در هر سه نهاد قانون گذاری و اجرايي و قضايي دولت حضور داشته اند. اين باعث شده است که طرح عدالت انتقالي اجرا نشود. تا وقتيکه ناقضان حقوق بشر در دولت باشند و همچنين فساد گسترده وجود داشته باشد، مشکل است که حقوق بشر پيشرفتي داشته باشد. ضمنا” قسمتي از نقض حقوق بشر  مانند تبعيض عليه زنان و اقليتهای ديني و خشونتهای خانوادگي نيازمند اجرای قانون همراه با کار فرهنگي و اجتماعي است تا افکار عامه تغيير کند و فرهنگ احترام به حقوق بشر رشد کند. در وضعيت نا امني، جنگ، فساد و نبود حاکميت قانون، حضور گسترده ناقضان حقوق بشر در دولت رعايت حقوق بشر دشوار است.

9.1.2-  راه سازی از دست آوردهای ديگر افغانستان پسا طالبان، راه سازی است. در ساختن راهها نقش اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن بر جسته بوده است. طبق اظهار مسئولان بازسازی افغانستان حدود 3000 کيلومتر سرک ساخته شده است که اين يک دست آورد بزرگ است.   2.2 – شکست ها ، مشکلات و چالشها اتحاديه اروپا، دولت افغانستان و ساير اعضای جامعه جهاني در مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با تروريزم، تحکيم حاکميت قانون، ثبات و امنيت، بازگشت ميليونها مهاجر با شکست رو برو شده است. طالبان و القاعده که در سال 2001 با حمله امريکا و انگليس و همکاری نيروهای افغان اتحاديه شمال از قدرت رانده و متواری شدند، دوباره تجديد سازماندهي کرده و در نقاط مختلف کشور مي جنگند. قدرت طالبان و گروههای بنيادگرای مسلح هر سال رو به افزايش بوده است.  اوضاع افغانستان سال به سال رو به وخامت رفته است. فساد اداری بيش از حد در دولت و موسسات غير دولتي وجود داشته است.

مواد مخدر هر سال رو به افزايش بوده است. حاکميت قانون وجود نداشته است.  شرکت کنندگان دلايل خرابي اوضاع را وجود دولت ناکار آمد، فاسد، افتادن قدرت در دست بنيادگرايان و نفوذ مافيای مواد در دولت، افتادن کارها به دست افراد غير مسلکي، عدم وجود استراتيزی و نا هماهنگي در سياست و عمکرد کشورهای خارجي به شمول اتحاديه اروپا و اعضا آن، سياست دوگانه پاکستان که از يک سوی ميلياردها دالر کمک غرب را برای مبارزه با تروريزم و بنيادگرايي اسلامي دريافت کرده و از سوی ديگر گروههای تروريستي را حمايت کرده است و نبود فشار کافي بر پاکستان بر شمردند. شرکت کنندگان بيشتر انتقاد بر اتحاديه اروپا و جامعه جهاني داشتند که موفق نبوده اند؛ اما طبق اسناد رسمي امضا شده بين اتحاديه اروپا و دولت افغانستان وظايف هردو جانب در آن قيد شده و هريک متعهد به انجام کارهاي خاصي شده اند. طبق اين اسناد مقصر دولت افغانستان است  که نتوانسته است چيزهايي را که تعهد سپرده انجام دهد.

3.2- پيشنهادات 1.3.2- امنيت و ثبات اردو و پوليس ملي افغانستان تقويت گردد و وظايف تامين امنيت به آنها سپرده شود. از نظر مصاحبه شده گان قوای بين المللي در صورت نياز قوای افغاني را در نبرد با نيروهای مسلح طالبان و القاعده کمک کنند. اين کار يک راه حل اساسي است چون قوای بين المللي نمي توانند برای هميشه در افغانستان بمانند و سر انجام قوای افغاني بايد تامين امنيت خود را بگيرند. از طرف ديگر طالبان در مناطق مسکوني مي جنگند و در جنگ غير نظاميان کشته مي شوند و اين کار باعث خشم و اعتراض مردم عليه نيروهای خارجي مي شود. پوليس و اردوی ملي بايد کار آزموده و وفادار به قانون باشد. برخي گزارشها بيانگر آن است که فساد و از استفاده از مواد مخدر در بين نيروهای پوليس رايج و شايع است ، با اين وجود چطور مي توان انتظار داشت که فساد و مواد مخدر از کشور ريشه کن شود و قانون اجرا گردد.  تا بحال سياست شفاف و قاطع و هماهنگ در برابر طالبان وجود نداشته است. بر پاکستان که حامي طالبان بوده است فشار آورده شود. پايگاههای بنيادگرايان و طالبان و القاعده در خاک پاکستان نابود شوند. مشکل سياسي پاکستان و افغانستان بر سر خط ديورند حل گردد.  تا اين مشکل حل نشود، پاکستان استراتيژی خود را در برابر افغانستان تغيير نخواهد داد. مرزها بايد کنترل شوند، زيرا مواد مخدر و همچنين طالبان از مرزها عبور مي کنند. فساد بايد در درون دولت ريشه کن شود.  تا وقتي که فساد از بين نرود و قانون رعايت نشود موفقيتي در طرحها و کارها بدست نمي آيد. دستگاه امنيتي و قضايي دولت بايد از وجود افراد فاسد پاک شود. از نظر مصاحبه کنندگان، امنيت نمي تواند تنها از طريق استفاده از نيروی نظامي تامين شود. بايد برای رشد فرهنگ و اقتصاد افغانستان کمک شود. با مشکلات اجتماعي مبارزه گردد. برای کاهش فقر و بيکاری تلاش شود. فقر و جهل دو عامل اساسي مشکلات افغانستان هستند.

 2.3.2- ملت سازی جامعه افغاني با خطرهای تنشهای قومي، تفرقه، جنگ داخلي و حتي تجزيه مواجه است. پيشنهاد شرکت کنندگان اين بود که برای وفق يابي پروسه ملت سازی آغاز شود. تنشهای قومی بايد کاهش يابند. در راستای فرهنگ ملي و وحدت ملي کار صورت گيرد. اين کار با مشارکت مردم در تصميمگيری، همبستگي روشنفکران و رهبران جامعه ، جوانان، ورزشکاران، هنر مندان امکان پذير است. نقش رسانه ها، مراکز اموزشي، نهادهای مدني در کنار دولت و جامعه بين المللي خيلي زياد است. اروپا سرزمين مدنيت و انديشه است و مي تواند به دموکراتيزه شدن و پيشرفت افغانستان کمک نمايد.

3.3.2- بازسازی در هفت سال گذشته بازسازی بطور غير عادلانه و نا متوازن بوده است. طبق استدلال برخي از شرکت کنندگان، اغلب پولهای کمک شده و پروژه ها در مناطقي به اجرا گذاشته شده که در آنجا جنگ و نا امني بوده است. پروسه بازسازی در کل کند بوده، اما در برخي از مناطق بسيار ناعادلانه و نا متوازن بوده است. اين کار ساکنان آن مناطق را نسبت به جامعه جهاني و دولت افغانستان ناراض و بي اعتماد ساخته است. شرکت کنندگان بر تسريع و متوازن بودن بازسازی تاکيد داشتند. مخصوصا” برای کارهای بنيادی و اساسي در مناطق امن کشور اهميت داده شود.  برای بازسازی افغانستان و ايجاد رقابت برای پيشرفت، پيشنهاد شد که هر کشور خارجي کمک کننده بازسازی و انکشاف يک ولايت را برعهده بگيرد. اين باعث رشد متوازن و از طرف ديگر رقابت برای بازسازی و توسعه مي شود. بسيج عمومي مردم هر ولايت برای همکاری در امور بازسازی و توسعه فراهم مي شود. از نظر شرکت کنندگان اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن که تجربه بازسازی پس از جنگهای اول و دوم جهاني را دارند مي توانند کمک زياد در بازسازی افغانستان کنند.

 4.3.2- سيستم فدرالي تعدادی از شرکت کنندگان تاکيد بر تغيير سيستم رياستي به سيستم فدرالي يا پارلماني داشتند. به باور آنها نظام رياستي موجود که تمام  قدرت در دست رئيس جمهور است سبب تقويت يک قوم و يک سمت افغانستان مي شود و اين با منافع ملي و عدالت اجتماعي نا سازگار است. از ديد آنها اغلب مشکلات هفت سال گذشته ناشي از مشکل در سيستم مذکور بوده است که بازسازی غير عادلانه صورت گرفته و مردم ناراض اند، نا امني و خشونت و مواد مخدر و تنشهای قومي ايجاد شده است. در ساختار اجتماعي افغانستان که تنوع قومي است و در گذشته قدرت به دست يک قوم بوده، حکومت فدرال و يا حکومت پارلماني مي تواند کارکرد و بازدهي بهتر و مناسب تر داشته باشد.

 5.3.2- شايسته سالاری  از نظر شرکت کنندگان اشتباه بزرگ اتحاديه اروپا و ساير اعضای جامعه جهاني اين بوده که از افراد بنيادگرای اسلامي حمايت کرده و زمينه بقدرت رسيدن آنها را فراهم ساخته است. اغلب آنها با ارزشهای جامعه غرب موافقت ندارند. آنها کساني بوده اند که بيشتر وقت شان در جنگ سپری شده و بيشتر شان با حاکميت قانون بي گانه اند و از طرف ديگر فاقد سواد و تجربه مديريت برای پيشبرد کارها هستند. در هفت سال گذشته با افتادن قدرت به دست آنها کل سيستم فاسد شد، تمام کارها با چالش و مانع رو برو شدند. برای توسعه دموکراسي، حقوق بشر، حاکميت قانون، توسعه افغانستان،  مبارزه با مواد مخدر و تروريزم و مشکلات اجتماعي بايد افراد تحصيل کرده و مسلکي، دموکرات و جوانان فارغ شده از دانشگاهها استخدام شوند. اين باعث مي شود که قدرت بطور مطلق در دست بنيادگرايان نباشد. حاميان حاکميت قانون و دموکراسي و حقوق بشر تصميم گيرنده خواهند بود. غرب و دنيای دموکراتيک دوستان دموکراتيک خواهند داشت که بتعهد و وظيفه خود عمل خواهند کرد. ظرفيت کارها بالا خواهد رفت. از تلفات جاني و مصارف گزاف پولي و تلف وقت و انرژی بيهوده پيشگيری مي شود.

6.3.2- افغانهای مقيم غرب در کشورهای غربي صدها هزار مهاجر افغان وجود دارند. در ميان آنها جمعيت عظيمي از اشخاص باسواد و مسلکي تعليم يافته و مجرب وجود دارند. اتحاديه اروپا و کشورهای غربي مي توانند برای بالابردن ظرفيت نهادهای دولتي و موسسات غير دولتي و سکتور خصوصي و اجرای پروژه های بازسازی در افغانستان ازين نيروی عظيمي افغاني مقيم غرب استفاده کنند. صدها هزار افغان مقيم غرب سرمايه کلان انساني برای توسعه افغانستان بر اساس دموکراسي و حقوق بشر و حاکميت قانون اند.

7.3.2- استراتيژی نو و هماهنگ  شرکت کنندگان شکايت از عدم استراتژی واحد و عملکرد بر اساس آن استراتيژی مشترک داشتند. پيشنهاد اغلب آنها ايجاد استراتيژی واحد و عملکرد بر اساس آن بود. در اين راستا يک پيشنهاد جالب ارائه شد که شورای عالي هماهنگي تشکيل شود که در آن نمايندگان سياسي، اقتصادی، نظامي، اجتماعي و فرهنگي افغانستان و جامعه بين المللي حضور داشته باشند و اين نهاد وظيفه ای مطالعه و بررسي اوضاع افغانستان و ايجاد سياستهای مشترک و هماهنگي لازم و نظارت بر اوضاع را داشته باشد.  اصلاحات اداری، شمارش نفوس، دادن امکانات بيشتر به مناطق خارج از شهر، تشويق مهاجرين به عودت از طريق فراهم ساختن تسهيلات کار، مسکن، مکتب و امنيت و وفق يابي از پيشنهادات ديگر شرکت کنندگان بودند.

متن اصلی درلینک:

http://www.vatandar.com/web/5ejtemai/EU-Afghanistan%20views%20of%20Afghan%20Elites.pdf

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 18
  • قوس
  • 1398
  • 9
  • December
  • 2019
  • 11
  • ربیع الثانی
  • 1441

عضویت در کانون