بيسوادي ورابطه آن با انديشه هاي تندروان مذهبي

 

علم عملي که بيشتر از آن جنبه فني تداعي مي کند از فرديت هرج و مرج آور جلوگيري به عمل آورده نوعي همگرايي را براي تعقيب هدف مشترک بوجود مي آورد. جامعه افغانستان که از عدم آن رنج مي برد به نوعي به اخلاق منيت و فرد گرايي منفي روي آورده از اجتماع و عملکردهاي اجتماعي مثبت گرا که نيازي به همگرايي و همکاري دارد دوري مي جويد.

اين امر زمينه هايي را براي تندروان بوجود آورده شرايط را براي تعدي تندروان طرد شده پاکستاني و مصري و عربستاني فراهم آورد تا افغانستان را محل امني براي خودشان تشخيص دهند. جامعه جهاني هم در دهه نود قرن بيستم بعد از شکست شوروي اين کشور را فراموش کرد و اين فراموشي به روي آوري تند روان به افغانستان کمک کرد.
افکار مسموم تندروان در منطقه و زادگاهشان در پاکستان و مصر و عربستان يک ايده اظهار شده معمولي روز مره انگاشته شد. متاسفانه اين افکار مسموم در افغانستان به شور هيجان ناقص تبديل گرديد و به دنبال خود نقض هاي بي شمار حقوق انساني و ويراني را به بار آورد.

تندروان آن کشورها، نظريه پردازان جماعت اسلامي و اخواني و القاعده حاضر به انجام و پياده کردن آن در پاکستان و مصر و عربستان نبودند و آن را از لحاظ عملي براي کشورشان خطرناک تشخيص دادند کشورهاي ديگر هم از لحاظ تئوري و عملي دچار مشکل بودند. اينان که به نوعي شهود صوفي گرايي تاکيد داشتند عملکردشان منجر به اين شد که حقيقت در گرو شهود اينان قرار گيرد و تنها اينان قادر به درک آن باشد.

از اين روحقيقت به امري شخصي تبديل شد و جنبه اجتماعي آن از بين رفت. ادراک عمومي مورد تعرض قرار گرفت. اينان دريافته بودند که دسترسي به اين هدف که در نهايت سود شخصي را دنبال مي کردند جز از راه ادامه بيسوادي امکان پذير نيست لذا بر بيسوادي افزودند و مسئله اي تعليمي را مورد تعرض قرار دادند و اين ايده منحط را توسعه بخشيدند. از نيروهاي بيسوادي که براي خودشان تدارک ديده بودند توانست بزرگترين سوء استفاده را از وجود و نيروي بازوان آنان بنمايد اينان که اغفال شده بودند افغانستان را ويران نمودند و بر ادامه ويرانگري تاکيد نمودند.
کساني که در صدد حاکميت اسلامي بر آمدند به نوعي بازتاب نوعي انديشه (ديگري) در مسحيت بودند که در قرن 17 بازتاب يافت و آن را فيلي ميلر ارائه داد و بر آن پا فشاري نمود “که خدا قدرت را به اشخاص معيني ارزاني داشته اين اشخاص و يا وارثاني اينان دولت بر حق را تشکيل مي دهد “”ص 864 تاريخ فلسفه غرب راسل ج دوم چاب اول 1362تهران ترجمه دريابندري.”

اينان که خود را بالاتر از همه انسان ها مي دانند و حتي نظرات شان را بالاتر از آيات و سنت نبوي قلمداد مي کند.

در حاليکه در هيچ آيه و روايتي و حتي در هيچ فتواي از رهبران و سران مذهبي مذاهب فتواي وجود ندارد که امر به تخريب مراکز صحي و يا تعليمي را داده باشد امّا اينان با همکاري لشکر طيبه پاکستان و القاعده مکاتب و مراکز صحي کشور خود را ويران مي کنند که درست در مقابل آيات و سنت نبوي و سيره امام ابو حنيفه، حنبلي شافعي و مالکي قرار دارد.

‘اگر دنيا بار ديگر افغانستان را فراموش نمايد اين امکان وجود دارد که اينان به هرکار ضد انساني و اسلامي دست زنند. تساهل بي مورد حاکميت و کشورهاي ذيدخل منجر به آن خواهد شد.
نويسنده: مبلّغ

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 29
  • سرطان
  • 1398
  • 20
  • July
  • 2019
  • 17
  • ذو القعدة
  • 1440

عضویت در کانون