وزارت اطلاعات و فرهنگ یا مرکز ترویج تروریزم فرهنگی؟ از: فرشته حضرتی

براساس گزارش سایت بی بی سی، یازده عنوان کتاب که چندین عنوان آن بازخوانی تاریخ هزاره های افغانستان وجنایت سازمان یافته تسلسل استبداد درحق این مردم بوده است، به دستور، وزارت اطلاعات وفرهنگ، دادگاه عالی ولایت نیمروز، به دریا ریخته شده است. مقامات یادشده بعد ازآنکه به زغم خودشان این کتاب ها را مغایر سازه های وحدت ملی، روحیه همگرایی و شان شهروندی مردم افغانستان تشخیص داده اند، برای جلوگیری از آشفتگی ملی، آنها را به دریای هیرمند ریخته اند. باتوجه به رفتار خصم آلود دولت آقای کرزی دربرابر ارزشهای فرهنگی مردم افغانستان ،این گونه رفتار نیز دور ازانتظار نمی نماید اما دریک چشم انداز ژرفتر عصاره ی تفکر ونیت درونی حاکمیت را نسبت به فرهنگ، تاریخ، و داده های تاریخی مردم افغانستان درمعرض نمایش میگذارد.

اولا که اگر شعارهای سیاسی را کنار بگذاریم وحدت ملی درافغانستان وجود ندارد که با وارد شدن چند عنوان کتاب شیرازه های آن ازهم بپاشد. ثانیا اگر سازه ها وشیرازه های چنین وحدت ملی فرضی با خواندن کتابهایی که درمورد بازخوانی تاریخ هزاره ها نوشته شده اند، ازهم بپاشد، چه بهتر که هرچه زودتر ازهم بپاشد تا سازه های وحدت ملی واقعی دربستر ارزشهای مشترک وبا تعامل نمادهای مشترک پی ریخته شود که فقدان آن سالهای متمادی برای مردم افغانستان مصیبت آفریده است.

اما واقعیت این است که اینگونه رفتار مریض وعصبیت برانگیز دربرابر فرهنگ وبخصوص دربرابر ارزشهای فرهنگی یک قوم بخصوص که ازپیشانی تاریخ افغانستان هنوز فواره های خون آنها می جوشند، درحقیقت اوج خصومت ورزی ودشمنی عریان با فرهنگ وتاریخ یک ملیت میباشد. تاریخ افغانستان باویرانگریهای تمدن برانداز، قتل عامهای خونین، نسل کشی، کوچ اجباری، وغارت رقم خورده است. کتمان کردن واقعیت های تاریخی هرچند که دریک مقطع زمانی ممکن بتواند برجنایت های تاریخی تسلسل استبداد سرپوش بگذارد، اما گرهی را ازمعضل بازنمیکند وبر زخمهای قربانیان استبداد هم مرهم نمیگذارد.

هزاره های افغانستان به روایت تاریخ، ازقربانیان اصلی استبداد دراین سرزمین اند که به جرم هزاره بودن درابعاد وسیع و اشکال فجیع مورد تهاجم وقتل عام تسلسل استبداد قرار گرفته اند، ازخانه های شان رانده شده اند و دروطن شان آواره زیسته اند. بازخوانی تاریخ هزاره ها ازیکسو اوج درنده خویی وخون آشامی استبداد را به تماشا میگذارد و ازسویی پرده از مظلومیت ومحرومیت مردمی برمیدارد که سرشار ازاستعداد اند اما به جرم وابستگی قومی بیشتر ازیکصد سال بارتحقیر واهانت را به دوش کشیده اند. سرنوشت تاریخی هزاره های افغانستان درحقیقت آیینه پرداز سرنوشت مصیبت بار و سیاه بختی تمام مردم افغانستان میباشد. هزاره ها درگذرتاریخ افغانستان ازمیان دریای خون عبورکرده اند و بازخوانی تاریخ آنها در حقیقت بازخوانی تاریخ استبداد درافغانستان میباشد؛ درست چیزی که شناخت آن واعتراف به آن نیاز معاصر مردم افغانستان از سنت به مدرنیزم دانسته میشود. هزاره ها علیرغم اینکه درساختن زیربنا های افغانستان سهم برجسته داشته اند اماخود محروم زیسته اند. شاهراه کابل نغلو توسط کارگران هزاره احداث شده است و ده ها کارگر درجریان احداث این شاهراه جان داده اند. هزاره ها مبارزه ضد استبداد را نیز پرچم داری کرده اند که شهید عبدالخالق نماد برجسته وماندگار این شهامت می باشد. عبدالخالق قهرمان ضد استبداد است که متاسفانه تاهنوز حق قهرمانی آن ادا نشده است.

هرچند که مردم هزاره قربانیان اصلی استبداد بوده اند اما تولیدگران مرگ ومصیبت نیز درشعله های آتشی که خود برافروخته اند خاکسترشده اند. بازخوانی تاریخ هزاره ها درواقع به سوالهای بی شمار امروز پاسخ میگوید ومردم افغانستان برای ساختن آینده بهتر و شناخت گزاره های مرگ آفرین این کشور بیش ازهروقت نیاز به شناخت و باز خوانی رخدادهای تاریخی دارد. شناخت حوادث تلخ تاریخی هرچند که سیمای خشونت ریز وخون آلود استبداد را به تماشا میگذارد وبرای وارثان آن سنگین تمام میشود، اما این شناخت برای مردم افغانستان امکان ایجاد بسترهمزیستی مسالمت آمیز رافراهم نموده وسازه های وحدت ملی را شکل می بخشد..

به دریا انداختن کتاب و آن هم بیشتر کتابهایی که تاریخ هزاره های افغانستان را بازخوانی کرده است هرگز نمیتواند مسیر بازخوانی تاریخ ملیت های محروم افغانستان را مسدود نموده وازانتقال اندیشه ودانش تاریخی جلوگیری نماید. جهان امروز علیرغم آشفتگتیها و پریشانیهایش، ازلطف تکنولوژی معاصر چنان بهم فشرده شده است که برای انتقال اندیشه مجراهای گوناگون وجود دارد. وقتیکه اندیشه به امواج تبدیل میگردد خطیب ومخاطب علیرغم هزاران کلیومتر خط فاصل ازدورترین نقطه جهان به هم میرسند حتی اگر تمام کتابهای افغانستان هم به دستور آقای خرم به دریا انداخته شود. اما این نوع رفتار مریض بافرهنگ وارزشهای فرهنگی درحقیقت اوج خصومت وکینه ورزی تیم ریس جمهور کرزی را نسبت به فرهنگ وارزشهای دموکراتیک درمعرض تماشا میگذارد که باشعارهای فریبنده ی تعهد به ارزشهای دموکراتیک فرمانروایی میکند. این رفتار درواقع یک نوع انتحار فرهنگی میباشد که به قصد نابودی ارزش وفرهنگ یک جامعه صورت میگیرد. هرچند که تاریخ افغانستان نمونه های فراوانی ازاین نوع انتحار فرهنگی را درپیشانی خود نقش دارد، اما این مورد به دلیل اینکه درسایه حمایت جامعه بین المللی صورت میگیرد اندکی عجیب می نماید.

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 28
  • سرطان
  • 1398
  • 19
  • July
  • 2019
  • 16
  • ذو القعدة
  • 1440

عضویت در کانون