باز اندیشی وضرورت پژوهشگری برای افغانستان

این  نوشته  مختصر , متن سخرانی است که توسط نویسنده ان بشکل شفاهی در همایش ” کانون پژوهشگران افغانستان  در 25 اپریل 2009 در هامبورگ جرمنی ایراد گردیده بود. به دلیل فاصله ی زمانی اگر تغییرات اندکی را دست اندر کاران سایت وزین کانون پژوهشگران افغانستان در آن مشاهده می نمایند با بزرگواری از ان اغماض نمایند.

 سخنی چند اندر باب: دانش وفرهنگ که موضوع بحث همایش کانون پژوهشگران افغانستان می باشد.

سیاست  وجنگ به دلیل خرابی ها وویرانی های عظیمی اقتصادی ومعنوی که در کشور ما بوجود اورده است , نفرت بی حد ومرزی را در روح وروان جامعه ی ما ایجاد کرده است.در چنین شرایط است که فعالیتهای فرهنگی وپژوهشی  به ضرورت عمده ی جامعه ما تبدیل گشته است. فقر ,جنگ و بنیاد گرای نشانه ی سطح نازل فرهنگی در کشور ما است. تامین عدالت اجتماعی , حل مسله ی ملی , تامین ازادی های دموکراتیک در جامعه از طریق خشونت , جنگ وقتل عام تا سرحد وابستگی به این یا ان کشور بیگانه  محصول فقدان خرد اجتماعی, تعقل گرای واین همه در اثر فقر فرهنگی وفقرعلمی جامعه  افغانستان میدان ومجال , رشد وتوسعه یافته است.

فرهنگ واندیشه بنیاد گرای ویا تحجر اندیشی درجریان های  چپ وراست افغانی محصول عقب ماندگیهای  وسیع وگسترده ی اجتماعی  است که با همان پایه ومایه دیرینه هنوزم هم وجود دارد. زمینه های عقب مانده معنوی ومادی جامعه افغانستان  بستر ظهور  ورشد حکومت های  فاسد  واستبدای می باشد. فعالیت فرهنگی وعلمی واگاهی بخشیدن به مردم افغانستان  ونفوذ اگاهی های انسانی ودموکراتیک در تاریک ترین لایه های اجتماعی زمینه وبستر حکومت ها ی غیر انسانی را محو می نماید. در غیر ان صورت  در فقدان دانش وفرهنگ در جامعه ونبود اگاهیهای انسانی, فقط حکومت ها عوض می شود اما تغیر در سیاست ها و زندگی اجتماعی واقتصادی جامعه به وجود نمی اید.تامین عدالت اجتماعی , حل مسله ی ملی , استحکام پایه های  جامعه مدنی ودموکراتیک وتامین حقوق زنان واطفال … بدون فعالیت های فرهنگی در جامعه  واگاهی دادن مردم از حقوق وکرامت های انسانی اش  ناممکن است.

این واقعیت دارد که خواست ونقش و اراده اقشارنا اگاه جامعه  اکنون به موانع اصلی رشد وتوانای جریان های  روشنفکری تبدیل گشته است. بنیاد گراها وحکومت های فاسد با تمام جنایت های روشن ومحسوس علیه منافع مردم از دین واحساسات انسانی مردم به سادگی استفاده می نمایند. فرهنگیان وروشنفکران هیچ راهی ندارند جز فعالیت های علمی  وفرهنگی واگاهی بخشی به مردم ونسل خشونت وجنگ که احساس نیاز می نمایند به  زندگی واینده بهتر, اما نمی دانند چگونه به ان دست یابند واز شر فقر , جنگ وبنیاد گرای خود را چگونه رهای بخشند.

موفقیت هر گونه تغییر وتحول در جامعه ما به پیش رفت فعالیت های فرهنگی , علمی  وگسترش ان در جامعه تعلق دارند . به هر میزان که ما از سیاست گری جریان های سیاسی نوع افغانی ان, فاصله بیگیرم وبجای ان میدان کار وزار فعالیت های علمی وفرهنگی را گرم نماییم به همان میزان موانع ومشکلات را از سر راه صلح وسازندگی در کشور بر داشته ایم.

روشنفکران وفرهنگیان مهاجر افغانستانی برای کمک به مردم ما برای عبور از شرایط دشوار کنونی  چند وظیفه ی عمده ی را در پیش رو دارند:

 1/  نفس فعالیت های دانش پژوهشی ایجاب می نماید تا دانشوران وفرهنگیان جسورانه خود را از قالب های تنگ  ایدئولوژیگ وجزمیت های حزبی بر اساس مقتضیات جوهر علم ودانش , فارغ سازند. زیرا هر گونه تحقیق  وپژوهش علمی ,  متاثر از تعصب وجزم اندیشی نتیجه آن  علمی وتحقیقی نیست. البته که این به معنی  نفی گرایش و جهت گیری های ازادی خواهانه نیست.

2/ تحصیل دانش وفرهنگ  وهم درک چگونگی پیش رفت تمدن امروز , فهم ودرک چگونگی ایجاد تغییر وتحول در جامعه مثل افغانستان.

3/  انتقال تجارب علمی وپژوهشی دنیای امروز  به محافل علمی وفرهنگی افغانستان با توجه به مبانی فرهنگی واصالت اصول وبنیاد های فرهنگی جامعه مسلمان افغانستان.

4/  استبداد و ستم هولناک حکومت های قبیلوی حتی  تحت  نام وعنوانهای دموکراتیک بر نسل ها وملیتهای افغانستان بر علایق ملی وروحیه ی وطن پرستی افغانستانی ها سخت ضربه زده اند . به خصوص علایق وطن پرستی  وانگیزه های ملی  برای نسل های جدید مهاجر سخت مورد تردید قرار گرفته است . روشنفکران ومبارزان قدیم می توانند با فعالیت های پیوسته وصادقانه با نسل جدید گفتمان ملی را اغاز نمایند. روحیه ملی ووطن پرستی  را در عمق لایه های جامعه مهاجر رسوخ دهند. اگر بتوانند انگیزه  وایمان به ایجاد تغییر وتحول جامعه  افغانستان را در نسل جدید مهاجر ایجاد کنند کار عمده ی را برای کمک به باز سازی فرهنگی  واقتصادی افغانستان انجام داده است . ونیروی بزرگ را برای کمک به مردم بلاکشیده افغانستان اماده نموده اند.

5/ تاریخ وفرهنگ افغانستان  با فشار وتسلط حکومت های تمامیت خواه فاقد محتوای  ملی وانسانی می باشد. به تعبیر دیگر تاریخ وفرهنگ افغانستان ایینه هویتهای اقوام افغانستان نیست. تاریخ افغانستان تاریخ جنگ ها وقتل عامهای امیران قبایل است.  فرهنگ ومعنویات موجود وتاریخ افغانستان از بن باید تغیر کند . روشنفکران وفرهنگیان با تکیه بر دانش وفرهنگ امروز , تاریخ , فرهنگ وتمام معنویات مسلط بر افغانستان را از بیخ وبن  ویران کنند وبنای فرهنگ انسانی وملی تمام ملیتها واقوام ساکن افغانستان را بر پایه دانش وفرهنگ تاریخی تمام اقوام وملیت هااز نو بنیاد گذاری نمایند. این همه فقط در پرتو تلاشهای فرهنگی  وفعالیت های علمی وهنری میسر است . امید وارم کانون پژوهشگران افغانستان بتواند این وظیفه  مهم را موفقانه اغاز نماید و اساس وبنیاد  محکم را به وجود اورند که بقول فردوسی ” از باد وباران نیابد گزند”

محمد رفیق رجاء12.5.2009

یادداشت: منظور از بنیاد گرای تنها جریان های معین که معمولا از کلمه بنیاد گرای به ذهن ها می اورند نیست بلکه تمام  جریان های است که با تحجر وجمود اندیشه با هر گونه ازاد اندیشی وسیره وسنت دانش وفرهنگ بر پایه  چند اصول مشخص ایئولوژیک به نقض اصول وبنیاد های دموکراتیک پرداخته ویا می پردازند می باشد.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 28
  • سرطان
  • 1398
  • 19
  • July
  • 2019
  • 16
  • ذو القعدة
  • 1440

عضویت در کانون