ایا ارتش پاکستان بار دیگر به سیاست بر خواهد گشت؟

 

 شروع شد اشوب های که تاهنوز جان صدها وهزاران نفر را قربانی گرفته است , هر روز رو به گسترش است . ایالت های که طالبان در ان حضور دارد  صحنه جست وخیز علنی القاعده وطالبان پاکستانی گردید تقریبا دولت حضور واقتدار خویش را در ان مناطق از دست داد. در پاکستان همیشه به دلیل  ترس وهراس از هند , وساختار حکومت محصول استعمار انگلیس, اقتدار ارتش بی رقیب بوده است .

 ارتش و (ای ایس ای)  حکومت واقعی است در پاکستان که اقتصاد و سیاست را  اساس گذاری نموده واجرای ان را نظارت می کند. دولت ها همیشه ماموران است که  در چار چوب سیاست های ارتش عمل ودولت را ادره می نماید . این دولت ها گویا ممثل دموکراسی نوع پاکستانی نیز می باشد .

 ارتش هم  با حمایت دولت های غیر نظامی خود را از صحنه ظاهری  مشکلات حکومتی واجرای سیاست ها که طبعا مخالفین وموافقین دارد همیشه خودرا کنار کشیده است . ارتش زمان به صحنه باز می گردد  که مشکلات فراوان مردم را بی حوصله نموده ومردم  در انتظار دخالت ارتش  روز شماری نمایند. خیلی از وقت ها ارتش خود می خواهند چنین شرایط به وجود ایند , تا مردم بخواهند از ارتش که زمان مداخله فرارسیده است. اوضاع موجود در پاکستان دقیقا چنین شرایط را نشان می دهند .

   پس از یازده سپتامبر  وبم گذاری ها ی لندن , دست ارتش و ای ایس ای رو شد , عملیات وسازماندهی بنیاد گراها از پاکستان  افشاء شد . مشرف با تهدید امریکا مواجه شد  واجبارا در مسیر تبعیت کامل  فعالیت های امریکا در منطقه کشانیده شد. پدر اتومی خود را نتوانست حمایت کند. هند فشار را بیشتر کرد  وحمایت های ارتش وسازماندهی ان در پشت سر طالبان هم افشا شد . ارتش با کسب دها نوع بد نامی بین المللی  در دوراهی خطر ناک قرار گرفت یا باید استقلال خود را از دست داده وکاملا هر انچه امریکا دستور می دهند عمل کند. یعنی دست از حمایت پنهان بنیاد گرای وطالبان بر دارد. ودر منطقه منافع امریکارا در اولویت قرار دهد ودر روند حمایت از دموکراسی در پاکستان قدم گذارد …. یا از قدرت کنار برود . ارتش طبعا با بد ترین حالت در تاریخ خویش  قدرت را کنار گذاشت . ودولت را در اختیار غیر نظامیان رها نموده  وخود در سنگر اقتدار پشت صحنه باز گشت. بد نامی های بین المللی از قبیل : پاکستان مرکز تروریست ها وحمایت کننده طالبان وترویست های ضد حضور بین المللی در افغانستان… همه بار های بود که بر دوش ارتش سنگینی می کرد  وارتش به راحتی همه ی بار های خویش را روی حکومت غیر نظامیان گذاشت با این کار ارتش به نتایج چندی هم دست یافت:

  1/ از موج اتهام ورسوای حمایت از القاعده وبن لادن وطالبان خود را کنار کشید.

 2/  از بحث وجدل در برابر امریکا که هر روز دولت ا فغانستان علیه مداخله پاکستان سند  ومدارک معتبر ارایه می کرد خود را ظاهرا درپشت دولت دوست امریکا پنهان کرد.

 3/ امریکا هر روز با دست باز به تعقیب القاعده در مرز های پاکستان قدم می زد ومی زند . این مسله ابدا برای ارتش واعتبار نظامیان جالب نبود. ارتش از رویاروی مستقیم با دوست قدیم  خود را  کنار کشید.

  4/ بحران اقتصادی وبحران بی سابقه سیاسی چیز های بودکه ارتش را مصروف ویا حتی زمین گیر  می کرد . ارتش هوشیارانه  حل ان مشکل را به دولت موجود سپرد وخود برای باز سازی اعتبار ش  به مراکز اصلی اقتدار ونظارت بر گشت…

  5/ تمام احزاب سیاسی در پاکستان علیه نظامیان متحد شده بودند واکثریت مردم را نیز علیه ارتش به خیابان ها اورده بودند . سپردن طعمه دولت در شرایط دشوار سیاسی پاکستان بدست شوهر بی نظیر بوتو که هیچ تجربه حکومتی نداشت صفوف مخالین را پراکنده ساخت وارتش جنگ قدرت را میان مخالفین که اعتباری پیدا نموده بودند به نظاره نشست …اما اکنون بحران شرایط سیاسی , نظامی واجتماعی در پاکستان به اوج خود  رسیده است . نا امنی , بیکاری و گسترش جنگ های فرقه ی ومذهبی بی سابقه ی در پاکستان روبه صعود است.

 طالبان والقاعده در سرحدات پاکستان علنا مثل افغانستان مکاتب را به تعطیل کشانده  وهرج ومرج بی سابقه اوضاع عمومی را تهدید می کند. اکنون مردم پاکستان وحتی امریکا دست بسوی ارتش دراز نموده است که کمک نماید وبرای جلوگیری از شدت بحران چاره ی  بسنجد وارتش خود پا در رکاب شود. به همین دلیل  ودلایل دیگر ممکن است به زودی ارتش البته پس از ناز و کرشمه های سیاسی بار دیگر با اعتبار بیشتر به صحنه ی سیاسی پاکستان باز گردد.

  محمد رفیق رجاء

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 10
  • دلو
  • 1404
  • 30
  • January
  • 2026
  • 11
  • شعبان
  • 1447

عضویت در کانون