فرهنگ کنسرت وبی فرهنگی مخاطبان – از لیلی آرزو

(درنگی بر یک معضل فرهنگی میان مهاجرین افغانستانی دراروپا)

مشکل اینجاست که بنا بر دلایل مختلف، برخی از شرکت کنندگان بدون توجه به محتوای برنامه ها وبدون رعایت نظم وادب، موجب آزار مجریان وایجاد اختلال در اجرای برنامه می گردند وبه همین دلیل در اغلب کنسرتها زمینه جنگ و دعوی وبی نظمی واختلال بوجود می آید.

بسیار دیده شده است که در جریان آوازخوانی هنرمند در بعضی کنسرت ها، برخی ازین حاضرین محل پیش روی استیژ را که معمولا محل عبور و مرور مردم و یا برای رقص و پایکوبی است را به محل فلمبرداری و عکسبرداری وشلوغ کاری تبدیل نموده و بدون در نظر گرفتن تذکرات مکرر مسئولین وبدون آن که به هنرمند وگروهش وسایر شرکت کنندگان توجهی نمایند، موجب پراکندگی حواس هنرمند و آزار وزحمت سایر شرکت کنندگان ومسئولین می گردند.

این درحالیست که معمولا درپوستر های کنسرت ودیگر اطلاعیه ها از چند ماه قبل ممنوعیت فلمبرداری و عکسبرداری خصوصی و نوشیدن الکهول اعلان میگردد و حتی در زمان آغازبرنامه ها، ممنوعیت فلمبرداری توسط مجری ها تکرارا یادآوری میگردد ولی با این وجود، دیده می شود که درادامه ی برنامه، تعداد کمره ها و دوربینهای در حال فلمبرداری و عکاسی از شمار خارج است. شاید نفس عکاسی وفلمبرداری اگر جنبه خصوصی وثبت خاطره داشته باشد، اشکالی زیاد ایجاد نکند ولی مشکل اساسی در این است که این فلمها و عکسها، تنها درنزد این ثبت کنندگان نمیماند بلکه به زودترین وقت ممکن، بدون اجازه هنرمند وبانیان کنسرت وبه شکل بسیار بی کیفیت وغیر حرفه ای، در یوتوب نشر میشود و یا در بازارها و مغازه ها در کشورهای آسیایی، کاپیبرداری وبه فروش میرسد.

مشکل دیگر این است که دربسیاری از کنسرت ها با وجود ذکرممنوعیت نوشیدن الکهول در پوستر ها واعلامیه ها، اکثرا دیده می شود که برخی ازحاضرین همچنان غرق نیشه  میایند و موجب بی نظمی، اختلال در مجلس ویا هتک حرمت مجریان ویا حتا هنرمند ویا دعوا وجنجالهای فراوان و مزاحمت نسبت به دیگران وخانواده ها در کنسرت می گردند.

این نشئگی گاهی با حرکات و رفتارهای مضحکی همراه است. مثلا دربعضی کنسرت ها هنرمند یک اهنگ ملایم می نوازد ویا مثلا دنبوره می نوازد که حاضرین می باید فقط با گوش دادن وارامش روحی از ان لذت ببرند وحتا چه بسا هنرمند به فصاحت بارها خواهش می کند که حاضرین ارام بنشینند وبه موسیقی به آرامی گوش فرا دهند ولذت ببرند، ولی متاسفانه هنوز هنرمند با اولین صداهای موسیقی و یا دمبوره که صرفا مقدمه ی است برای آغاز و هماهنگ ساختن آهنگ وغزل، برخی ها اوتومات شروع به حرکات نا موزون و ناهماهنگ میکنند. شاید خودشان هم نمیدانند چه قسم حرکت کنند یا چگونه برقصند و بعضی ها با علاقه مندی شدید به برنامه ی دمبوره به کف زدنهای گوش خراش میپردازند که مزاحم شنیدن غزل یا شعرهای هنرمند میشوند. در حالی که اگر دمبوره ویا موسیقیهای آرام وفرحبخش با فضای آرام و مناسب شنیده شود، هم شعرهای آن قابل فهم است و هم صدای دمبوره وموسیقی برای همه لذت بخش است

من موافقم که از هنرمند و هنرنمایی اش باید بسیار استقبال و قدردانی گردد  وهنر وهنرمند دوست داشتنی باشد ولی ابراز دوستی و علاقه مندی و احترام در زمان و جای مناسب باید صورت گیرد.

در بسیاری از کنسرتها بهترین شاعران، نویسنده گان و یا مهمانان ویژه که برنامه ی کوتاهی داشته اند یا حتی صحبت شان فقط سلام و خوش آمدید بوده نیز، به جای احترام، مورد تحقیر و توهین و حرفهای آزاردهنده ی برخی از حاضرین قرار گرفته اند.

بعضی از کنسرت هایی که برنامه تیاتر به همراه داشته اند نیز، از طرف برخی از حاضرین به تمسخر و توهین گرفته شده اند. بسیار دیده شده که به محض این که هنرمندان به نمایش شروع کرده اند،  حاضرین بی حوصله واحتمالا نشئه ، از همان اول با هو کردن وایجاد سر وصداها وحتا ناسزا ها صداهای عجیب غریب و یا کف زدنهای بیجا، ایجاد اختلال و مزاحمت  در ادامه واجرای برنامه خلق کرده اند.

جالب است که بدانیم اینگونه حرفها، عکسل العمل ها وبی احترامی ها،  نه تنها از طرف جوانهای کم سن و سال، بلکه حتا از طرف بسیاری از افراد بزرگسال نیز سرزده است که دور از تصور است.

متاسفانه ، دراین  نوع کنسرت ها مجری زن یا دختر،نسبت به مردان وپسران، بیشتر مورد اذیت و آزار برخی از شرکت کنندگان قرار میگیرند.  از اینرو مجریان زن  مجبورند حرفهای گوناگون و اغلب بی ادبانه وتوهین آمیز زیادی را از جانب گروهی ازشرکت کنندگان تحمل کنند که بشدت موجب دلسردی، یاس ورنج این مجریان می گردد وهمین موضوع باعث می گردد که این دختران وزنان انگیزه وعلاقه ی خودرا بتدریج نسبت به حضور در جامعه وفعالیتهای فرهنگی از دست بدهند.

از این گذشته، بسیاری از جوانان حتی به فامیل ها و بزرگان  و بقیه حاضرین و مهمانان احترام نمیگزارند. حتی چه بسیارشنیده شده که  بی اعتنا به اطراف وبی توجه به حضور زنان ودختران وکودکان، حرفهای رکیک وخارج از چوکات وبلکه  زشت ترین کلمات و جملات را در حضور مهمانان وخانواده ها، با صدای بلند به همدیگرگفته اند که باعث ناراحتی حاضرین ومخصوصا فامیلین و اطفالشان می گردد .

با وجودیکه هنوزبسیاری از برنامه ها درانحصار مردان قرار دارد و هنوزهم بسیاری از مردم ما با فرهنگ و هنر آشنایی خوبی ندارند، برخی از زنان جامعه میکوشند تا تدریجا با شرکت در برنامه ها، هم خود از آن بهره ی مفید ببرند و هم راه را بر دیگر همنوعان خود هموار سازند.

نا گفته نگذاریم که برخی ازاین زنان ودختران خوشبختانه، با روحیه عالی وبا اعتماد به نفس قوی، درعین زمان که مورد بی احترامی برخی از حاضرین قرار میگیرد، ولی هیچ وقتی چنین حرکات و سخن ها سبب منزوی کردن آنها نخواهد شد بلکه در عوض همیشه آنها در حسرت این خواهند بود که چرا بسیاری از مردم ما قضیه ای به این راحتی و سادگی را درک نکرده و احترام نمیگزارند؟ چرا آنها از اذیت وایجاد اختلال در کنسرت ها لذت میبرند؟ مگرچه قدر زمان نیاز خواهیم داشت تا مردم ما به چنین ارزشهایی پی  ببرند.

 مساله دیگر این است که نوعا در این کنسرتها مهمانانی از شخصیتهای فرهنگی ـ هنری ایرانی، اروپایی نیز دعوت می شوند. طبیعیست که برخوردهای ضد فرهنگی و رفتارهای بی ادبانه وخارج از نزاکت عده ای از شرکت کنندگان، هم موجب آزار مهمامان بیگانه می گردد وهم مایه بی اعتباری وشرمندگی فرهنگی جامعه افغانستانی در منظر ومحضر این مهمانان می گردد.

این در حالیست که ما اغلب برنامه های ایرانیها و اروپایی هارا دیده ایم که با چه نظم وکیفیتی برگزار می گردد ومایه تحسین انسانها قرار می گیرد.

رسم برخی از کنسرتها براین است که در پایان برنامه، مجری از یک فرد موجه ومحترم دعوت می کند تا به نمایندگی از مردم وبرگزار کنندگان به هنرمند مورد نظر دسته گلی تقدیم کند، ولی بارها این گونه اتفاق ها تکرار شده است  که گروه عظیمی  ازحاضرین هیچگونه مجالی به تقدیم تحایف نداده و  سر استیژ و دور و بر هنرمند هجوم برده و به عکاسی و فلمبرداری پرداخته اند که این نوع عکس العمل سبب شده است که هم در برنامه اختلال ایجاد گردد وهم هنرمند پس از خستگی چند ساعته اجرای کنسرت، مورد آزار ومزاحمت بی جهت هواداران خود قرارگیرد، تا آنجا که مسئولین برگزار کننده ویا موظفین نظم مجبور می گردند تا هنرمند را  به زور واجبار از چنگ جمعیت نجات داده وبا خود به جای امن ببرد. وبدینترتیب  باعث می گردد که هم گلها اهدا نگردد وهم فرد دعوت شده  ناخوشنود از بی احترامی ای که مردم نسبت به وی روا داشته اند، سر جای خود برگردد.

ویا اکثرا اتفاق افتاده است که، حاضرین به مجرد ختم آخرین آهنگ، حتی هنوز هنرمند ایستاده در استیژ، همه سالن را ترک کرده اند و هیچ کسی به جز برنامه گزارها باقی نمانده تا از هنرمند تشکر و قدردانی نموده و دسته های گل تهیه شده را اهدا نمایند.

قتل نصرت پارسا هنرمند 35 ساله، که بعد از اجرای کنسرت اش در گرامیداشت از روزخجسته ی  مادردرکانادا  توسط چند تن از آدمهایی که دچارخلای تربیت اخلاقی بوده اند به جرم اینکه چرا آهنگ های شاد فرمایشی را اجرا نکرده است ، یکی از نتایج تلخ و فراموش ناشدنی و یکی از جنایتهای هولناک  و توهین به هنر و هنرمند در تاریخ کشور محسوب میشود.

این مسئله سبب سلب اعتماد دیگر هنرمندان نسبت به حاضرین گردیده و حتی دیده و شنیده شده هنرمندی که  تسلط  بر اجرای آهنگهای آرام دارد، در کنسرت اش زمانی که از وی درخواست آهنگ های شاد شده به نحوی از حادثه قتل نصرت پارسا یاد کرده و به آهنگ های شاد پرداخته است. با وجودی که تسلط و مهارت اش خواندن آهنگ های آرام و غزل بوده است.

در برخی از کنسرتهای دیگر نیز دیده شده که موتر حامل هنرمند از محل کنسرت به محل بود و باشش نیز مورد حمله ی چنین افراد بی بند و بار قرار گرفته است و با ضربات سنگ و مشت و لگد، شیشه ی موتر را شکسته اند و راننده کوشش کرده است که از دست آنها فورا فرار کند.

گرچند اینگونه انسانها را وادار به احترام کردن و جلب توجه کردن به چنین مسایل کار دشوار است ولی اگر هنرمند، چون حرفش را بهتر میشنود در لابلای آهنگهایش در کنسرت به مردم یادآوری کند تا متوجه قضیه گردند بی نتیجه نخواهد بود. شاید برای بعضی از هنرمندان خوش آیند و رضایت بخش باشد که با استقبال مردمش قرار می گیرد ولی برعکس بر تمام برنامه گزارها و مجریها نوع تحقیر و بی احترامی به شمار میرود.

برخی پسران کم سن و سال که از کانون وتربیت خانواده گی به دور مانده و در اروپا می ایند، از آزادی به صورت نادرست استفاده میکنند و کسی را ندارند تا آنها را وادار به آموختن تربیت و ادب لازم نمایند. بسیاری از آنها تا وارد اروپا می شوند، بلا فاصله سرگرم کار می شوند بدون آن که درس بخوانند ویا از تربیت صحیح اجتماعی بهره مند گردند  به همین دلیل است که هم از فرهنگ سرزمین خود دور می مانند وهم از امتیازات ورشد اجتماعی در کشور های مقیم باز می مانند . از همینرو  شرکت این جوانان ونو جوانان در کنسرتها وسایر مراسم فرهنگی صرفا با هدف سرگرمی صورت می گیرد نه احساس اجتماعی ومسئولیت فرهنگی.

متاسفانه بعضی از روشنفکران ما که بهترین رسانه ها در اختیارشان است نیز با این وضعیت خو گرفته اند و هر برنامه را با همین وضعیت های ناگوار آن نسبت به دیگری ترجیح داده و خود را خوشنود و قانع جلوه میدهند. این در حالیست که برای اصلاح و جلب توجه  مردم برای یادگیری فرهنگ وارزشهای بهتر، در قدم اول باید همین روشن فکران ومجریان رسانه ها اقدام کنند و نباید ازین وضعیت رنج آور و حسرت انگیز قانع و راضی باشند.

این روشنفکران واصحاب رسانه ها میتوانند  بعضی از برنامه های شان را به این امر مهم اختصاص دهند و از متخصیصین دعوت کنند تا در رابطه با این مسایل صحبت کنند. متاسفانه بعضی خانواده ها نیز متوجه این قضایا نیستند در حالی که اکثرا به میدیا دسترسی دارند ومی باید مسئولانه با مسایل برخورد نمایند.

سایت جمهوری سکوت

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 10
  • دلو
  • 1404
  • 30
  • January
  • 2026
  • 11
  • شعبان
  • 1447

عضویت در کانون