زندگی نامه سیاسی شهید یوسفی .

وهم در ان دانشگاه  درس گفت. مبارزات سیاسی را در دوران دانشجوی اغاز کرد .یوسفی از محروم ترین طبقه اجتماعی وستم کشیده ترین ملیت یعنی ملیت هزاره بود ونمی توانست مبارزه وسیاست نه نماید یوسفی میدان سیاست  وفرهنگ را نه به خاطر رسیدن, به شهرت وثروت, که به خاطر نجات هزاره هاوتامین حقوق سیاسی  وانسانی هزارهای پاکستان وافغانستان انتخاب کردودرین راه  بس دشوار وطاقت فرسا , رنج ها کشید وبدست افراطیون ولایت فقیه در افغانستان زندانی و بشدت شکنجه شد وسرانجام تقدیرزندگی او, چنین شد که بدست همان گونه افراطیون اما از نوع دیگر وبشکل دیگر در پاکستان شهید شد. این نوشته تلاش دارد مبارزات سیاسی , فرهنگی وهنری یوسفی را به گونه مختصر ودر بخش های ذیل تبیین نماید:

اول /مبارزات سیاسی یوسفی.

هزاره ها از صد ها سال بدین سو وبه خصوص پس از قصابی ها وقتل عامهای امیرعبدالرحمن, به شکل دسته جمعی به پاکستان مهاجر شدند واکنون هزار ها یکی از بزرگترین اقوام صوبه بلوچستان به حساب می اید . فعالیت های سیاسی درین ایالت ودر کل پاکستان رنگ قومی ونژادی دارد . به همین دلیل مبارزه سیاسی با  شعار های بی پرده قومی ونژادی به معنای راسیستی ویا فشیستی ان نیست بلکه یک, امر قانونی وپزیرفته شده است  . یوسفی اصلا یک شخص دموکرات بود  که به نجات انسان  ورنج انسانیت می اندیشید اما به دلیل شرایط  سیاسی وفرهنگی , جامعه پاکستان در دوران دانشجوی اش  به جنبش دانشجوی هزاره ها پیوست ودر دو دوره ریاست فدراسیون دانشجوی هزارها, در پاکستان فعالیت های چشم گیری را در راستای گسترش فعالیت های دانشجوی انجام داد. درسالهای تحصیل ومبارزات دانشجوی , یوسفی در پرتو اگاهی از دنیای امروز , تحصیل وتجارب زندگی سیاسی  از, رنج و ستم هولناک که بر هزاره ها جریان داشت , بشدت تکان خورد .تب وتلاش های سیاسی را سازمان داد. درهمین دوران با جنبش های چپ ودموکرات افغانستانی وپاکستانی اشنا شد وتماس هایش گسترش یافت . در سخت ترین شرایط اختناق حکومت های قبیلوی , در افغانستان مسافرت کرد . در انجا با اکرم یاری یکی از بزرگترین رهبران جنبش دموکراتیک چپ در افغانستان  , در رابطه با سرنوشت غم انگیز هزارهای افغانستان گفتگو نمود . هنگام که یوسفی از دانشگاه  فارغ شد , مصادف بود با تجاوز ارتش سرخ در افغانستان , یوسفی وهزارهای پاکستان  به کمک جنبش مقاومت هزارها در افغانستان شتافت. تنظیم نسل نو هزاره ان روز, فعالیت هایش را گسترش داد.تنظیم که یوسفی عضو برجسته ان بود, همراه با دیگر جنبش های ملی  ودموکرات جامعه هزاره برای تسلیح هزاره ها واحیاء هویت درهم شکسته این قوم , کمر بستند. یوسفی همراه دها خبر نگار  ونمایندگان انجوها وفرستادگان کشورهای غربی , به هزارجات مسافرت کرد .بی تابانه تلاش نمود تا  هزارجات را به ثروت  وسیاست دنیای ازاد وصل نماید. وهزارها را در احیاء هویت ملی  ,اقتدار واحراز موقعیت شایسته سیاسی  کمک نماید . اما دریغا که این فرصت بزرگ وبرگشت ناپذیر توسط  احزاب   تروریست وعوامل جاهل ولایت فقیه ترور شد. وبر سر هزاره در فقدان جنبش روشن فکری هر انچه را می خواستند اوردند که شرح  مفصل ان همه بماند . درنجا برای بیان زندگی سیاسی یوسفی  ناچاریم درین نوشته,  گذری کوتاه داشته باشیم  بر حوادث که زندگی سیاسی  یوسفی به نحوی  به ان ,  گره خورده بود .به حکم سنت تاریخ زندگی ملتها وجوامع , در هزارجات نیز عمدتا دوجریان سیاسی از زمان اغاز جنگ در افغانستان شکل گرفت:  جریان مترقی که به اگاهی , ازادی , ابادی ودموکراسی , می اندیشید وبرای رهای از استبداد, مذهبی , سیاسی وقبیلوی مبارزه می نمود . جریان دیگر که وضعیت موجود : فقر , عقب ماندگی سیاسی , اقتصادی و در ماندگی مردم را پاسداری می کرد. جریانات سیاسی مذهبی ( نه مذهبیون پاک اندیش) در افغانستان وبه خصوص در هزارجات  نیز علیه اگاهی ملی وطبقاتی  وبر ضد احیاء هویت درهم شکسته ی قومی وانسانی از وسیله ی مذهب برای انحراف مردم استفاده نمودند .مداخله نظامی روسها بهانه ی شد برای مداخله پاکستان وایران در ابعاد گسترده ان در افغانستان. یکی از وحشت اور ترین شیوه مداخله انها تقویت افراطیون نا اگاه وضدملی در افغانستان بود که مردم افغانستان هنوز هم جزای حضور انها را در خرابی ها , ویرانی ها , فقرو جنگ اجتماعی وملی , پرداخت می نماید .احزاب افراطی شیعه در اغاز اظهار وجود شان در هزارجات مستقیما به جنگ هرچه تحصیل کرده وروشن فکر اعم از مذهبی ودموکرات بودند, رفتند. جنبش نو پای روشن فکری وشخصیت های تحصیل کرده ی جامعه هزاره  که از زیر تیغ خونین حکومت های قبیلوی جان سالم برده بودند اکنون مورد تکفیر احزاب افراطی با هدایت سیاسی رژیم ایران قرار گرفته بود.احزاب افراطی در سراسر هزارجات با فتوای سیاسی سید مهدی هاشمی  ان روز از جنگ با روس ها روی بر تافته وبه قتل وکشتار واز صحنه کشیدن هر چه تحصیل کرده و دانشگاهی در جامعه هزاره بود پرداختند. دامنه این کشتار وعقب نیشینی به ولایت غزنی رسید . نمایندگان جامعه هزاره پاکستان و تنظیم نسل نو هزاره که در ان روز ها یوسفی عضو ان بود ازین فاجعه تاریخی به وحشت افتادند وبه افغانستان مسافرت کردند ودر ولایت غزنی با نمایندگان احزاب  صاف وپست کنده طرح ملی   روشن فکران جامعه هزاره را ارایه کردند . محتوای طرح در کل چنین بود : هزار ها ملیت درهم شکسته است . اکنون از پس سالها  انکارهویتی ,نژادی, مذهبی, تحقیرملی وقتل عام های حکومت های قبیلوی در افغانستان, تفنگ بر دوش گرفته اند وهزاره ها خود می توانند تصمیم بیگرند واین تصمیم باید برای ترقی , توانای واحیاء هویت هزاره ها باشد .چنانچه به درستی گفته اندکه :  ٍ  برو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پامال است ٍ  راه توانای وصلاحیت تصمیم  گیری وحضور در اینده سرنوشت سیاسی کشور این است  که با تمام دنیای ازاد,  روابط سیاسی خویش را تنظیم نمایم . این روابط باعث می شود تا راه کمک های ان ها بر روی هزارجات باز شود . نفس قدرت اقتصادی  , نظامی  ,علمی,   اقتدار وتوانای اساس تامین حقوق انسانی می باشد .  هیچ کس حق ندارد  نه شرعاونه عقلا  که در برابر سر نوشت هزاره ها ماجرا جوی کند  .روشن فکران  وتحصیل کرده های جامعه هزاره همه شعله ی نیستند این شعارها برای قتل عام فرزندان تحصیل کرده شما به راه ,  افتاده است. تنظیم نسل نو وهزاره های کویته به نمایندگی از دنیا ی ازاد با شما مذاکره می نمایند ما اصلا در پاکستان احزاب قومی وملی داریم شاید شعله ی ها  وانواع مختلف گروهای افغانستانی به پاکستان پناه اورده باشند اما سخن بر سر سرنوشت یک گروه یا سازمان چپی نیست  سخن بر سر, سر نوشت هزارهای بلاکشیده است .ما مخالف روابط شیعه های افغانستانی با ایران نیستیم ما مخالف سیاست سپردن  سرنوشت هزارها  بدست ایران هستیم .زیرا ازین طریق توجیه قتل عام هزاره ها تو سط حکومت های افغانی  به وجود می اید  وهم  ایران نه تنها چیزی برای شما انجام نه می دهد که شما را   قربانی سیاست های خویش نموده وازسرنوشت هزارها در معاملات سیاسی برای , منافع ملی خویش استفاده  می برند و هنگام که دنیا ی ازاد بداند سرنوشت هزاره ها بدست ایران است شما در جامعه بین المللی بد نام و در میان خود جامعه افغانی نیز جای ندارید که تما م این گفته ها سرانجام به حقیقت پیوست…اما احزاب افراطی شیعه در ان روزها این طرح را کفر امیز ونمایندگان مردم هزاره پاکستان را به شمول حسین یوسفی اسیر نموده وبه زندان انداختند. افراطی گری از نوع قرون وسطای ان ادامه یافت  . تب روشن فکر کشی  وخصومت علیه تحصیل کردها بالا گرفت.  افراطیون, از قتل داکتران, انجینیران, متخصیصین وتحصیل کرده های غیر سیاسی دانشگاهی هم دریغ نه ورزیدند  جریانات که از ایران هدایت سیاسی می شدند , چنان وضع فرهنگی , سیاسی وفضای فکری جامعه هزاره را اشفته ساخته بودند که روشن فکری در جامعه هزاره در ان سالها, جرم نابخشودنی بود . شخصیت ها وروشن فکران تحصیل کرده  , چه مسلمان,  چه دموکرات ,  چه شعله ی , همه از دم تکفیر, فراری ویا قتل عام شدند. سبعیت وشدت شقاوت این گونه  افراطی گری  در جامعه هزاره ان چنان شدید وبی رحمانه بود که برای دها نسل دیگر, استعدادمردم هزاره رادر تولید وزایش جریان روشن فکری درهم کوفت , ظرفیت, فرصت  وتوان جریان سازی سالم سیاسی  را برای دها سال دیگر از جامعه هزاره گرفت .  حال چنین است وضعیت , جامعه زنده مانده, از استبدا د ولایت فقها وحکومت های قبیلوی در افغانستان :

1/ در سالهای جهاد , هزاره ها از کمک های غرب ودنیای ازاد محروم شدند . در طول دو دهه که می توان انرا فرصت طلای وبر گشت ناپذیر خواند , توانای های بی نظیر انسانی جامعه هزاره , قربانی جنگ های داخلی میان احزاب ولایت فقیهی گردید. هنوز هم همان کفن کشان سابق سرنوشت جامعه سخت ضربه خورده هزاره را در معاملات  سیاسی اینجا وانجا دست بدست می نمایند.

2/ اگاهی سیاسی جامعه, واحزاب سیاسی در جامعه هزاره در اسارت شعار های صادره از ایران, نابود شد  ویا توسعه نیافت

3/ چندین نسل ازمکتب و دانشگاه محروم گردید وبر عکس مدارس دینی برای ترویج شعار های ایرانی وبد نام کردن هزاره ها  در سراسر هزارجات تقویت شد

.4/ هویت سیاسی , نژادی   وملی جامعه ستم کشیده هزاره در شعار های مذهبی  که از گلوی احزاب شیعه شنیده می شد , به کلی پنهان شد

.5/ سر نوشت  جامعه هزاره امروز , در فقدان جنبش روشن فکری  وسیاست مداران متعهد ودلسوز در بازار معاملات سیاسی در کابل دست بدست می شوند . جامعه هزاره هم چنان بی دفاع در شرایط دشوار , واماندگی سیاسی ٍ بسر می برد .گرچند می دانیم این ها از مسایل است که به تاریخ پیوسته است  اما نسل ما باید همیشه  گذشته را چراخ اینده اش بسازند . تا بار دیگر  قربانی  نشوند وراه درست سیاسی را از راه انحرافی ترجیح دهند.

دوم / رهای از زندان وفعالیت های فرهنگی وهنری  :

سرانجام یوسفی وجمعی از دوستان اش از اسارت احزاب ولایت فقهی ازاد شدند . گرچند مدتی از کار وفعالیت سیاسی , مایوس شد اما از طریق  کار های فرهنگی  وهنری به اگاهی بخشی جامعه هزاره  همت گماشت . جمع اوری ضرب المثل هزارگی , نوشتن تاریخ هزارها   وهمکاری برای تدوین فرهنگ هزارگی به انگلیسی وفرانسوی از کار های بیاد ماندنی شهید یوسفی به حساب می اید . یوسفی استعداد خودرا در درامه نویسی وهم اجرای ان به خوبی نشان داد . یوسفی عقاید سیاسی  واجتماعی خود را از طریق  طنز  ونمایش درامه های چون :  ٍ اذره بزکشی شده ٍ مایندر خمتوما والخاتو… به جامعه هزاره ارائه کرد.

سوم / فعالیت های اجتماعی :

یوسفی یکی از توانا ترین سخرانان جامعه هزاره کویته بود . درسالهای درد ورنج مهاجرت دسته جمعی هزاره های افغانستان در زمان طالبان وپیش از ان از حضور مهاجرین در محافل عمومی تبلیغ می کرد  وهزاره های کویته را در حمایت از  هزاره های مهاجر بسیج وتوجیه می کرد. یوسفی از هر گونه کمک های لازم به مردم اش دریغ نورزید هر هزاره ی  در هر کجای پاکستان که با مشکل مواجه می شد  تنها کسی که به یادش می امد یوسفی بود  واو شناخته وناشناخته  به کمک اش می شتافت  به زبان های اردو , پشتو , انگلیسی وفارسی تسلط کامل داشت  . این بخش را با گفته های مشهور یوسفی در یکی از درامه هایش,  خطاب به هزارهای پاکستان, به پایان می برم: او مردم ازره پاکستان اگر ازره افغانستان در کویته نمی امد زبان شما زبان ٍ جن ٍ می گشت.

چهارم / باز گشت دوباره به فعالیت های سیاسی.

تغیرات وتحولات , اوضاع اجتماعی وسیاسی در پاکستان , افغانستان وجهان  وبازتاب ان,  تغییر سیاسی در زندگی مردم هزاره در افغانستان وپاکستان ومهاجرت بیشتر هزاره ها به پاکستان  , ضرورت  هرچه بیشترکارهای دموکراتیک در جامعه هزاره پاکستان را افزایش داد . فقدان جریان واحد سیاسی که بتواند از منافع هزاره ها دفاع نماید باعث شد که یوسفی هرچه بیشتر, علاقه مند شوند تا  به همکاری دوستان  وهم فکران اش  هزاره دموکراتیک پارتی را ایجاد کند . یوسفی  در یک مرحله از طرف مردم هزاره کویته به عنوان کنسولر انتخاب شد ودر دو مرحله دیگر از طرف اتحاد ملی هزارها واز طرف هزاره دموکراتیک پارتی برای وزارت در دولت کاندید شد.  یوسفی درین اواخر تلاش داشت تا از طریق هزاره دموکراتیک پارتی  برای تامین حقوق هزاره ها  تلاش بشتر نماید . گرچند یوسفی هزاره ی بود که در پاکستان زندگی می کرد اما همیشه قلب اش برای سرنوشت هزاره های افغانستان می تپید . در جنگ های غرب کابل,  یوسفی  درایت وشایستگی مقاومت وایستادگی  شهید مزاری رابرای تامین حقوق هزارها می ستود و ودرجهت سیاست احیاء هویت ملی که توسط شهید مزاری از افغانستان رهبری می شد درامه ساخت وکارهای فرهنگی وهنری اش رادرین راستا دنبال کرد. درین اواخر چند بار به ملاقات سلطان علی کشتمند یکی از رهبران برجسته وتئیوریسن بزرگ , حزب دموکراتیک خلق افغانستان وصدر اعظم سابق افغانستان در لندن رفت . ودر رابطه با سر نوشت هزاره ها  با او گفتگو نمود . یوسفی به ارزوی  تغییر وتحول در زندگی هزارها ی افغانستان وتامین حقوق هزاره های پاکستان با هر جریان که صادقانه برای  تامین حقوق انسانی , عزت واقتدار هزارها فعالیت می کرد همکاری می نمود. تاثیر کار وفعالیت  اجتماعی وسیاسی  یوسفی بود که دها هزار نفر از مردم پشتون , بلوچ وهزاره , جنازه او را با اشک وانده فراوان, تشییع کردند وبا عزت واحترام  شایسته ان شخصیت ملی , اورا به خاک سپردند. ریس جمهور وصدر اعظم پاکستان  رسما ترور یوسفی را محکوم  وبه حزب , خوانواده ومردم هزاره پاکستان تسلیت گفتند. کانال های تلویزیون دولتی پاکستان , از اغاز تا پایان تشیع جنازه ان شهید را پخش کردند. امید واریم روزی  از روزگاری  ملیت هزاره از رنج ومحرومیت  سیاسی نجات یافته ودر کنار مردمان دیگر , افغانستان وپاکستان  برابر وبرادر وار زندگی کند . حق خود ارادیت سیاسی ملی را باز یابد.  جمعی از دانشجویان هزاره مقیم اروپا 1.2.2009

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 5
  • ثور
  • 1398
  • 25
  • April
  • 2019
  • 19
  • شعبان
  • 1440

عضویت در کانون