نوروز درکشورهای مانند افغانستان ؛ ایران ؛ تاجکستان ؛ ازبکستان ؛ ترکمنستان ؛ قزازقستان ؛ قیرقیزستان ؛ اذربایجان ؛ ترکیه ؛کردستان و…..تجلیل میشود واز اعیاد بزرگ فرهنگی به شمار می آید ودر سال 2010 درسازمان ملل به عنوان یک روز فرهنگی به ثبت رسید.
چند دهه ایست که افغانستانیها در اکثر نقاط جهان مهاجر و تعدادی زیادی شان در غرب پناهنده شده اند باانگیزه های متفاوت به این باورند که باگردهمایی های در قسمت حفظ فرهنگ وعنعنات شان باتجلیل از اعیاد به ویژه عید نوروز تلاش نمایند وتجلیل ازاین روز تقریبا به صورت یک سنت همیشگی در بین آنها و………. تبدیل شده است که با برگزاری کنسرتها ومحافل موسیقی ، رقص وپای کوبی تجلیل می گردد.
هرکس مطابق فهم و درک خود با این پدیده (تجلیل از نوروز) برخورد می نماید کسانیکه با سنین بالا مهاجر وپناهنده شده اند بایک دید به فرهنگ وگذشته خود می نگرند آنهاییکه در دنیایی مهاجرت وپناهندگی رشد ویا متولد شده اند با دید دیگری با پدیده های فرهنگی برخورد می کنند. هردو بادید متفاوت با قضایا برخورد دارند.
تجلیل از نوروز بیشتر توسط بزرگسالان وانجمن های که مربوط به انها است سازماندهی و زمینه های بزرگداشت اش فراهم میگردد و بیشتر شان با ذهنیت های گذشته ومطابق با همان معیار ها برخورد می نمایند و در عین حال نبود انگیزه در افکار وذهنیت شان کاملا مشهود است.
درچنین وضعیت جوانان ونوجوانان که در دنیای غرب خودرا شناخته و تحصیل کرده اند با پدیده های فرهنگی با ذهنیت وملاکهای جدیدبرخورد می کنند و دو دید وبا دو تلقی وبرداشت با بزرگداشتهای محفلی بر خورد می نمایند ، کلان سالها و انجمنهای شان هیچ ابتکار ونوآوری برای برگزاری مجالس جشنها و……ندارند خلاصه اینگونه بزرگداشتها به قرائت پیام شورای اجرائیوی فلان انجمن و…..وپارچه شعری توسط…..بعدش هم فلان آواز خوان با استفاده از کیبورد چند موزیک و چند شعری تکراری و…..وجوانان هم می رقصند تقاضای آهنگ قطغنی و آواز خوان هم آهنگ قدغنی که:
به این ساز قطغن میده میده پای بزن
خرابی ته نه بینم او بچه کاکل بزن
جوانان هم هیچ متوجه نبوده که به چه شعری و اهنگی می رقصند وبرای اکثریت شان هم مهم نیست که شعر آهنگ چیست.
جوانان ونوجوانان که محافل را گرم می کنند کسانی هستند که تازه زندگی پناهندگی در غرب را تجربه می کنند ویا داخل کمپها هستند ویا تازه برگه های قبولی شانرا گرفته اند.
جوانان که مثلا از کودکی در محیط غرب رشد یافته اند کمتر به اینگونه محافل انس می گیرند چرایکه اینگونه مجالس برایشان اشباع کننده نیست.
بزرگسالان که درافغانستان ، بعضی شان دوره های خوبی را گذرانده اند و بعضی شان فکر می کنند که چنین بوده اند اکثرا با خیالات دوران گذشته ای زندگی شان را بسر می برند با جوانان و اکثرا هم با فرزندان شان دچار مشکل هستند که در این زمینه نیاز مند بحث بیشتر در زمان دیگرضرورت دارد.
کمتر کسی بطور دقیق ، تعریف مشخص از زندگی جدید در فرهنگ کشورهای میزبان دارند، رقابت های منفی سیاسی ده ها سال قبل ذهنیت های اشخاص را اشغال نموده و تاثیرات منفی آن در شرایط جدید زندگی شان گاهی بطور عریان دیده می شود اینگونه مشکلات و ده ها مشکل دیگرکه تاثیرات منفی آنها به آینده های زندگی فرزندان شان که درکشورهای پناهنده پذیر ماندگار خواهند شد وجود دارد که اهل فکر وقلم کمتر به آن توجه می نمایند.
آنهاییکه باورمند به یک کار فکری و فرهنگی سالم ومفیدبرای نسل جدید شان هستند بدور از غوغا های سیاسی ، قشری ، قومی ، نژادی و طبقاتی در قالب سیمینارها ، کنفرانسها ، ورکشابها وگفتمانهای فرهنگی در بین هم ؛ همت گذاشته شود و عید نوروز و امثال آن نیز در اینگونه محافل تعریف وبعدا در قالب کنسرتها ارائه وتعریف گردد تا هویت گریزی نسل جوان مهار و به ثبات شخصیتی آنها موثر واقع گردد.
به امید آنروز
دیدگاه خودرا بنویسید