از نخستین روزهایی که طالبان پیدا شدند، سالهای هفتاد خورشیدی، من که دانشجوی دوره لیسانس بودم، تا امروز، روز به روز تحولات را دنبال کردهام و بسیاری از حوادث مربوط به آن را تا این لحظه به یاد دارم.
پیشرَویهای طالبان، هم در آن مرحله و هم امروز، وجه سلبی داشته است نه ایجابی. یعنی پیشرویهای آن هیچگاه ناشی از تواناییها و شایستگیهای آن نبوده است، بلکه ریشه در خطاها و کاستیهای طرف مقابل داشته است. هر یک از گروههای ضد طالب بدون استثنا در مقاطعی دچار خطای محاسباتی شده و تصور کردند که میتوانند با نزدیک شدن به آن رقبای خود را ضربه بزنند. در پایان کار هر کدام شان نتیجه خطای خود را به صورت کمرشکنی متحمل شدند. (از اشاره به موارد تفصیلی آن اکنون میگذرم تا در وقت و جای دیگری به آن پرداخته شود.)
امروز هم این گروه مزدور که از پستترین زبالههای این جامعه تشکیل شده است هیچ قابلیتی برای مدیریت جنگ یا مدیریت میدانی عملیات غیر جنگی ندارد. بخت طالب در این است که نیروهای ضد طالب، علیرغم کثرت و برتری از نظر امکانات جنگی و منابع انسانی، فاقد نگاه استراتژیک هستند و در اثر آن نمیتوانند اختلافات پیش پا افتادهی خود را مدیریت کنند و صیغهای ملی برای انسجام نیروها بسازند.
تحولات روزهای اخیر فرصتی فراهم آورده است که با درس گرفتن از خطاهای گذشته، رقابتهای کوچک و حقیر را سبب شرمساری تاریخی خود و ناکامی جاودانی یک ملت در برابر یک مشت حیوان متوحش نگردانیم.
برای اجتناب از تکرار خطاهای استراتژیک باید این چند نکتهی مهم در نظر گرفته شود:
1. باید هیچ رهبر سیاسی، چه در داخل دولت و چه در خارج آن، به طالب اعتماد احمقانه نکند و صف ملت را دچار شکاف نگرداند، زیرا این خودکشی ابلهانهای خواهد بود.
2. خیزشهای مردمی و جبهههای مقاومت باید در هماهنگی کامل با دستگاههای دفاعی و امنیتی عمل کنند و نقش شان نباید به ضعف بیشتر دولت منتهی شود. باید حساب نظام را از چهرههای سیاسی جدا کرد. اگر نظام بپاشد هیچ نیروی غیر رسمی نمیتواند به تنهایی در مقابل این سیل ویرانگر بایستد و خود را از سرنوشت محتوم شکست و نابودی برکنار بدارد، و با عاقبت خفتبار خود مضحکهی تاریخ نشود.
3. مبارزه با طالبان نمیتواند به جایی برسد مگر آنگاه که همراه شود با مبارزه با فکر و ایدئولوژی جهنمی آن. طالبِ امروز تجسم همان ملای لنگ دیروز است که سلالهی خبیثهی آن بارها خود را بازتولید کرده و این کشور را از پیوستن به کاروان ترقی باز داشته است. امکان ندارد با افکار طالبانی به جنگ طالبان رفت. این فقط یک طنز مسخره خواهد بود که به تکرار تراژیدی خواهد انجامید. جبههی ضد طالب هنوز از این ناحیه رنج میبرد و به همین جهت هم افت و خیزهای دردناکی را تجربه کرده است.
اگر این نکات در نظر گرفته شود فرش این گروهک مزدور به زودی برچیده خواهد شد.
دیدگاه خودرا بنویسید