نوروز را گرامی می داریم که خجسته ترین روزاست, از روز ها وشب های سال . نوروز نفس گرم طبیعت وزندگی است که پس از ماها کرختی وخواب طولانی به تپش می اید وزنگ تغییر وتحول طبیعت وزندگی ادمیان را می نوازد و بار دیگر , خنده ها وشکوفه های سبز بهار را، به طبیعت وزندگی انسان هدیه می نماید. نوروز هدیه ی افتخار امیز قومی و نژادی نیست که با استفاده از ان بر دیگران فخر فروشي کرد. نو روز از نماد ها ی تاریخ وفرهنگ اقوام وملت های بزرگ اسیايي است که هر کدام در عظمت وشکوهمندی آن سهمی داشته اند. نوروز شکوفه طبیعت ولبخند زیبای بهار است که در بخش از کره خاکی ، پایان سکوت سرد زمستان را اعلام می دارد و در حقیقت نوروز، تغیر وتحول است که در طبیعت وزندگی وهر انچه زنده است عمدتا در سرزمین اسیا رخ می دهد.در ادیان وعقاید مردمان سرزمین نوروز، نوروز اغاز فصل جدید وتنها خنده ی شکوهمند شکوفه های بهار طبیعت نیست. نوروز روز امید و ارزوی تحول ودگرگونی در روح وروان ادمیان نیز هست . زیرا روح وروان ادمی در فراز وفرود تحولات زندگی جمعی، در مه از الودگی ها, نا امیدی ها وناپاکی ها ی زندگی از نفس می افتد . ناامیدی والودگی های که روح سر شار انسانی را اسیر پنجه های خویش می سازد . اما انسان از ته این مه غلیظ وسنگین زندگی، به ازادی و وارستگی امید وار است؛ ودر نوروز است که مردمان سر زمین ما، از عمق جان شان با یک دنیا امید وارزو فریاد می کشد! خدایا ! ای خداوند تغییر دهنده وتحول افرین، حال مارا متحول کن وروح مارا به پاکی وازادگی وروان مارا ازنفرت ونامهربانی، به صلح وصفا، از ذلت وکینه ورزی، به عزت ومحبت تغییر بده !
حضار گرامی !
هرچند، حکومت های قبیلوی در پیوند با بیگانگان , جنگ وفقر را بر تاریخ وسرنوشت افغانستان تحمیل ساخت و روابط اجتماعی مارا درهم شکست ومردم مارا به صدها کشور دنیا آواره ومهاجر ساخته است؛ اما گرامی داشت وشاد مانی در نوروز، از سوی مردمان سر زمین خورشید، نشان می دهند که فرهنگ و تاریخ ملتها هرگز نابود شدنی نیست. مردم افغانستان نیزدر بستر فرهنگ وتاریخ خویش در برابر طوفان ها وباد های سهمگین، هر گز نه هراسیده و زانوی شکست وتسلیم بر زمین نساییده است . طبیعی است که تاریخ و فرهنگ ملتها واقوام، در دامن زلال جاری طبیعت متحول می گردد. اما از دل این تغیيرات ودگرگونی ها انسان نو، اندیشه نو و ارزوهای خجسته شکل می گيرد وبه بار می نشیند وبدین سان، انسان بسوی وارستگی وشایستگی، گامی فرا پیش می نهد. هر چند از چکاچک شمشیر وارثان خون وجنون، هنوز هم خون تازه می چکد واحیا گران فرهنگ خشونت و ظلم و استبداد و جاهليت در جای جای افغانستان، فرزندان عذاب کشیده ی آن مرز وبوم را سر می برند، فرهنگ وکتاب را به اتش می کشند، صلح وازادی , عدالت ودموکراسی را به گروگان گرفته اند، اما خوش بختانه، صلح، برابری وبرادری وایجاد افغانستان نوین وبا ثبات وبا فرهنگ، اکنون به عزم ملی مردم ما تبدیل گشته است. امروز و یا فردا علی الرغم لجاجت های لجام گسیخته ی بنیاد گرایان طالبانی به حکم تاریخ وعزم و اراده نسل امروز، کشور ما به صلح وثبات دست می یابد و نسل نو، روز نو وتاریخ نو را می افریند. بیایيد ما هم درین جا که اکنون خانه ی ما گردیده است، از گذشته های تلخ , روی بر تابیم ودست برادری وهم زیستی را عاشقانه بفشاریم وبرای ایجاد اجتماع گرم و صمیمی، گام های مسوولانه و صادقانه ای را بر داریم!
هم وطنان عزیز!
آیا هیچ اندیشیده ایم که ما چگونه می توانیم به خود , کشور , جامعه و سرزميني که در آن زندگي می کردیم کمک نمایيم؟ تاریخ هجرت و آوارگی ، مردمان کشور های انکشاف یافته ی اسیایی درس ها وعبرت های اموزنده ای دارند، این تجارب را می توان بر دو گروه تقسیم کرد: گروهی امده اند و به تدریج جذب فرهنگ ونظام اخلاقی غرب گشته اند و چشم بسته بدون هیج گونه تفاوت وارزیابی درست ، غرق در بدی ها وناشایستگی های فرهنگی آن گردیده است. در انجام ناهنجاری های اخلاقی آن به مسابقه پرداخته اند؛ وزشتی های که مراکز علمی در اینجا تلاش دارند تا انها را از دامن فرهنگ وجامعه غرب بزدایند تا فرهنگ وشرایط معنوی زندگی در جامعه غرب انسانی تر شود. محبت وعشق به انسان وروابط گرم اجتماعی وپایه های نظام اخلاقی برای استحکام زندگی پر از صفا ی فامیلی احیاء گردد؛ اما برخی از مهاجران خارجي به دلیل نا اگاهی ویا بد فهمی از فرهنگ خویش در منجلاب ازبی هویتی فرهنگی در غرب، گرفتار امده است. این گرفتاری نه تنها ان هارا بی هویت وسر در گم نموده اند، که از تحصیل وفرا گیری اندیشه وتمدن معاصر نیز باز مانده است. اماگروهی دیگر با چشمان باز ونگاه انسانی ، با تکیه بر تاریخ وفرهنگ خویش ارزشها ی فرهنگی وتمدن غرب را درک ونقد نموده و با حفظ هویت وشخصیت واراسته وانسانی خویش به تحصیل علم ودانش در غرب پرداخته است . جنبه های مثبت وقوانین زندگی غرب را اموخته وبرای ایجاد تحول در زندگی خود و کشور های خویش نیز تعهد خودرا فراموش نکرده است . از تجارب علمی و پیش رفت های عظیم زندگی در غرب، برای بهبود زندگی مردمان کشور خویش سود برده ومی برند. پدران ومادران، فرزندان خویش را با احساس وفرهنگ ملی خویش، رشد وبزرگ نموده آانها را برای سهم گیری در پیشرفت کشور ومردم خود اماده و تشویق می نمایند.
هم وطنان عزیز !
حفظ روحیات ملی ورشد خصوصیات فرهنگی، جوانان را از هر گونه لغزش وبی هویتی باز می دارند. عزم واراده انها را در تحصیل و رشد شخصیت مستقل واینده ساز، تقویت می نماید . بی هودگی فرهنگی واخلاقی روح وروان جوانان مارا می ازارد وبدون تردید انها درفضای سردرگمی فرهنگی واخلاقی، مایه ی نگرانی واضطراب خود وخانواده خویش می گردد. ما امید واریم مردم ما، پدران ومادران ما در دوران اوارگی، رسالت ومسئولیت سنگین خویش را فراموش ننمایند. مردم و اینده سبز و درخشان وطن، چشم امید بسوی دهها هزار جوان مهاجر دوخته است تا با اندیشه، علم ودانش خویش در تحول زندگی وایجاد افغانستان اباد وازاد سهم بگیرند. حضارگرامی! کانون افغانستانی های فنلند اظهار امید واری می نماید تا ما در فنلند با وحدت وهمبستگی ملی و انجام کارهای مثبت جامعه افغانی خویش را سر بلند وشایسته بداریم وازین طریق، دژ مستحکم حمایت روحی، معنوی، فرهنگي و اخلاقي جوانان وفامیل خویش گردیم. کانون افغانستانيهای فنلند آغاز سال جديد را به شما تبريک گفته , سلامتي، خوشي و موفقيتهای شما را از خداوند متعال خواستار است!
سال نو خجسته وگرامی باد !
کانون افغانستانی های فنلند.1388
!
دیدگاه خودرا بنویسید