
آدمك ها
——–
این جهان از آدمک ها پر شد
آدمی اندر میان اش گم شده
مکر و نیرنگ و فریب و هم دغل
کیش و آیین همه مردم شده
یک طرف حرفی ز محشر میزنند
از خدا و از پیمبر میزنند
وآن طرف با صد هزار درنده گی
بی گناهی را به خنجر میزنند
جای دل در سینه ها شان سنگ است
اندرونش پر ز هر نیرنگ است
رحم بر مظلوم ندارند ذرهء
هر طرف بینی که جنگ و جنگ است
سروری ! پایان ندارد این ستم
رنگ صلح در کشورم کم رنگ است
ع.م. سرورى
٦ جون ٢٠٠٩ هلسينكى
دیدگاه خودرا بنویسید